کانون سینماگران جوان

هنر : سینما و ادبیات

انتشار پشت صحنه فیلم "فروشنده" اثر تازه اصغر فرهادی
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٥

comment نظرات ()
جنجال خبر نمی‌کند! نگاهی به آخرین و مهم‌ترین اخبار سینمای جهان
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٥

 

حمایت ژانگ ییمو از مت دیمن سر جنجال «دیوار بزرگ»
هفته‌ی گذشته اولین تریلر فیلمی با عنوان دیوار بزرگ به کارگردانی ژانگ ییمو و با بازی مت دیمن (که البته موسیقی متن آن را هم رامین جوادی خلق کرده است) منتشر شد. در حالی که خیلی‌ها منتظر فیلمی درباره ساختن دیوار تاریخی چین بودند، آن‌چه نصیب علاقه‌مندان شد، یک فیلم اکشن درباره هیولایی اسطوره‌ای و ارتشی بود که به مقابله با آن می‌پردازد و رهبرشان دیمن است. پخش این تریلر تبدیل به جرقه‌ای برای یک مناقشه‌ی گسترده سر این واقعیت شد که یک بازیگر سفیدپوست آمریکایی برای بازی در نقش اصلی انتخاب شده است و... حتی بازیگری با نام کانستنس وو در واکنش به فیلم چنین پیامی را توییت کرد: «ما باید با این افسانه‌ی نژادپرستانه و فراگیر مقابله کنیم که فقط یک سفیدپوست می‌تواند جهان را نجات دهد.» کارگردان چینی ژانگ ییمو در بیانیه‌ای به «اینترتینمنت ویکلی» به این مناقشه پرداخت و توضیح داد که شخصیت دیمن در خدمت یک نقطه‌ی عطف مهم داستانی است: «از بسیاری جهات، دیوار بزرگ بر خلاف آن فیلمی است که تصورش شکل گرفته است. برای اولین بار فیلمی با ریشه‌های عمیق در فرهنگ چین، با یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های تشکیل‌شده از بازیگران چینی، در مقیاسی عظیم برای عموم تماشاگران جهان ساخته شده است. باور دارم این گرایش و راهی است که باید صنعت سینمای ما از آن استقبال کند.» این فیلم گران‌ترین پروژه‌ی سینمایی است که تا امروز در چین ساخته شده و برآورد هزینه‌ی آن دست‌کم ۱۳۵ میلیون دلار ارزیابی شده است. ییمو در ادامه‌ی صحبت‌هایش افزود: «فیلم ما درباره ساخت دیوار چین نیست. مت دیمن هم بازیگر نقشی نیست که ابتدا برای یک بازیگر چینی در نظر گرفته شده باشد. ورود این شخصیت به داستان یک نقطه عطف مهم در پیرنگ است. در داستان ما، پنج قهرمان اصلی وجود دارد که او یکی از آن‌هاست و چهار قهرمان دیگر چینی هستند. تلاش و ایثار جمعی این قهرمانان، قلب احساسی فیلم ما را تشکیل داده است.» این کارگردان بزرگ با این جمله‌ها بیانیه‌اش را به پایان رسانده است: «به عنوان کارگردان بیش از بیست فیلم چینی‌زبان و المپیک پکن، من بازیگران هیچ فیلمی را بر خلاف نگاه هنری‌ام انتخاب نکرده‌ام و نخواهم کرد. امیدوارم وقتی همه فیلم را تماشا کردند و به این واقعیت‌ها پی بردند، با من هم‌نظر شده باشند.» دیوار بزرگ هفدهم فوریه ۲۰۱۷ به نمایش عمومی درمی‌آید.


comment نظرات ()
اولین شیر طلای آمریکای لاتین و جایزه منتقدان برای سینمای ایران
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٤

  • 13 سپتامبر 2015 - 22 شهریور 1394

"از دور دست" نخستین ساخته لورنزو ویگاس

شنبه شب، دوازدهم سپتامبر، شیر طلای هفتاد و دومین دوره جشنواره ونیز در میان تعجب همگان به فیلم "از دور دست" ساخته لورنزو ویگاس از ونزوئلا رسید.

این فیلم که اولین ساخته سازنده اش است رقبای سرشناسی چون السکاندر سوخوروف، تام هوپر و مارکو بلوچیو را دست خالی به خانه فرستاد؛ اولین فیلم ونزوئلایی که تاکنون به بخش مسابقه جشنواره ونیز راه یافته بود، اولین شیر طلای کشورهای آمریکای لاتین را به ارمغان آورد.

این فیلم داستان رابطه یک مرد میانسال همجنس‌گرا با پسری جوان خشن خیابانی را روایت می کند. این مرد که آرماندو نام دارد در خیابان های کاراکاس به مردان جوان پول می دهد تا برای او لخت شوند. اما پسر جوان خشنی به نام الدر همه چیز را تغییر می دهد.

افتتاح جشنواره فیلم ونیز؛ از فتح اورست تا تک فیلمی از ایران

گیرمو آریاگا، نویسنده و فیلمنامه نویس مکزیکی که با فیلم های درخشانی چون ۲۱ گرم شناخته می شود، یکی از تهیه کنندگان این فیلم و از نویسندگان داستان آن است.

Image copyrightGettyImage captionپابلو تراپرو برای کارگردانی فیلم "دار و دسته" جایزه شیر نقره ای بهترین کارگردان را به دست آورد

این فیلم در روزهای آخر ونیز، زمانی که این جشنواره به دلیل حضور بسیاری از شرکت کنندگان آن در جشنواره تورنتو، خلوت می شود، به نمایش درآمد و مورد توجه منتقدان حاضر قرار نگرفت، اما هیات داوران با حضور چهره های شناخته شده ای چون آلفونسو کارائون، نوری بیلگه جیلان، هو سیائو سین و پاول پاولیکوفسکی این فیلم را لایق دریافت شیر طلایی دانست.

از دار و دسته تا جنون

بسیاری بر این باور بودند که فیلم "غیر متعارف" انیمیشن ساخته چارلی کافمن و دیوک جانسون برنده شیر طلایی امسال خواهد بود، اما این فیلم جایزه بزرگ هیات داوران را گرفت.

پابلو تراپرو برای کارگردانی فیلم "دار و دسته" جایزه شیر نقره ای بهترین کارگردان را به دست آورد و جایزه بهترین بازیگر زن به هنرپیشه ایتالیایی والریا گولینو برای بازی در نقش آنا در فیلم "برای رضای تو" رسید و بازی ستایش برانگیز بازیگر فرانسوی فابریس لوشینی در نقش یک قاضی در فیلم "ردای قاضی"( L’Hermine) از چشم داوران دور نماند و جایزه بهترین بازیگر مرد را برای او به ارمغان آورد.

"ردای قاضی" به نویسندگی و کارگردانی کریستین ونسان، جایزه بهترین فیلمنامه را هم از آن خود کرد؛ داستان قاضی ای که عاشق یکی از اعضای هیات منصفه خود است و آنها باید پرونده قتل یک بچه را بررسی کنند.

در ابتدا به نظر می رسد مساله قتل موضوع اصلی فیلم است، اما این کمدی مفرح، خیلی زود به سمت پرداخت دنیای خصوصی یک قاضی و اعضای هیات منصفه تمایل پیدا می کند و فیلم کاملاً متفاوتی خلق می شود.

Image copyrightGettyImage captionجایزه بهترین بازیگر زن به هنرپیشه ایتالیایی والریا گولینو برای بازی در نقش آنا در فیلم "برای رضای تو" رسید

اما جایزه ویژه هیات داوران به فیلمی از سینمای ترکیه رسید: "جنون" ساخته امین آلپر.

این فیلم که لیاقت شیر طلای ونیز را داشت، اثر بسیار پیچیده ای است که با یک فضای ساده رئالیستی آغاز می شود و رفته رفته با آمیختن رویا و خواب و جنون، به ترکیب غریب شگفت انگیزی می رسد که در آن تمیزدادن واقعیت از خواب و رویا غیر ممکن است. این فیلم که موضوع بمب گذاری های اخیر در ترکیه را دستمایه کار خود قرار داده، پیش از آن که فیلمی سیاسی باشد، دغدغه آمیختن فرم و تجربه یک فضای به شدت سوررئال را دارد که از نیمه فیلم به بعد تماشاگر را در جنون شخصیت هایش شریک می کند.

با آن که "فرانکوفونیا" ساخته الکساندر سوخوروف (برنده شیر طلایی ونیز برای فیلم فاوست) نزد منتقدان ارج و قرب زیادی یافته بود و در جدول‌های ارزشگذاری در رده بهترین ها ایستاد، به حق نصیبی از جوایز داوران نبرد.

فرانکوفونیا نوعی فیلمسازی ساده است که در نبود بودجه، فیلمساز خود در فیلمش حاضر می شود و بجای بازسازی جنگ دوم جهانی(که طبیعتاً مخارج زیادی دارد) بسیاری از وقایع را خودش توضیح می دهد. نوع فاصله گذاری درون فیلم و نوع روایت آن تجربه اصیلی نیست و بیشتر نوعی ادای روشنفکرانه به نظر می رسد که چندان با مذاق داوران سازگار نبود.

داوران بخش افق ها به ریاست جاناتان دمی، فیلمساز شناخته شده آمریکایی، جایزه بهترین فیلم این بخش را به یک فیلم آمریکایی- نیوزیلندی به نام "براستی آزاد" به کارگردانی جیک ماهافی اهدا کردند و فیلم ایرانی "چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت"، نصیبی از جوایز رسمی این بخش نداشت.

جایزه منتقدان بین المللی برای سینمای ایران

تنها نماینده سینمای ایران در جشنواره ونیز، "چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت"، اولین ساخته وحید جلیل وند توسط منتقدان بین المللی (فیپرشی) به عنوان بهترین فیلم بخش های موازی جشنواره ونیز( بخش های خارج از مسابقه) انتخاب شد.

Image copyrightOtherImage caption"چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت" متعلق است به موج تازه سینمای ایران است

"چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت" متعلق است به موج تازه سینمای ایران در پرداخت معضلات فقیرترین قشر جامعه شهری که در آن سعی شده در فضایی رئالیستی زندگی دو زن نیازمند به شیوه ای مستقیم- و گاه اشک انگیز- در برابر تماشاگر قرار بگیرد.

فیلم موقعیت غریبی را روایت می کند که در آن یک مرد که می خواهد سی میلیون تومان پول به نیازمندترین شخص بدهد، با مضامینی چون داوری و انتخاب درگیر می شود در حالی که مشکلات شخصی و روحی او هم به یکی از اصلی ترین دغدغه های فیلم بدل می شود.

امسال انجمن منتقدان بین المللی جایزه خود در بخش مسابقه را به فیلم یک سینماگر کهنه کار ایتالیایی اهدا کرد: "خون خون من" ساخته مارکو بلوچیو که هیچ سهمی از جوایز رسمی داوران نداشت و به کل از دید آنها دور ماند.


comment نظرات ()
جشنواره فیلم کارلووی واری؛ از مهاجرت تا امیر نادری
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤
"میزانسن با آرتور پن(یک مکالمه)" ساخته امیر نادری

جشنواره بین المللی فیلم کارلووی واری، شنبه شب، یازدهم ژوئن، با اهدای جوایز به بهترین ها به کار خود پایان داد.

کارلووی واری به فاصله حدود صد کیلومتری پراگ، مرکز جمهوری چک، شهری است تاریخی، ته یک دره زیبا که با آب و هوای تابستانی دلچسب اش برای پنجاهمین بار میزبان این جشنواره بین المللی بود؛ جشنواره ای که روزهای تلخ و سیاهی را پشت سر گذاشته (تا آنجا که در دوران شوروی سابق مجبور بودند فیلم های سیاسی و تبلیغاتی به نمایش بگذارند و جایزه ها بنا به دستورات بود) و امروز، از نظر کمیت و کیفیت، یکی از مهمترین جشنواره های سینمایی اروپاست.

انتخاب فیلم ها در بخش های مختلف امسال نشان از حسن دقت برگزار کنندگان دارد و در مجموع سال پرباری را برای این جشنواره رقم زد؛ جشنواره ای که به نظر می رسد کمتر از دیگر جشنواره های پرسر و صدا تحت تاثیر تهیه کنندگان و پخش کنندگان فیلم است و از سوی دیگر برخلاف بسیاری از جشنواره ها، چندان در پی گرد آوردن نام های بزرگ نیست.

کارلووی واری در عین حال که از کشورهای مختلف جهان فیلم انتخاب می کند و امسال ۲۲۶ فیلم را از کشورهای گوناگون به نمایش گذاشت، محل بسیار مناسبی است برای تماشای فیلم های اروپای شرقی؛ کشورهایی که این روزها سینمای شگفت انگیزی را عرضه می کنند و در جشنواره های مختلف اروپا پیشتازند.

جوایز جشنواره

با این حال جایزه اصلی جشنواره امسال به یک فیلم آمریکایی تعلق گرفت: جایزه بیست و پنچ هزار دلاری بهترین فیلم بخش مسابقه به "باب و درختان" ساخته دیه گو اونگارو رسید.

اونگارو که یک فیلمساز فرانسوی است، پیشتر فیلم کوتاهی به همین نام درباره باب تاراسوک، مردی که در آمریکا علاقه زیادی به درختان و طبیعت دارد، ساخته بود و حالا با همین موضوع و همین نام، اولین فیلم بلند خود را عرضه کرده که سعی دارد شخصیتی جذاب را در رابطه با طبیعت به تصویر بکشد.

اما جایزه بهترین کارگردان، به یکی از دیدنی ترین فیلم های امسال رسید: بابا ساخته ویزار مورینا، محصول مشترک آلمان، کوزوو، مقدونیه و فرانسه.

فیلم با محور مهاجرت- یکی از مسائل و مشکلات اصلی اروپا در چند دهه اخیر- می توانست به فیلمی شعاری بدل شود، اما نگاه فیلمساز و نحوه روایت، یک اثر انسانی دلچسب را تصویر می کند که بیش و پیش از هر چیز درباره رابطه عاطفی یک پسر ده ساله و پدرش است و جایی را روایت می کند که پدر در راه مهاجرت به آلمان، او را با خانواده برادرش رها می کند، اما پسر که دنیا را تنها در محبت وآغوش پدر می بیند، به تنهایی به دنبال او به راه می افتد.

null"بابا" ساخته ویزار مورینا، محصول مشترک آلمان، کوزوو، مقدونیه و فرانسه.

فیلم در لبه غرق شدن در احساسات متوقف می شود و با فاصله به شخصیت هایش نگاه می کند، در نتیجه جهان آنها بسیار درگیرکننده تر از یک ملودرام است؛ با پایانی شگفت انگیز که یک رویای ترسناک را با جهان واقعی می آمیزد.

سینمای ایران

جشنواره کارلووی واری هر سال توجه خاصی به سینمای ایران داشته، اما امسال سال پر رونقی برای سینماگران ایرانی نبود. شنیده ها حاکی است که دو فیلم تازه از داخل ایران برای بخش های غیر از مسابقه این جشنواره پذیرفته شده بودند، اما تهیه کنندگان آنها ترجیح داده اند تا بخت خود را برای شرکت در بخش مسابقه لوکارنو و ونیز- که طی دو ماه آینده برگزار می شوند- امتحان کنند.

هنگامه پناهی، تهیه کننده شناخته شده ایرانی، امسال یکی از داوران بخش اصلی این جشنواره بود. پناهی طی سال ها با فیلمسازانی چون جعفر پناهی، ژاک اودیار، ژیا ژانگکه،الکساندر سوخوروف و مارکو بلوچیو کار کرده است.

در بخش "شش برخورد نزدیک"، شش فیلمساز، شش فیلم را برگزیده اند و انتخاب مارک کازینز، مستندساز و منتقد فیلم، "نون و گلدون" ساخته محسن مخملباف بود که تنها فیلم ایرانی جشنواره محسوب می شد.

اما آخرین ساخته امیر نادری هم در جشنواره نمایش داشت: "میزانسن با آرتور پن(یک مکالمه)". این فیلم سه و نیم ساعته تنها ضبط ویدئویی گفت و گوی نادری با آرتور پن است، بی آن که تدوین شده باشد و فیلمساز تلاشی برای تبدیل آن به "فیلم" ارائه کند. خود نادری می گوید به اصرار دوستان اش این فیلم را عرضه کرده تا این گفت و گو در تاریخ سینما بماند.

nullجام بلورین جشنواره امسال به ریچارد گیر تعلق گرفت

هرچند آرتور پن فیلمساز جذابی است اما دوربین و نمای ثابت بسیار طولانی به سرعت تماشاگر را خسته می کند، به ویژه که نادری، با زبانی نه به طور کامل قابل فهم، اصرار دارد که گاه هر چند ثانیه یک بار در میانه حرف های پن چیزی به تائید بگوید یا سوال تازه ای مطرح کند. برخی از این سوالات جذاب اند اما برخی دیگر- مثل پرسیدن نام همسر او و بعد به تاکید پرسیدن نام فامیل همسر او، باضافه پرسیدن درباره جزئیات بسیار ریزی از داستان های کودکی- کمکی به درک دنیای آرتور پن نمی کند.

تقدیرها

جام بلورین این جشنواره که هر سال به دستاورد هنری عمر یک هنرمند تعلق می گیرد، امسال به ریچارد گیر رسید. او با حضور خود در مراسم افتتاحیه، شب پرسر وصدایی را رقم زد و صفحات اول روزنامه های چک را به خودش اختصاص داد.

اما لاریسا شپتکو، یکی از معروف ترین زنان سینماگر جهان که دهه هاست در بین ما نیست، یک مرور آثار نادر و شگفت انگیز داشت: نمایش پنج فیلم او که یکی از آنها گمان می رفت برای همیشه نابود شده و در کنار آن، نمایش شاهکارش، عروج(۱۹۷۶) بر روی پرده سینما به شکل سی و پنج میلی متری که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. همه نمایش ها با مقدمه و توضیحات جذابی از پسر او، آنتون کلیموف،همراه بود؛ حاصل ازدواج شپتکو با دیگر فیلمساز سینمای شوروی، الیم کلیموف.

شپتکو که در سن چهل و یک سالگی در یک تصادف رانندگی به همراه چهار نفر از گروهش جان خود را از دست داد، با دولت شوروی مشکلات زیادی داشت. آنتون کلیموف در پاسخ به سوالی، احتمال ساختگی بودن این تصادف را بعید دانست.


comment نظرات ()
'بهشت سینمادوستان' و مرمت چند فیلم برجسته ایرانی
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳٩٤

05 تیر 1394

بیست و نهمین جشنواره فیلم "ایل چینما ریترواتو" از بعدظهر شنبه ۲۷ ژوئن در بولونیای ایتالیا آغاز به کار می‌کند.

این جشنواره اهمیتی جهانی در نمایش آثار مرمت شده و تازه کشف شده تاریخ سینما و مشارکت جمعی مهم‌ترین آرشیوهای فیلم دنیا دارد و به همین دلیل به آن لقب "بهشت سینمادوستان" و "جشنواره کن سینمای کلاسیک" داده‌اند.

در این دوره از جشنواره در طی هشت روز، ۴۲۷ فیلم نمایش داده می‌شود. جشنواره در شش سینما، یک سالن اپرا و دو فضای باز برگزار می‌شود که ظرفیت کوچک‌ترین آن‌ها ۶۵ صندلی و بزرگ‌ترینشان‌ ده هزار صندلی است. فیلم‌های نمایش داده شده از چند ثانیه (فیلم‌های اولیه) تا چهار ساعت و نیم ("خاطرات عدالت" ساختۀ مارسل افولس دربارۀ جنایات جنگی) طول زمانی دارند.

جیان لوکا فارینلی، مدیر فستیوال، می‌گوید: "فقط این‌جا در بولونیاست که تماشاگران می‌توانند در بخش‌هایی غنی و به دقت طرح‌ریزی شده دوره‌های مختلف تاریخ سینما را که تا امروز به ندرت دیده شده و یا به طور مناسب ارائه نشده مرور کنند."

بخش‌های مختلف این جشنواره را تیمی بیست نفره از مورخان و کارشناسان سینما طراحی و برنامه‌ریزی کرده‌اند که تنها عضو ایرانی‌اش احسان خوش‌بخت، پژوهشگر سینمایی، است.

این جشنواره هم‌چنین برای نمایش‌های شبانه فیلم در میدان اصلی شهر، پیاتزا ماجوره، شهرت دارد، جایی که هزاران تماشاگر از ساعت ده شب به تماشای کلاسیک‌های تاریخ سینما روی پرده‌ای که بخش عمده‌ای از یک ضلع میدان را اشغال می‌کند می‌نشینند.

nullنمایی از 'اون شب که بارون اومد'

حضور ایران

در این دوره از جشنواره برای اولین بار فیلم‌خانه ملی ایران با نمایش آثار مرمت شده تازه‌اش، "گاو" و "اون شب که بارون اومد"، در کنار نمایش پرینت‌های تازه‌ای از "شب قوزی" و "یک اتفاق ساده" حضور دارد.

طبق یادداشت‌های کاتالوگ ۳۶۰ صفحه‌ای فستیوال، مرمت نگاتیوهای اصل دو فیلم ایرانی به طریق دیجیتال و با سرمایه‌گذاری فیلمخانه ملی ایران در شرکت پیشگامان سینمای آریا انجام شده است. این مرمت، به خصوص در مورد مستند کامران شیردل، "اون شب که بارون اومد" به خاطر صدمه دیدن نگاتیوهای اصل فیلم در مرحله ظهور در لابراتور با دشواری‌های خاص خود همراه بوده است.

اما به گفتۀ متخصصان هر دو فیلم مرمت شده ایرانی با استانداردهای بین‌المللی انطباق دارند و نمونه‌های خوبی از حفظ میراث سینمایی یک کشورند.

nullنمایی از 'شب قوزی'

"بنیاد سینمای جهان" و مارتین اسکورسیزی

وظیفۀ این بنیاد که توسط اسکورسیزی راه‌اندازی شده حفظ میراث سینمایی کشورهای مختلف جهان است. این بنیاد فیلم‌های کلیدی سینمای کشورهای مختلف را در بولونیا مرمت می‌کند، رسالتی که تا به حال مشمول سینما ایران هم شده و چند سال پیش فیلم "رگبار" بهرام بیضایی توسط آن‌ها مرمت شد.

امسال سه مرمت تازۀ این بنیاد به نمایش درمی‌آیند که عبارتند از "اینسیانگ" (لینو بروکا، ۱۹۷۶)، اولین فیلم تاریخ سینمای فیلیپین که وارد جشنواره کن شد، "آه روزها!" (احمد المعنونی، ۱۹۷۸)، یکی از اولین موفقیت‌های جهانی سینمای مراکش و "دختر سیاه" (عثمان سمبن، ۱۹۶۶) که اسکورسیزی دربارۀ آن می‌گوید: " فیلمی ستایش برانگیز، خشمگین، سحرانگیز و بی‌شباهت به فیلم‌های دیگر."

احیا و مرمت

این بخش به نمایش آثار مرمت شده تاریخ سینما تعلق دارد. شماری از این آثار در خود لابراتورهای بولونیا مرمت می‌شوند، اما تعداد زیادی هم از آرشیوهای مختلف دنیا به بولونیا فرستاده می‌شود. هر یک ساعت فیلم نمایش داده شده در این بخش معادل صدها ساعت کار مستمر گروهی بزرگ از مرمت‌گران است.

فیلم‌های این بخش شامل آثاری مثل "ماریوس" (الکساندر کوردا، ۱۹۳۱)، "گروه زیبا" (۱۹۳۶) و "پایان روز" (۱۹۳۹)، هر دو به کارگردانی ژولین دوویویه، سه‌گانه مشهور آپو (۵۹-۱۹۵۵) ساختۀ ساتیاجیت رای، "بانی لیک گم شده" (اتو پره‌مینجر، ۱۹۶۵)، "ناگهان بالتازار" (روبر برسون، ۱۹۶۶)، "روکو و برادران" (لوکینو ویسکونتی، ۱۹۶۰) و فیلم‌هایی از شانتال آکرمن و مانوئل دی الیویرا می‌شود.

یکی از مهم‌ترین فیلم‌های این بخش، نمایش فیلم ناتمامی از اورسن ولز به نام "پرترۀ جینا" (۱۹۵۸)، با شرکت جینا لولو بریجیداست و همین‌طور فیلم جنایی کوتاهی از فرانسوا تروفو به نام "چهار ضربه" (۱۹۶۲) [با فیلم ۱۹۵۹ تروفو به نام "چهارصد ضربه" اشتباه گرفته نشود] که خیلی از سینمادوستان حتی از وجودش هم خبر نداشتند و در آن خود تروفو نقش یک قاتل را بازی می‌کند.

صدسالگی اینگرید برگمن

جشنواره صدسالگی یکی از بزرگ‌ترین ستارگان زن تاریخ سینما را نه فقط با نمایش آثار محبوبی مثل "کازابلانکا" جشن می‌گیرد، بلکه در رویکردی متفاوت تقریباً تمام آثار دوره سوئدی او و قبل از مهاجرتش به آمریکا را نشان می‌دهد. ایزابلا روسلینی، دختر برگمن، در جشنواره حضور خواهد داشت.

null

سینما – صد سال پیش

در این قسمت هر سال فیلم‌هایی از صد سال پیش نمایش داده می‌شود. امسال فیلم‌هایی از سال ۱۹۱۵ نمایش داده می‌شوند که مضمون بیشترشان جنگ جهانی اول است.

علاوه بر آن سریال سینمایی "خون آشام"، یکی از اولین فیلم‌هایی که به صورت سریال در تاریخ سینما ساخته شد و شامل ده قسمت می شود به طور کامل نمایش داده خواهد شد.

نمایش همه فیلم‌های صامت همراه با اجرای موسیقی زنده است و بعضی از آثار نمایش داده شده در پیاتزا ماجوره با ارکسترهای بزرگ سمفونیک همراهی می‌شوند.

صدمین سالگرد قتل عام ارامنه

این واقعه تاریخی با نمایش آثاری از سینمای ارمنستان به گرامی داشته می‌شود. نکته مهم این است که در زمان اتحاد جماهیر شوروی، کارگردانان ارمنی اجازه پرداختن به موضع کشتار را نداشتند، چون ناسیونالیزم احتمالی که در برخورد با این مضمون می‌توانست شکل بگیرد در تضاد با دستورالعمل‌های حزبی قرار داشت.

در جشنواره، از اولین فیلم تاریخ سینمای ارمنستان، "ناموس" (هامو بکنزریان، ۱۹۲۶)، تا "ناهاپِت" (۱۹۷۷)، اولین فیلم ارمنی که به قتل‌عام ارامنه می‌پردازد، نمایش داده خواهند شد.

nullنمایی از 'ناهاپِت' (۱۹۷۷)، اولین فیلم ارمنی که به قتل‌عام ارامنه می‌پردازد

صدسالگی تکنی‌کالر

اولین سیستم رایج و جهانی رنگ در سینما تکنی‌کالر نام داشت که امسال، صدسالگی‌اش بهانه نمایش بعضی از خوش آب و رنگ‌ترین نمونه‌های استفاده از این نوع نگاتیو رنگی در تاریخ سینماست.

به همین مناسبت، پرینت اصل فیلم‌های "سرگیجه"، "فانتاسیا"، "خط قرمز باریک"، "هرآن‌چه مجاز است" و "قهرمانان تله‌مارک" نمایش داده می‌شود و فیلم "اودیسه فضایی ۲۰۰۱" در پرینت اصل هفتاد میلیمتری‌اش در میدان اصلی شهر نمایش داده می‌شود.

تکنی‌کالر همیشه مترادف با دوران طلایی موزیکال‌های هالیوود نیز هست و به همین خاطر سه تا از بهترین‌هایشان، "در شهر" (۱۹۴۹)، "دختر روی جلد" (۱۹۴۴) و "مرا ببوس کیت" (۱۹۵۳) نمایش داده می‌شوند که این آخری یکی از اولین نمونه‌های سینمای سه بعدی است و قرار است امسال هم به صورت سه بعدی نمایش داده شود.

جیان لوکا فارینلی می‌گوید: "این پرینت‌های اصل فیلم‌ها هدایای آرشیوهای مهم فیلم دنیا به ایل چینما ریتراتو هستند و تماشای آن‌ها روی پرده به قدم زدن در موزۀ فلورانس می‌ماند."

یکی از شگفتی‌های این بخش نمایش نسخه سه بعدی "جادوگر شهر زمرد" (ویکتور فلمینگ، ۱۹۳۹) است، فیلمی که در زمان خودش چندان موفق نبود، اما به مرور به یکی از کلیدی‌ترین و محبوب‌ترین آثار تاریخ سینمای آمریکا تبدیل شد.

بخش کامل دیگری به مرور سال‌های اولیه سینمای رنگی در ژاپن اختصاص دارد.

nullنمایی از فیلم 'مرا ببوس کیت'

مستندها

مستندهای زیادی در بخش‌های مختلف جشنواره نمایش داده می‌شود که موضوع اصلی‌شان خود سینماست. از بین آن‌ها مستندی دربارۀ الا میار، ماجراجوی زن سوییسی، قابل اشاره است که در ۱۹۳۹ از سوییس به افغانستان سفر کرد و مراحل مختلف سفرش، من جمله گذر از ایران، را فیلم‌برداری کرد. داستان او قبلاً در فیلم داستانی "سفر به کافرستان" روایت شده، اما این اولین باری است که تصاویر حقیقی خود او در یک فیلم گردآوری شده‌اند.

به علاوه صدسالگی اورسن ولز با نمایش مستند تازۀ "جادوگر" (۲۰۱۴) ساختۀ چاک ورکمن جشن گرفته خواهد شد.

جوانی زیبا: سینمای رناتو کاستلانی

در این بخش آثار یکی از غول‌های سینمای ایتالیا که در خارج از این کشور ناشناخته مانده نمایش داده می‌شوند. از این کارگردان که سینمایش گرایش‌های چپ داشت و زمانی نخل طلای کن را برای فیلم "دو شاهی امید" (۱۹۵۲) و شیر طلایی ونیز را برای "رومئو و ژولیت" (۱۹۵۴) از آن خود کرده بود، با شش فیلم ستایش می‌شود.

جاز و سینما

در این بخش فیلم‌هایی با موضوع موسیقی جاز و یا فیلم‌هایی که در آن‌ها موزیسین‌های جاز ایفای نقش کرده‌اند نمایش داده می‌شود و قرار است نسخه مرمت شده فیلم‌های اولیه دوک الینگتن و لستر یانگ در کنار مستندهای جاز و فیلم‌های داستانی (شامل "تمام طول شب" که یک نسخه معاصر شده از اتللوی شکسپیر است و در آن دیو بروبک و چارلی مینگوس بازی می‌کنند) نمایش داده شود.

به طرزی جدی‌ خنده‌دار: سینمای لئو مک‌کری

او از شوخی‌نویسی برای کمدی‌های یک حلقه‌ای شروع کرد و در اواخر کار بعضی از مهم‌ترین، بهترین و پخته‌ترین کمدی ناطق هالیوود را کارگردانی کرد. مرور بر آثار این کارگردان برجسته با نمایش ۲۵ فیلم برگزار خواهد شد که کارهای او با لورل و هاردی و برادران مارکس را هم شامل می‌شود.

null


comment نظرات ()
ده فیلم استرالیایی که جهانی شدند
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤

صنعت فیلم استرالیا در بازاری که از محصولات سینمایی خارجی اشباع بوده همیشه به دنبال یافتن راه‌های جدیدی برای جلب تماشاچی بوده است و در این مسیر توانسته آثار درخور توجهی تولید کند.

در جشنواره فیلم سیدنی که هفته اول ماه ژوئن برپا بود، در کنار مجموعه ای از فیلم های خارجی از گوشه و کنار جهان تعدادی از فیلم های مهم استرالیایی که هنوز هم تاثیرشان بر فیلمسازی جهان ادامه دارد، انتخاب و به نمایش گذاشته شدند.

از جنگجویان چرم پوش فیلم های جاده ای گرفته تا خواننده‌های دگرجنس پوش، این مطلب نگاهی دارد به ده مورد از فیلم های استرالیایی که بر سینمای جهان تاثیر گذار بوده اند.

null

ماجرای دارو دسته کلی ۱۹۰۶

The Story of the Kelly Gang

اولین فیلم بلند داستانی تاریخ سینما نه در آمریکا و استودیوهای فیلمسازی هالیوود که در دهه دوم قرن بیستم کار خود را شروع کردند و نه در فرانسه که برادران لومیر اولین تصاویر متحرک را به نمایش گذاشتند، بلکه در استرالیا و در شهر ملبورن که در تاریخ سینما ناشناخته است، توسط یک خانواده دست اندرکار صنعت نمایش به نام تیتس تولید شد.

چارلز تیتس کارگردان و برادرانش جان و نوین در مقام تهیه کننده براساس ماجراهای واقعی دار و دسته ند کلی مشهورترین خلاف کار آن دوران استرالیا فیلمی ساختند که با توجه به امکانات فنی آن زمان غیرقابل تصور بود. طول حلقه های فیلمی که در تدوین نهایی به کار برده شد بیش از هزار و دویست متر و مدت زمان آن بیش از یک ساعت بود.

فیلم "ماجراهای دار و دسته کلی" داستان یک قهرمان مردمی است که علیه نظام حاکم می شوردو یکی از تم هایی است که فیلمسازان از آن زمان تاکنون بارها به آن رجعت کرده اند. ترکیب جنبه های فنی و ساختار داستانگویی این فیلم از همان سالهای دور به صنعت سینمای استرالیا و به خصوص انرژی و نوآوری آن جایگاه ویژه ای بخشید.

null

کروکودایل داندی ۱۹۸۶

Crocodile Dundee

در سال ۱۹۸۴ پل هوگان، بازیگر و کمدین استرالیایی در یک کارزار تبلیغاتی جهانگردی شرکت کرد که نمایی از زندگی آمیخته با محیط طبیعی و حیات وحش استرالیا را نشان می داد.

دو سال بعد پیتر فایمن، کارگردان استرالیایی براساس تم های این کارزار تبلیغاتی یک فیلم کمدی ساخت به نام "کروکودایل داندی" که شخصیت اصلی آن مرد تارزان گونه ای بود با بازیگری پل هوگان که عاشق روزنامه نگاری آمریکایی می شود و پس از رفتن به نیویورک سعی می کند خود را با سبک زندگی متعارف آمریکایی انطباق دهد.

این شخصیت قلچماق با کلاه و جلیقه چرمی مخصوص گاوچرانان استرالیایی، کارد کمری بزرگش و شخصیتی ساده لوح و روستایی محبوبیت فراوانی پیدا کرد و فیلم در سطح جهان فروش خوبی داشت. به عنوان مثال در سال ۱۹۸۶ از نظر فروش در سینماهای آمریکا پس از فیلم "تاپ گان" در مقام دوم قرار گرفت.

هنوز هم از نظر تجاری موفق ترین فیلم استرالیایی در داخل و خارج از این کشور است و چه خوب و چه بد روی برداشت افکار عمومی جهان از مردم استرالیا و روحیات آنها به عنوان عده ای شهر ندیده و ساده لوح تاثیر زیادی داشت.

null

ماجراهای پریسیلا، ملکه صحرا ۱۹۹۴

The Adventures of Priscilla, Queen of the Desert

فیلمی با شیوه تولید بسیار ساده که در مطرح کردن مسئله همجنسگرایان و دگرباشان برای افکار عمومی نقش مهمی ایفا کرد.

در این فیلم به کارگردانی استیون الیوت، بازیگر بریتانیایی به نام ترنس استمپ، نقش زن ترانسی را بازی می کند که همراه با دو نمایشگر مرد که در لباس زنانه هنرنمایی می کنند، با بازی هوگو ویوینگ و گای پییرس، آشنا می شود و با هم عازم سفری می شوند که بستر ماجراهای فیلم است.

پریسیلا شخصیت اصلی فیلم، با شوخ طبعی ویژه ای که بیش از همه خودش را به طنز می گیرد و ظاهر زنده و جذابش به جای تمرکز روی برداشت های رایج روی شخصیت ها و رفتار آدم ها تمرکز داشت و به این شکل کلیشه های موجود در مورد دگرباشان را به چالش کشید.

اما این فیلم در عین حال با پرداخت شخصیت زنی فیلیپینی به شکلی که از نظر برخی نژادپرستانه تلقی می شد، انتقادهایی را نیز برانگیخت.

موسیقی متن فیلم به یکی از موفق ترین تم های نمایش های موزیکال بدل شد که هنوز هم اجرای آن روی صحنه تاترهای جهان ادامه دارد. تیم چپل و لیزی گاردنیر طراحان لباس های بسیار ساده و ارزان قیمت اما جنجالی شخصیت های فیلم، جایزه اسکار بهترین طراحی لباس را بردند.

null

مکس دیوانه ۱۹۷۹

Mad Max

تازه ترین قسمت از مجموعه فیلم های مکس دیوانه به کارگردانی جورج میلر با عنوان "مکس دیوانه: جاده خشم" یک فیلم پرفروش با هزینه تولید ۱۵۰ میلیون دلاری است که در ردیف بهترین محصولات سینمای اکشن دهه اخیر قرار خواهد گرفت.

اما اولین فیلم از این مجموعه که در سال ۱۹۷۹ اکران شد و آغازگر دوره کارگردانی جورج میلر و عامل اصلی شهرت بین المللی مل گیبسون بود، در ژانر فیلم های با بودجه اندک و خلق صحنه ها به روشهای ابتکاری و دست ساز ریشه دارد.

فیلم اولیه جورج میلر از نظر شیوه تولید، مثل فیلمبرداری از ارتفاع تا سطح زمین و چگونگی تعقیب جزییات حرکت اتومبیل ها توسط دوربین، ارزشهای فنی بسیاری دارد ولی با بودجه ای حدود ۳۵۰ هزار دلار استرالیایی ساخته شد.

حقوق بعضی از دست اندرکاران فیلم را با آبجو پرداخت می کردند و برخی از صحنه های آن مثل مواردی که سرعت مجاز نقض می شود، بدون مجوز قانونی تهیه شده است.

عناصر ظاهری و نمایشی جذاب فیلم "مکس دیوانه" حسادت همه سازندگان فیلم های اکشن در سراسر جهان را برانگیخت. این فیلم پس از فروش ۱۰۰ میلیون دلاری در سطح جهان به سودآورترین فیلم داستانی تاریخ سینما بدل شد تا اینکه در سال ۱۹۹۹ فیلم "پروژه جادوگر بلر" این رکورد را تصاحب کرد.

null

فریادی در تاریکی (در استرالیا: فرشتگان شیطانی) ۱۹۸۸

Evil Angels

کافی است کلمات "دینگو نوزادم را ربوده است" را به زبان بیاورید تا فیلم دوستان در سراسر جهان در جواب بگویند این جمله از فیلم "فرشتگان شیطانی" است.

داستان حقیقی زنی به نام لیندی چمبرلین و نوزاد او به نام آزاریا که در سال ۱۹۸۰ در محوطه‌ای تفریحی در شمال استرالیا ناپدید شد به خاطر این فیلم به کارگردانی فرد شپیسی، توجه افکار عمومی در استرالیا را به خود جلب کرد و در سراسر جهان به موضوعی عاطفی و دردناک بدل شد. این فیلم در آمریکا و بریتانیا با عنوان "فریادی در تاریکی" اکران شد.

مریل استریپ با بازی در مقابل سم نیل بازیگر استرالیایی به شکل خیره کننده ای نقش لیندی چمبرلین را ایفا کرد که ابتدا به جرم قتل محکوم ولی بعد تبرئه شد.

مریل استریپ به خاطر بازی در این فیلم برای هشتمین بار در بخش بهترین بازیگر زن نقش اصلی نامزد اسکار شد ولی در آن سال جایزه اسکار به خاطر بازی در فیلم "متهم" به جودی فاستر تعلق گرفت.

null

پیک نیک در هنگینگ راک ۱۹۷۵

Picnic at Hanging Rock

حتی تا امروز سئوالاتی در مورد صداقت این فیلم زیبا و فریبنده به کارگردانی پیتر ویر مطرح می شود که داستان گم شدن گروهی از دانش آموزان مدرسه‌ای خصوصی هنگام گردش علمی در نقطه ای به نام مزرعه مسدون ویکتوریا را دنبال می کند.

این فیلم که به سبک سورئالیستی فیلمبرداری شده با تصویر متنی آغاز می شود که در آن نوشته شده این دختران دانش آموز بدون به جا گذاشتن هیچ اثری ناپدید شده اند.

فیلم "پیک نیک در هنگینگ راک" و کتاب داستانی که فیلم براساس آن ساخته شده کاملا تخیلی هستند اما محلی که ظاهرا این ماجرا در آن اتفاق افتاده به مقصدی توریستی بین المللی بدل شد و افسانه هایی که این داستان خلق کرده هنوز به قوت خود باقی است.

این فیلم یکی از محبوبترین آثار سینمایی در خود استرالیا است و در عین حال به یکی از آثار شاخص در موج نو سینمای این کشور بدل شد. این جنبش با پرداخت بسیار ظریف فیلم ها و کسب موفقیت هنری فراوان در دهه هفتاد میلادی در احیای صنعت سینمای استرالیا و شهرت جهانی آن به خصوص در جشنواره های سینمایی مهمی مثل کن نقش مهمی ایفا کرد.

null

اینشتاین جوان ۱۹۸۸

Young Einstein

داستان موفقیت و شهرت بین المللی ناگهانی یک نمایشگر استرالیایی به نام یاهو سرییس ، درست به اندازه اسم این بازیگر و فیلمساز تا حدی عجیب است.

فیلم " اینشتاین جوان" که یاهو سرییس را به شهرت جهانی رساند، یک کمدی غیرمتعارف و لوده وار بود که فیزیک دان و مخترع مشهور را در قالب ویولن نوازی اهل تاسمانی تصویر می کند که موقف می شود اتم کربنات آبجو خود را تجزیه می کند.

یاهو سرییس که تا قبل از این فیلم آثار چندانی در کارنامه خود نداشت، به شکلی توانست چند میلیون دلار برای هزینه تولید این فیلم با بازیگری، کارگردانی و تهیه کنندگی خودش جمع آوری کند.

پس از موفقیت بی نظیر فیلم "اینشتاین جوان" یاهو سرییس به آمریکا رفت و با شخصیت و ظاهر عجیب خود به چهره‌ای مشهور رسانه ای بدل شد. عکس او روی مجله تایم چاپ شد و به فاصله کوتاهی برنامه تلویزیونی ویژه خود را در شبکه ام تی وی شروع کرد.

null

بابی، پسر بد ۱۹۹۳

Bad Boy Bubb

نگارش و بازنویسی فیلمنامه این فیلم حدود ده سال طول کشید، ۳۲ فیلمبردار مختلف صحنه های فیلم را فیلمبرداری کرده و برای ضبط صدا میکروفون کوچکی به سر بازیگر نقش اصلی فیلم وصل شده بود.

به این ترتیب "بابی، پسر بد" از عناصری برخوردار بود که به سرعت به زمره فیلم های سبک گذار (کالت) پیوست.

اما در اولین دوره اکران فیلم نه خلاقیت و دستاوردهای تکنیکی رالف د هیر کارگردان آن بلکه عناصر جنجال برانگیز این فیلم خبرساز و بحث برانگیز شد.

داستان فیلم رفتار و اعمال مردی است که به ناتوانی ذهنی مبتلا است و در ۳۵ سال اول زندگی توسط مادرش در آپارتمانی کوچک حبس شده است. او تحت تاثیر جنون شدید مادر و معشوق مادرش را با ورقه های پلاستیک به قتل می رساند و بعد سراغ گربه خانواده می رود.

گروهی طرفدار حقوق حیوانات در ایتالیا به خاطر همین صحنه فیلم سعی کرد کارزاری برای تحریم کالاهای استرالیایی به راه بیاندازد و در بریتانیا نیز برخی از صحنه های این فیلم که از قرار معلوم براساس قانون موسوم به نقش حیوانات در سینما مصوب سال ۱۹۳۷ میلادی توهین آمیز تلقی می شدند، سانسور شد.

null

سامسون و دلیله ۲۰۰۹

Samson and Delilah

دفاع از حقوق جامعه بومیان استرالیا در خارج از این کشور موضوع چندان مطرحی نیست. اما این فیلم با نیروی تاثیرگذار و بی رحمانه اش که اولین فیلم بلند ساخته واریک تورنتون است، با پرداختی بسیار واقعی و دردناک از زندگی بومیان استرالیا در صحراهای نواحی مرکزی این کشور این موضوع را در سال ۲۰۰۹ در سطح بین المللی مطرح کرد.

فیلم "سامسون و دلیله" در بخش نگاه ویژه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و جایزه دوربین طلایی را دریافت کرد و واکنش مثبت منتقدان و تماشاچیان را برانگیخت.

این فیلم را می توان یکی از آثار مهم، هر چند گریه آور سینمای هنری معاصر تلقی کرد. این فیلم رابطه عاشقانه بین دو نوجوان ۱۴ ساله را به شیوه ای عاطفی و تاثیر گذار به تصویر می کشد هر چند در تمام مدت فیلم هر دو بازیگر بدون کلام با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

null

ببدوک ۲۰۱۴

The Babadook

تماشاچیان استرالیایی که از محصولات سینمایی خارجی اشباع شده اند در حمایت از سینمای داخلی معمولا دمدمی مزاج هستند.

این برخورد در مورد "ببدوک" اولین فیلم بلند با فیلمنامه و کارگردانی جنیفر کنت بسیار مشهود بود. داستان این فیلم وحشتناک و تکان دهنده جان گرفتن (زنده شدن) یک شخصیت کتابهای داستان کودکان است که مادری و فرزندش را عذاب می دهد.

این فیلم در خود استرالیا با نقدهای بسیار مثبتی اکران شد ولی فروش آن در گیشه به زحمت به ۲۰۰ هزار دلار رسید. ولی در سطح بین المللی موفقیت فراوانی کسب کرد. تماشاچیان فرانسوی، آمریکایی و بریتانیایی با حیرت از این فیلم استقبال کرده و فروش آن فقط در بریتانیا در اولین روزهای نمایش دو برابر کل فروش آن در گیشه سینماهای استرالیا بود.

ستایش طرفداران فیلم های ترسناک از "ببدوک " آن را به عنوان یک اثر کلاسیک در این ژانر تثبیت کرد. استیون کینگ، نویسنده آمریکایی داستانهای ترسناک، آن را "عمیقا اضطراب آور" توصیف کرد و ویلیام فریدکین کارگردان فیلم مشهور "جن گیر" اذعان کرد که "هرگز فیلمی وحشتناک تر از این ندیده است."


comment نظرات ()
ده فیلم استرالیایی که جهانی شدند
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤

لوک باکمستر

22 ژوئن 2015 - 01 تیر 1394

صنعت فیلم استرالیا در بازاری که از محصولات سینمایی خارجی اشباع بوده همیشه به دنبال یافتن راه‌های جدیدی برای جلب تماشاچی بوده است و در این مسیر توانسته آثار درخور توجهی تولید کند.

در جشنواره فیلم سیدنی که هفته اول ماه ژوئن برپا بود، در کنار مجموعه ای از فیلم های خارجی از گوشه و کنار جهان تعدادی از فیلم های مهم استرالیایی که هنوز هم تاثیرشان بر فیلمسازی جهان ادامه دارد، انتخاب و به نمایش گذاشته شدند.

از جنگجویان چرم پوش فیلم های جاده ای گرفته تا خواننده‌های دگرجنس پوش، این مطلب نگاهی دارد به ده مورد از فیلم های استرالیایی که بر سینمای جهان تاثیر گذار بوده اند.

null

ماجرای دارو دسته کلی ۱۹۰۶

The Story of the Kelly Gang

اولین فیلم بلند داستانی تاریخ سینما نه در آمریکا و استودیوهای فیلمسازی هالیوود که در دهه دوم قرن بیستم کار خود را شروع کردند و نه در فرانسه که برادران لومیر اولین تصاویر متحرک را به نمایش گذاشتند، بلکه در استرالیا و در شهر ملبورن که در تاریخ سینما ناشناخته است، توسط یک خانواده دست اندرکار صنعت نمایش به نام تیتس تولید شد.

چارلز تیتس کارگردان و برادرانش جان و نوین در مقام تهیه کننده براساس ماجراهای واقعی دار و دسته ند کلی مشهورترین خلاف کار آن دوران استرالیا فیلمی ساختند که با توجه به امکانات فنی آن زمان غیرقابل تصور بود. طول حلقه های فیلمی که در تدوین نهایی به کار برده شد بیش از هزار و دویست متر و مدت زمان آن بیش از یک ساعت بود.

فیلم "ماجراهای دار و دسته کلی" داستان یک قهرمان مردمی است که علیه نظام حاکم می شوردو یکی از تم هایی است که فیلمسازان از آن زمان تاکنون بارها به آن رجعت کرده اند. ترکیب جنبه های فنی و ساختار داستانگویی این فیلم از همان سالهای دور به صنعت سینمای استرالیا و به خصوص انرژی و نوآوری آن جایگاه ویژه ای بخشید.

null

کروکودایل داندی ۱۹۸۶

Crocodile Dundee

در سال ۱۹۸۴ پل هوگان، بازیگر و کمدین استرالیایی در یک کارزار تبلیغاتی جهانگردی شرکت کرد که نمایی از زندگی آمیخته با محیط طبیعی و حیات وحش استرالیا را نشان می داد.

دو سال بعد پیتر فایمن، کارگردان استرالیایی براساس تم های این کارزار تبلیغاتی یک فیلم کمدی ساخت به نام "کروکودایل داندی" که شخصیت اصلی آن مرد تارزان گونه ای بود با بازیگری پل هوگان که عاشق روزنامه نگاری آمریکایی می شود و پس از رفتن به نیویورک سعی می کند خود را با سبک زندگی متعارف آمریکایی انطباق دهد.

این شخصیت قلچماق با کلاه و جلیقه چرمی مخصوص گاوچرانان استرالیایی، کارد کمری بزرگش و شخصیتی ساده لوح و روستایی محبوبیت فراوانی پیدا کرد و فیلم در سطح جهان فروش خوبی داشت. به عنوان مثال در سال ۱۹۸۶ از نظر فروش در سینماهای آمریکا پس از فیلم "تاپ گان" در مقام دوم قرار گرفت.

هنوز هم از نظر تجاری موفق ترین فیلم استرالیایی در داخل و خارج از این کشور است و چه خوب و چه بد روی برداشت افکار عمومی جهان از مردم استرالیا و روحیات آنها به عنوان عده ای شهر ندیده و ساده لوح تاثیر زیادی داشت.

null

ماجراهای پریسیلا، ملکه صحرا ۱۹۹۴

The Adventures of Priscilla, Queen of the Desert

فیلمی با شیوه تولید بسیار ساده که در مطرح کردن مسئله همجنسگرایان و دگرباشان برای افکار عمومی نقش مهمی ایفا کرد.

در این فیلم به کارگردانی استیون الیوت، بازیگر بریتانیایی به نام ترنس استمپ، نقش زن ترانسی را بازی می کند که همراه با دو نمایشگر مرد که در لباس زنانه هنرنمایی می کنند، با بازی هوگو ویوینگ و گای پییرس، آشنا می شود و با هم عازم سفری می شوند که بستر ماجراهای فیلم است.

پریسیلا شخصیت اصلی فیلم، با شوخ طبعی ویژه ای که بیش از همه خودش را به طنز می گیرد و ظاهر زنده و جذابش به جای تمرکز روی برداشت های رایج روی شخصیت ها و رفتار آدم ها تمرکز داشت و به این شکل کلیشه های موجود در مورد دگرباشان را به چالش کشید.

اما این فیلم در عین حال با پرداخت شخصیت زنی فیلیپینی به شکلی که از نظر برخی نژادپرستانه تلقی می شد، انتقادهایی را نیز برانگیخت.

موسیقی متن فیلم به یکی از موفق ترین تم های نمایش های موزیکال بدل شد که هنوز هم اجرای آن روی صحنه تاترهای جهان ادامه دارد. تیم چپل و لیزی گاردنیر طراحان لباس های بسیار ساده و ارزان قیمت اما جنجالی شخصیت های فیلم، جایزه اسکار بهترین طراحی لباس را بردند.

null

مکس دیوانه ۱۹۷۹

Mad Max

تازه ترین قسمت از مجموعه فیلم های مکس دیوانه به کارگردانی جورج میلر با عنوان "مکس دیوانه: جاده خشم" یک فیلم پرفروش با هزینه تولید ۱۵۰ میلیون دلاری است که در ردیف بهترین محصولات سینمای اکشن دهه اخیر قرار خواهد گرفت.

اما اولین فیلم از این مجموعه که در سال ۱۹۷۹ اکران شد و آغازگر دوره کارگردانی جورج میلر و عامل اصلی شهرت بین المللی مل گیبسون بود، در ژانر فیلم های با بودجه اندک و خلق صحنه ها به روشهای ابتکاری و دست ساز ریشه دارد.

فیلم اولیه جورج میلر از نظر شیوه تولید، مثل فیلمبرداری از ارتفاع تا سطح زمین و چگونگی تعقیب جزییات حرکت اتومبیل ها توسط دوربین، ارزشهای فنی بسیاری دارد ولی با بودجه ای حدود ۳۵۰ هزار دلار استرالیایی ساخته شد.

حقوق بعضی از دست اندرکاران فیلم را با آبجو پرداخت می کردند و برخی از صحنه های آن مثل مواردی که سرعت مجاز نقض می شود، بدون مجوز قانونی تهیه شده است.

عناصر ظاهری و نمایشی جذاب فیلم "مکس دیوانه" حسادت همه سازندگان فیلم های اکشن در سراسر جهان را برانگیخت. این فیلم پس از فروش ۱۰۰ میلیون دلاری در سطح جهان به سودآورترین فیلم داستانی تاریخ سینما بدل شد تا اینکه در سال ۱۹۹۹ فیلم "پروژه جادوگر بلر" این رکورد را تصاحب کرد.

null

فریادی در تاریکی (در استرالیا: فرشتگان شیطانی) ۱۹۸۸

Evil Angels

کافی است کلمات "دینگو نوزادم را ربوده است" را به زبان بیاورید تا فیلم دوستان در سراسر جهان در جواب بگویند این جمله از فیلم "فرشتگان شیطانی" است.

داستان حقیقی زنی به نام لیندی چمبرلین و نوزاد او به نام آزاریا که در سال ۱۹۸۰ در محوطه‌ای تفریحی در شمال استرالیا ناپدید شد به خاطر این فیلم به کارگردانی فرد شپیسی، توجه افکار عمومی در استرالیا را به خود جلب کرد و در سراسر جهان به موضوعی عاطفی و دردناک بدل شد. این فیلم در آمریکا و بریتانیا با عنوان "فریادی در تاریکی" اکران شد.

مریل استریپ با بازی در مقابل سم نیل بازیگر استرالیایی به شکل خیره کننده ای نقش لیندی چمبرلین را ایفا کرد که ابتدا به جرم قتل محکوم ولی بعد تبرئه شد.

مریل استریپ به خاطر بازی در این فیلم برای هشتمین بار در بخش بهترین بازیگر زن نقش اصلی نامزد اسکار شد ولی در آن سال جایزه اسکار به خاطر بازی در فیلم "متهم" به جودی فاستر تعلق گرفت.

null

پیک نیک در هنگینگ راک ۱۹۷۵

Picnic at Hanging Rock

حتی تا امروز سئوالاتی در مورد صداقت این فیلم زیبا و فریبنده به کارگردانی پیتر ویر مطرح می شود که داستان گم شدن گروهی از دانش آموزان مدرسه‌ای خصوصی هنگام گردش علمی در نقطه ای به نام مزرعه مسدون ویکتوریا را دنبال می کند.

این فیلم که به سبک سورئالیستی فیلمبرداری شده با تصویر متنی آغاز می شود که در آن نوشته شده این دختران دانش آموز بدون به جا گذاشتن هیچ اثری ناپدید شده اند.

فیلم "پیک نیک در هنگینگ راک" و کتاب داستانی که فیلم براساس آن ساخته شده کاملا تخیلی هستند اما محلی که ظاهرا این ماجرا در آن اتفاق افتاده به مقصدی توریستی بین المللی بدل شد و افسانه هایی که این داستان خلق کرده هنوز به قوت خود باقی است.

این فیلم یکی از محبوبترین آثار سینمایی در خود استرالیا است و در عین حال به یکی از آثار شاخص در موج نو سینمای این کشور بدل شد. این جنبش با پرداخت بسیار ظریف فیلم ها و کسب موفقیت هنری فراوان در دهه هفتاد میلادی در احیای صنعت سینمای استرالیا و شهرت جهانی آن به خصوص در جشنواره های سینمایی مهمی مثل کن نقش مهمی ایفا کرد.

null

اینشتاین جوان ۱۹۸۸

Young Einstein

داستان موفقیت و شهرت بین المللی ناگهانی یک نمایشگر استرالیایی به نام یاهو سرییس ، درست به اندازه اسم این بازیگر و فیلمساز تا حدی عجیب است.

فیلم " اینشتاین جوان" که یاهو سرییس را به شهرت جهانی رساند، یک کمدی غیرمتعارف و لوده وار بود که فیزیک دان و مخترع مشهور را در قالب ویولن نوازی اهل تاسمانی تصویر می کند که موقف می شود اتم کربنات آبجو خود را تجزیه می کند.

یاهو سرییس که تا قبل از این فیلم آثار چندانی در کارنامه خود نداشت، به شکلی توانست چند میلیون دلار برای هزینه تولید این فیلم با بازیگری، کارگردانی و تهیه کنندگی خودش جمع آوری کند.

پس از موفقیت بی نظیر فیلم "اینشتاین جوان" یاهو سرییس به آمریکا رفت و با شخصیت و ظاهر عجیب خود به چهره‌ای مشهور رسانه ای بدل شد. عکس او روی مجله تایم چاپ شد و به فاصله کوتاهی برنامه تلویزیونی ویژه خود را در شبکه ام تی وی شروع کرد.

null

بابی، پسر بد ۱۹۹۳

Bad Boy Bubb

نگارش و بازنویسی فیلمنامه این فیلم حدود ده سال طول کشید، ۳۲ فیلمبردار مختلف صحنه های فیلم را فیلمبرداری کرده و برای ضبط صدا میکروفون کوچکی به سر بازیگر نقش اصلی فیلم وصل شده بود.

به این ترتیب "بابی، پسر بد" از عناصری برخوردار بود که به سرعت به زمره فیلم های سبک گذار (کالت) پیوست.

اما در اولین دوره اکران فیلم نه خلاقیت و دستاوردهای تکنیکی رالف د هیر کارگردان آن بلکه عناصر جنجال برانگیز این فیلم خبرساز و بحث برانگیز شد.

داستان فیلم رفتار و اعمال مردی است که به ناتوانی ذهنی مبتلا است و در ۳۵ سال اول زندگی توسط مادرش در آپارتمانی کوچک حبس شده است. او تحت تاثیر جنون شدید مادر و معشوق مادرش را با ورقه های پلاستیک به قتل می رساند و بعد سراغ گربه خانواده می رود.

گروهی طرفدار حقوق حیوانات در ایتالیا به خاطر همین صحنه فیلم سعی کرد کارزاری برای تحریم کالاهای استرالیایی به راه بیاندازد و در بریتانیا نیز برخی از صحنه های این فیلم که از قرار معلوم براساس قانون موسوم به نقش حیوانات در سینما مصوب سال ۱۹۳۷ میلادی توهین آمیز تلقی می شدند، سانسور شد.

null

سامسون و دلیله ۲۰۰۹

Samson and Delilah

دفاع از حقوق جامعه بومیان استرالیا در خارج از این کشور موضوع چندان مطرحی نیست. اما این فیلم با نیروی تاثیرگذار و بی رحمانه اش که اولین فیلم بلند ساخته واریک تورنتون است، با پرداختی بسیار واقعی و دردناک از زندگی بومیان استرالیا در صحراهای نواحی مرکزی این کشور این موضوع را در سال ۲۰۰۹ در سطح بین المللی مطرح کرد.

فیلم "سامسون و دلیله" در بخش نگاه ویژه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و جایزه دوربین طلایی را دریافت کرد و واکنش مثبت منتقدان و تماشاچیان را برانگیخت.

این فیلم را می توان یکی از آثار مهم، هر چند گریه آور سینمای هنری معاصر تلقی کرد. این فیلم رابطه عاشقانه بین دو نوجوان ۱۴ ساله را به شیوه ای عاطفی و تاثیر گذار به تصویر می کشد هر چند در تمام مدت فیلم هر دو بازیگر بدون کلام با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

null

ببدوک ۲۰۱۴

The Babadook

تماشاچیان استرالیایی که از محصولات سینمایی خارجی اشباع شده اند در حمایت از سینمای داخلی معمولا دمدمی مزاج هستند.

این برخورد در مورد "ببدوک" اولین فیلم بلند با فیلمنامه و کارگردانی جنیفر کنت بسیار مشهود بود. داستان این فیلم وحشتناک و تکان دهنده جان گرفتن (زنده شدن) یک شخصیت کتابهای داستان کودکان است که مادری و فرزندش را عذاب می دهد.

این فیلم در خود استرالیا با نقدهای بسیار مثبتی اکران شد ولی فروش آن در گیشه به زحمت به ۲۰۰ هزار دلار رسید. ولی در سطح بین المللی موفقیت فراوانی کسب کرد. تماشاچیان فرانسوی، آمریکایی و بریتانیایی با حیرت از این فیلم استقبال کرده و فروش آن فقط در بریتانیا در اولین روزهای نمایش دو برابر کل فروش آن در گیشه سینماهای استرالیا بود.

ستایش طرفداران فیلم های ترسناک از "ببدوک " آن را به عنوان یک اثر کلاسیک در این ژانر تثبیت کرد. استیون کینگ، نویسنده آمریکایی داستانهای ترسناک، آن را "عمیقا اضطراب آور" توصیف کرد و ویلیام فریدکین کارگردان فیلم مشهور "جن گیر" اذعان کرد که "هرگز فیلمی وحشتناک تر از این ندیده است."



comment نظرات ()
ده فیلم استرالیایی که جهانی شدند
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤

صنعت فیلم استرالیا در بازاری که از محصولات سینمایی خارجی اشباع بوده همیشه به دنبال یافتن راه‌های جدیدی برای جلب تماشاچی بوده است و در این مسیر توانسته آثار درخور توجهی تولید کند.

در جشنواره فیلم سیدنی که هفته اول ماه ژوئن برپا بود، در کنار مجموعه ای از فیلم های خارجی از گوشه و کنار جهان تعدادی از فیلم های مهم استرالیایی که هنوز هم تاثیرشان بر فیلمسازی جهان ادامه دارد، انتخاب و به نمایش گذاشته شدند.

از جنگجویان چرم پوش فیلم های جاده ای گرفته تا خواننده‌های دگرجنس پوش، این مطلب نگاهی دارد به ده مورد از فیلم های استرالیایی که بر سینمای جهان تاثیر گذار بوده اند.

null

ماجرای دارو دسته کلی ۱۹۰۶

The Story of the Kelly Gang

اولین فیلم بلند داستانی تاریخ سینما نه در آمریکا و استودیوهای فیلمسازی هالیوود که در دهه دوم قرن بیستم کار خود را شروع کردند و نه در فرانسه که برادران لومیر اولین تصاویر متحرک را به نمایش گذاشتند، بلکه در استرالیا و در شهر ملبورن که در تاریخ سینما ناشناخته است، توسط یک خانواده دست اندرکار صنعت نمایش به نام تیتس تولید شد.

چارلز تیتس کارگردان و برادرانش جان و نوین در مقام تهیه کننده براساس ماجراهای واقعی دار و دسته ند کلی مشهورترین خلاف کار آن دوران استرالیا فیلمی ساختند که با توجه به امکانات فنی آن زمان غیرقابل تصور بود. طول حلقه های فیلمی که در تدوین نهایی به کار برده شد بیش از هزار و دویست متر و مدت زمان آن بیش از یک ساعت بود.

فیلم "ماجراهای دار و دسته کلی" داستان یک قهرمان مردمی است که علیه نظام حاکم می شوردو یکی از تم هایی است که فیلمسازان از آن زمان تاکنون بارها به آن رجعت کرده اند. ترکیب جنبه های فنی و ساختار داستانگویی این فیلم از همان سالهای دور به صنعت سینمای استرالیا و به خصوص انرژی و نوآوری آن جایگاه ویژه ای بخشید.

null

کروکودایل داندی ۱۹۸۶

Crocodile Dundee

در سال ۱۹۸۴ پل هوگان، بازیگر و کمدین استرالیایی در یک کارزار تبلیغاتی جهانگردی شرکت کرد که نمایی از زندگی آمیخته با محیط طبیعی و حیات وحش استرالیا را نشان می داد.

دو سال بعد پیتر فایمن، کارگردان استرالیایی براساس تم های این کارزار تبلیغاتی یک فیلم کمدی ساخت به نام "کروکودایل داندی" که شخصیت اصلی آن مرد تارزان گونه ای بود با بازیگری پل هوگان که عاشق روزنامه نگاری آمریکایی می شود و پس از رفتن به نیویورک سعی می کند خود را با سبک زندگی متعارف آمریکایی انطباق دهد.

این شخصیت قلچماق با کلاه و جلیقه چرمی مخصوص گاوچرانان استرالیایی، کارد کمری بزرگش و شخصیتی ساده لوح و روستایی محبوبیت فراوانی پیدا کرد و فیلم در سطح جهان فروش خوبی داشت. به عنوان مثال در سال ۱۹۸۶ از نظر فروش در سینماهای آمریکا پس از فیلم "تاپ گان" در مقام دوم قرار گرفت.

هنوز هم از نظر تجاری موفق ترین فیلم استرالیایی در داخل و خارج از این کشور است و چه خوب و چه بد روی برداشت افکار عمومی جهان از مردم استرالیا و روحیات آنها به عنوان عده ای شهر ندیده و ساده لوح تاثیر زیادی داشت.

null

ماجراهای پریسیلا، ملکه صحرا ۱۹۹۴

The Adventures of Priscilla, Queen of the Desert

فیلمی با شیوه تولید بسیار ساده که در مطرح کردن مسئله همجنسگرایان و دگرباشان برای افکار عمومی نقش مهمی ایفا کرد.

در این فیلم به کارگردانی استیون الیوت، بازیگر بریتانیایی به نام ترنس استمپ، نقش زن ترانسی را بازی می کند که همراه با دو نمایشگر مرد که در لباس زنانه هنرنمایی می کنند، با بازی هوگو ویوینگ و گای پییرس، آشنا می شود و با هم عازم سفری می شوند که بستر ماجراهای فیلم است.

پریسیلا شخصیت اصلی فیلم، با شوخ طبعی ویژه ای که بیش از همه خودش را به طنز می گیرد و ظاهر زنده و جذابش به جای تمرکز روی برداشت های رایج روی شخصیت ها و رفتار آدم ها تمرکز داشت و به این شکل کلیشه های موجود در مورد دگرباشان را به چالش کشید.

اما این فیلم در عین حال با پرداخت شخصیت زنی فیلیپینی به شکلی که از نظر برخی نژادپرستانه تلقی می شد، انتقادهایی را نیز برانگیخت.

موسیقی متن فیلم به یکی از موفق ترین تم های نمایش های موزیکال بدل شد که هنوز هم اجرای آن روی صحنه تاترهای جهان ادامه دارد. تیم چپل و لیزی گاردنیر طراحان لباس های بسیار ساده و ارزان قیمت اما جنجالی شخصیت های فیلم، جایزه اسکار بهترین طراحی لباس را بردند.

null

مکس دیوانه ۱۹۷۹

Mad Max

تازه ترین قسمت از مجموعه فیلم های مکس دیوانه به کارگردانی جورج میلر با عنوان "مکس دیوانه: جاده خشم" یک فیلم پرفروش با هزینه تولید ۱۵۰ میلیون دلاری است که در ردیف بهترین محصولات سینمای اکشن دهه اخیر قرار خواهد گرفت.

اما اولین فیلم از این مجموعه که در سال ۱۹۷۹ اکران شد و آغازگر دوره کارگردانی جورج میلر و عامل اصلی شهرت بین المللی مل گیبسون بود، در ژانر فیلم های با بودجه اندک و خلق صحنه ها به روشهای ابتکاری و دست ساز ریشه دارد.

فیلم اولیه جورج میلر از نظر شیوه تولید، مثل فیلمبرداری از ارتفاع تا سطح زمین و چگونگی تعقیب جزییات حرکت اتومبیل ها توسط دوربین، ارزشهای فنی بسیاری دارد ولی با بودجه ای حدود ۳۵۰ هزار دلار استرالیایی ساخته شد.

حقوق بعضی از دست اندرکاران فیلم را با آبجو پرداخت می کردند و برخی از صحنه های آن مثل مواردی که سرعت مجاز نقض می شود، بدون مجوز قانونی تهیه شده است.

عناصر ظاهری و نمایشی جذاب فیلم "مکس دیوانه" حسادت همه سازندگان فیلم های اکشن در سراسر جهان را برانگیخت. این فیلم پس از فروش ۱۰۰ میلیون دلاری در سطح جهان به سودآورترین فیلم داستانی تاریخ سینما بدل شد تا اینکه در سال ۱۹۹۹ فیلم "پروژه جادوگر بلر" این رکورد را تصاحب کرد.

null

فریادی در تاریکی (در استرالیا: فرشتگان شیطانی) ۱۹۸۸

Evil Angels

کافی است کلمات "دینگو نوزادم را ربوده است" را به زبان بیاورید تا فیلم دوستان در سراسر جهان در جواب بگویند این جمله از فیلم "فرشتگان شیطانی" است.

داستان حقیقی زنی به نام لیندی چمبرلین و نوزاد او به نام آزاریا که در سال ۱۹۸۰ در محوطه‌ای تفریحی در شمال استرالیا ناپدید شد به خاطر این فیلم به کارگردانی فرد شپیسی، توجه افکار عمومی در استرالیا را به خود جلب کرد و در سراسر جهان به موضوعی عاطفی و دردناک بدل شد. این فیلم در آمریکا و بریتانیا با عنوان "فریادی در تاریکی" اکران شد.

مریل استریپ با بازی در مقابل سم نیل بازیگر استرالیایی به شکل خیره کننده ای نقش لیندی چمبرلین را ایفا کرد که ابتدا به جرم قتل محکوم ولی بعد تبرئه شد.

مریل استریپ به خاطر بازی در این فیلم برای هشتمین بار در بخش بهترین بازیگر زن نقش اصلی نامزد اسکار شد ولی در آن سال جایزه اسکار به خاطر بازی در فیلم "متهم" به جودی فاستر تعلق گرفت.

null

پیک نیک در هنگینگ راک ۱۹۷۵

Picnic at Hanging Rock

حتی تا امروز سئوالاتی در مورد صداقت این فیلم زیبا و فریبنده به کارگردانی پیتر ویر مطرح می شود که داستان گم شدن گروهی از دانش آموزان مدرسه‌ای خصوصی هنگام گردش علمی در نقطه ای به نام مزرعه مسدون ویکتوریا را دنبال می کند.

این فیلم که به سبک سورئالیستی فیلمبرداری شده با تصویر متنی آغاز می شود که در آن نوشته شده این دختران دانش آموز بدون به جا گذاشتن هیچ اثری ناپدید شده اند.

فیلم "پیک نیک در هنگینگ راک" و کتاب داستانی که فیلم براساس آن ساخته شده کاملا تخیلی هستند اما محلی که ظاهرا این ماجرا در آن اتفاق افتاده به مقصدی توریستی بین المللی بدل شد و افسانه هایی که این داستان خلق کرده هنوز به قوت خود باقی است.

این فیلم یکی از محبوبترین آثار سینمایی در خود استرالیا است و در عین حال به یکی از آثار شاخص در موج نو سینمای این کشور بدل شد. این جنبش با پرداخت بسیار ظریف فیلم ها و کسب موفقیت هنری فراوان در دهه هفتاد میلادی در احیای صنعت سینمای استرالیا و شهرت جهانی آن به خصوص در جشنواره های سینمایی مهمی مثل کن نقش مهمی ایفا کرد.

null

اینشتاین جوان ۱۹۸۸

Young Einstein

داستان موفقیت و شهرت بین المللی ناگهانی یک نمایشگر استرالیایی به نام یاهو سرییس ، درست به اندازه اسم این بازیگر و فیلمساز تا حدی عجیب است.

فیلم " اینشتاین جوان" که یاهو سرییس را به شهرت جهانی رساند، یک کمدی غیرمتعارف و لوده وار بود که فیزیک دان و مخترع مشهور را در قالب ویولن نوازی اهل تاسمانی تصویر می کند که موقف می شود اتم کربنات آبجو خود را تجزیه می کند.

یاهو سرییس که تا قبل از این فیلم آثار چندانی در کارنامه خود نداشت، به شکلی توانست چند میلیون دلار برای هزینه تولید این فیلم با بازیگری، کارگردانی و تهیه کنندگی خودش جمع آوری کند.

پس از موفقیت بی نظیر فیلم "اینشتاین جوان" یاهو سرییس به آمریکا رفت و با شخصیت و ظاهر عجیب خود به چهره‌ای مشهور رسانه ای بدل شد. عکس او روی مجله تایم چاپ شد و به فاصله کوتاهی برنامه تلویزیونی ویژه خود را در شبکه ام تی وی شروع کرد.

null

بابی، پسر بد ۱۹۹۳

Bad Boy Bubb

نگارش و بازنویسی فیلمنامه این فیلم حدود ده سال طول کشید، ۳۲ فیلمبردار مختلف صحنه های فیلم را فیلمبرداری کرده و برای ضبط صدا میکروفون کوچکی به سر بازیگر نقش اصلی فیلم وصل شده بود.

به این ترتیب "بابی، پسر بد" از عناصری برخوردار بود که به سرعت به زمره فیلم های سبک گذار (کالت) پیوست.

اما در اولین دوره اکران فیلم نه خلاقیت و دستاوردهای تکنیکی رالف د هیر کارگردان آن بلکه عناصر جنجال برانگیز این فیلم خبرساز و بحث برانگیز شد.

داستان فیلم رفتار و اعمال مردی است که به ناتوانی ذهنی مبتلا است و در ۳۵ سال اول زندگی توسط مادرش در آپارتمانی کوچک حبس شده است. او تحت تاثیر جنون شدید مادر و معشوق مادرش را با ورقه های پلاستیک به قتل می رساند و بعد سراغ گربه خانواده می رود.

گروهی طرفدار حقوق حیوانات در ایتالیا به خاطر همین صحنه فیلم سعی کرد کارزاری برای تحریم کالاهای استرالیایی به راه بیاندازد و در بریتانیا نیز برخی از صحنه های این فیلم که از قرار معلوم براساس قانون موسوم به نقش حیوانات در سینما مصوب سال ۱۹۳۷ میلادی توهین آمیز تلقی می شدند، سانسور شد.

null

سامسون و دلیله ۲۰۰۹

Samson and Delilah

دفاع از حقوق جامعه بومیان استرالیا در خارج از این کشور موضوع چندان مطرحی نیست. اما این فیلم با نیروی تاثیرگذار و بی رحمانه اش که اولین فیلم بلند ساخته واریک تورنتون است، با پرداختی بسیار واقعی و دردناک از زندگی بومیان استرالیا در صحراهای نواحی مرکزی این کشور این موضوع را در سال ۲۰۰۹ در سطح بین المللی مطرح کرد.

فیلم "سامسون و دلیله" در بخش نگاه ویژه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و جایزه دوربین طلایی را دریافت کرد و واکنش مثبت منتقدان و تماشاچیان را برانگیخت.

این فیلم را می توان یکی از آثار مهم، هر چند گریه آور سینمای هنری معاصر تلقی کرد. این فیلم رابطه عاشقانه بین دو نوجوان ۱۴ ساله را به شیوه ای عاطفی و تاثیر گذار به تصویر می کشد هر چند در تمام مدت فیلم هر دو بازیگر بدون کلام با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

null

ببدوک ۲۰۱۴

The Babadook

تماشاچیان استرالیایی که از محصولات سینمایی خارجی اشباع شده اند در حمایت از سینمای داخلی معمولا دمدمی مزاج هستند.

این برخورد در مورد "ببدوک" اولین فیلم بلند با فیلمنامه و کارگردانی جنیفر کنت بسیار مشهود بود. داستان این فیلم وحشتناک و تکان دهنده جان گرفتن (زنده شدن) یک شخصیت کتابهای داستان کودکان است که مادری و فرزندش را عذاب می دهد.

این فیلم در خود استرالیا با نقدهای بسیار مثبتی اکران شد ولی فروش آن در گیشه به زحمت به ۲۰۰ هزار دلار رسید. ولی در سطح بین المللی موفقیت فراوانی کسب کرد. تماشاچیان فرانسوی، آمریکایی و بریتانیایی با حیرت از این فیلم استقبال کرده و فروش آن فقط در بریتانیا در اولین روزهای نمایش دو برابر کل فروش آن در گیشه سینماهای استرالیا بود.

ستایش طرفداران فیلم های ترسناک از "ببدوک " آن را به عنوان یک اثر کلاسیک در این ژانر تثبیت کرد. استیون کینگ، نویسنده آمریکایی داستانهای ترسناک، آن را "عمیقا اضطراب آور" توصیف کرد و ویلیام فریدکین کارگردان فیلم مشهور "جن گیر" اذعان کرد که "هرگز فیلمی وحشتناک تر از این ندیده است."


comment نظرات ()