کانون سینماگران جوان

هنر : سینما و ادبیات

جشنواره برلین: ۲ جایزه برای سینمای ایران و ستایش منتقدان جهانی
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳

فیلم "تاکسی" مانند دو فیلم قبلی پناهی ساختاری مستندگونه دارد و با امکاناتی محدود ساخته شده است

یک روز مانده به پایان رسمی جشنواره فیلم برلین، "فدراسیون بین المللی منتقدان سینما" (فیپرشی) جوایز خود در بخش‌های اصلی این جشنواره را به دو فیلم ایرانی اهدا کرد.

در بخش مسابقه اصلی جشنواره برلین، جایزه انجمن منتقدان فیپرشی به فیلم "تاکسی" ساخته جعفر پناهی، و در بخش پانوراما به فیلم "پریدن از ارتفاع کم" ساخته حامد رجبی تعلق گرفت.

اهدای همزمان دو جایزه از سوی فیپرشی در جشنواره ای جهانی به سینمای ایران، رویدادی کم‌سابقه ارزیابی می شود.

فدراسیون بین‌المللی منتقدان سینما سال گذشته، جایزه خود در بخش مسابقه اصلی برلیناله را به آخرین فیلم آلن رنه، فیلمساز مشهور فرانسوی اهدا کرده بود.

"تاکسی" تازه‌ترین اثر جعفر پناهی و سومین فیلمی است که او در دوران "محکومیت به ۲۰ سال فیلم نساختن" می‌سازد.

آقای پناهی که از سوی مقامهای ایران اجازه ندارد از کشور خارج شود به رغم تلاش مدیران جشنواره فیلم برلین نتوانست در این رویداد سینمایی حضور یابد.

"تاکسی" با حضور در بخش رقابتی اصلی برلیناله با تازه‌ترین آثار فیلمسازانی سرشناس نظیر ورنر هرتسوگ، ترنس مالیک، کنت برانا و سباستین شیپر رقابت می کند و توانست نظر مثبت منتقدان بین‎المللی را جلب کند.

مجید برزگر تهیه کننده و حامد رجبی کارگردان فیلم "پریدن از ارتفاع کم" که جایزه منتقدان بین‌المللی سینما را در جشنواره برلین دریافت کرد

فیلم " تاکسی" که مانند دو فیلم قبلی پناهی ("پرده" و "این یک فیلم نیست") ساختاری مستندگونه دارد، با امکانات محدودی ساخته شده و داستان آن در یک تاکسی در تهران می‌گذرد که آقای پناهی رانندگی آن را به عهده دارد.

آقای پناهی در پی اعتراضات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۸ و به اتهام تلاش برای ساخت فیلمی درباره آن اعتراضات دستگیر شد. او در دادگاه به شش سال زندان و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی، فیلمنامه‌نویسی، سفر به خارج از ایران و انجام مصاحبه با رسانه‌های داخلی و خارجی محکوم شد.

در سال ۲۰۱۳، فیلم "پرده" ساخته مشترک جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی در جشنواره فیلم برلین برنده جایزه خرس نقره‌ای در بخش فیلمنامه شد ولی آقای پناهی اجازه نیافت برای حضور در جشنواره و دریافت جایزه اش به برلین برود.

آقای پناهی همچنین در سال ۲۰۰۶ برای فیلم "آفساید" جایزه ویژه هیئت داوران و خرس نقره‌ای جشنواره برلین را دریافت کرد.

دیگر فیلم ایرانی حاضر در شصت و پنجمین دوره جشنواره برلین، " پریدن از ارتفاع کم" ساخته حامد رجبی بود که دربخش پانوراما به نمایش درآمد و از میان ۴۸ فیلم حاضر در این بخش، جایزه فدراسیون بین‌المللی منتقدان سینما به آن تعلق گرفت.

پیشتر مسئولان امور سینمای ایران، از پذیرش فیلم "پریدن از ارتفاع کم" در جشنواره فیلم فجر خودداری کرده و کیفیت آن را نازل دانسته بودند.

"پریدن از ارتفاع کم" داستان زنی است که در چهارماهگی حاملگی می‌فهمد جنین در شکمش مرده، اما سکوت می‌کند و تصمیم می‌گیرد که به کسی در این باره چیزی نگوید.

نگار جواهریان و رامبد جوان در نخستین فیلم بلند حامد رجبی بازی می‌کنند و تهیه کننده این فیلم مجید برزگر فیلمساز ایرانی است.

"پریدن از ارتفاع کم" سومین همکاری مشترک حامد رجبی و مجید برزگر محسوب می شود.

حامد رجبی در دو فیلم "فصل باران‌های موسمی" و "پرویز" که حضوری موفق در جشنواره‌های سینمایی داشتند، در نگارش فیلمنامه با مجید برزگر کارگردان این دو فیلم همکاری کرده بود.

جایزه فیپرشی در بخش فوروم جشنواره برلین نیز به فیلم "اشارات دست" (Hand Gestures) ساخته فرانچسکو کلریچی داده شد.

این فیلم درباره یک کارگاه برنز در شهر میلان ایتالیاست و دست‌هایی که مواد را با هم ترکیب می‌کنند و به آنها شکل می دهند.

سینمای ایران در بخش فوروم جشنواره برلین با فیلم "مادر قلب اتمی" ساخته علی احمدزاده حضور داشت.

جشنواره فیلم برلین روز یکشنبه ۱۴ فوریه با معرفی برگزیدگان در رشته‌های مختلف رسما به کار خود پایان می دهد.


comment نظرات ()
پریدن از ارتفاع کم؛ شورش نه چندان بی دلیل در جشنواره برلین
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳

پریدن از ارتفاع کم، فیلم مستقل و جمع و جوری است که به جشنواره فیلم فجر راه نیافت، اما یکی از سه فیلم بلند ایرانی پذیرفته شده در جشنواره برلین است که نمایش آن در بخش "پانوراما" با استقبال تماشاگران و منتقدان روبرو شد؛ با سالن های پری که حتی برخی بیرون در جا ماندند، و جلسات پرسش و پاسخ مفصلی با کارگردان (حامد رجبی) و تهیه کننده (مجید برزگر) و طراح صحنه و لباس فیلم (لیلا نقدی پری).

آرامش در حضور دیگران

فیلم با یک صحنه آرام ولی در باطن بسیار تلخ و تکان دهنده آغاز می شود: نهال (نگار جواهریان) از اتاق دکتر بیرون می آید. صداهای اطراف او را می شنویم بی آن که شخصیت های دیگر را ببینیم. غالبا درباره بچه و بچه دار شدن حرف می زنند و ما می فهمیم که در مطب پزشک مختصص زنان و زایمان هستیم. جواهریان در یکی از بهترین بازی های خود، صورت سرد و یخزده ای دارد و نگاه او- در تمام فیلم- حکایت دارد از غمی پنهان که می تواند ریشه در سال های دور هم داشته باشد.

کسی وارد کادر می شود (اساسا وارد کادر شدن آدم ها، عنصر تصویری تکرارشونده‌ای در این فیلم است: آدم هایی که به حریم این زن تجاوز می کنند) و از او درباره بچه اش می پرسد. پاسخ نهال ساده است: بچه اش مرده است.

شورش نه چندان بی دلیل

این آغاز فیلمی است که تا لحظه پایانی موفق می شود در فضایی سرد تماشاگر را با خود همراه کند. نهال، قضیه مردن بچه را پیش خودش نگه می دارد، شاید به این دلیل ابتدایی ساده که همه- از مادرش تا شوهرش با بازی رامبد جوان- درگیر چیزهای دیگری هستند که فرصت یک گفت و گوی جدی و خصوصی را به او نمی دهد. این آغاز تغییر رفتار اوست: حالا با زنی روبرو هستیم که بسیار رک است، سعی می کند چیزی را پنهان نکند و به شکلی علیه دروغ ها و آدم های اطرافش می شورد.

داستان ساده فیلم لایه های مختلفی می یابد: نهال در واقع در حال پاسخ دادن به همه جفاهایی است که دور و برخود به عنوان یک زن تجربه می کند؛ از اصرارهای شوهرش بر این نکته که او حالش خوب نیست تا اتفاق های ظاهراً ساده مثل مرد کناری اش در تاکسی که بدش نمی آید خودش را به او بچسباند.

از این جهت، سبک ساده و رئالیستی فیلم در نهایت می تواند تمثیلی باشد از موقعیت یک زن در فضایی که در آن احترام به طرف مقابل- به ویژه یک زن- محل چندانی از اعراب ندارد.

رنگ ها و فضای فیلم به شدت سرد است و دوربین سعی دارد تنها به عنوان یک ناظر باقی بماند. در واقع رنج و مشکلات نهال قرار نیست که فیلم را به یک ملودرام اشک انگیز بدل کند؛ برعکس با فیلم مستقلی روبرو هستیم که شاید از اساس برای مخاطب عام ساخته نشده و بیشتر نظر به مخاطب خاص دارد. از این رو فیلمساز این جسارت را دارد تا با فاصله بایستد و دوربین اش تنها نظاره گر یک موقعیت باشد.

فیلمسازی مستقل

مجید برزگر درباره اولین تجربه تهیه فیلم بلند خود به بی بی سی فارسی می گوید: "می توانم بگویم که سینمای ایران یک سینمای دولتی است و تنها پنج تا ده درصد از تولید به سینمای مستقل اختصاص دارد. با ظهور سینمای دیجیتال البته کمی بهتر شد. من خودم تا به امروز سه فیلم بلند ساخته ام و دو سه فیلم کوتاه تهیه کرده ام و حالا قصد دارم به طور جدی وارد حوزه تهیه کنندگی هم بشوم. یک دلیلش این است که ما برای فیلم های قبلی مان هیچ حمایتی از دولت نتوانستیم بگیریم. برای فیلم سوم ام که تازه ساخته ام فارابی حاضر نشد یک ریال هم کمک کند. برای همین مجبوریم خودمان دست به کار شویم."

برزگر درباره کار با حامد رجبی می گوید: "من و حامد سلایق مشترکی داریم و توانسته ایم در این سال ها با هم کار کنیم و در دو فیلم اول من، همکار فیلمنامه نویس بود. برای فیلم سوم به اصرار خواستم که این کار را نکند چون به نظرم بیشتر از این که فیلمنامه نویس باشد کارگردان است و جهان خودش را دارد. اصرار کردم فیلمنامه ای که داشت یعنی همین فیلم را که به نظرم یک درام زنانه جذاب بود، بسازد. بیش از یک سال تلاش کردیم که تهیه کنندگانی پیدا کنیم که نشد، دست آخر خودم دست به کار شدم و خیلی هم تجربه خوبی بود. فیلم بدون هیچ کمک دولتی ساخته شد، کاملاً در بخش خصوصی و به طور مستقل. "

عدم نمایش در جشنواره فجر

برزگر درباره جشنواره فجر می گوید: "خیلی دوست داشتم که فیلم در جشنواره فجر نمایش داده شود. تمام تلاشم را کردم. فرم را پر کردم و فیلم را تحویل جشنواره دادم، اما هیچ جوابی ندادند. از آن بدتر این که وزارت ارشاد به این فیلم درجه کیفی "ج" داد، یعنی از بسیاری از فیلم هایی که در سوپرمارکت ها می فروشند هم کم ارزش تر است! نمی گویم انتخاب شدن یا نشدن در برلین خیلی مهم است، اما بازتابی که در اینجا داشتیم نشان می دهد که آن هیات ارزشگذاری در ایران چقدر با سینما بیگانه است .دوست داشتم فیلم در گردونه رقابت در جشنواره فجر هم دیده شود و متاسفم که نشد."


comment نظرات ()
اسکار ۲۰۱۵: نامزدهای بهترین کارگردانی
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳

مروری کوتاه بر پیشینه پنج کارگردانی که برای اسکار ۲۰۱۵ نامزد شده اند.

وس اندرسون

۴۵ ساله، آمریکایی

به خاطر فیلم هتل بزرگ بوداپست. ریف فاینس بازیگر سرشناس بریتانیایی نقش موسیو گوستاو مدیر پذیرش هتل را بازی می کند که به خاطر برقرار کردن رابطه عاشقانه با زنان بیوه مسن که میهمان هتل هستند شهرت خاصی دارد.

یکی از این زنان مسن که در پی رخ دادن شرایط خاصی می‌میرذ، نقاشی نفیسی برای موسیو گوستاو به ارث می گذارد و این موضوع باعث می شود که قتل های زنجیره ای و حوادث هولناکی در این هتل اتفاق بیافتد.

پیشینه در اسکار: وس اندرسون در سال ۲۰۰۱ به خاطر فیلم خانواده اشرافی تننبام در بخش بهترین فیلمنامه نامزد اسکار شد. در سال ۲۰۰۹ ساخته دیگری از او به نام آقای فاکس شگفت انگیز در بخش بهترین انیمیشن داستانی و بلند نامزد شد.

آخرین مورد از نامزدی او در جوایز اسکار در سال ۲۰۱۲ و به خاطر فیلم قلمرو طلوع ماه در بخش بهترین فیلمنامه اورژینال بود.

نظر منتقدان: هتل بزرگ بوداپست سال گذشته فیلم افتتاحیه جشنواره فیلم برلین بود و در میان منتقدان واکنش بسیار مثبتی را برانگیخت. روزنامه بریتانیایی گاردین به آن چهار ستاره داد و مجله سینمایی ورایتی نیز "هوشمندی زیرکانه و عاطفه عمیق نهفته" در این فیلم را ستود.

الخاندرو گونزالز اینیاریتو

۵۱ ساله، مکزیکی

به خاطر فیلم بردمن (مرد پرنده ای) داستان طنزآمیزی است که در برادوی اتفاق می افتد و یک هنرپیشه سابق فیلم های اکشن و ابرقهرمانی تلاش می کند شهرت و اعتبار بازیگری خود را دوباره روی صحنه تئاتر زنده کند.

الخاندرو گونزالز اینیاریتو

در این فیلم مایکل کیتون که دو دهه پیش نقش بتمن را بازی کرده بود، نقش شخصیت اصلی داستان و یا بردمن را ایفا می کند.

پیشینه در اسکار: الخاندرو گونزالز اینیاریتو در سال ۲۰۰۶ به خاطر فیلم بابل در بخش بهترین فیلم و بهترین کارگردان جوایز اسکار نامزد شد. او علاوه بر کارگردانی فیلم جزو تهیه کنندگان آن نیز بود.

نظر منتقدان: مجله سینمایی امپایر به فیلم بردمن پنج ستاره داده و آن را چنین ستوده است: "بردمن هر آنچه را که یک فیلم باید داشته باشد یعنی: هوشمندی، تصویر سازی خیره کننده، تاثیرگذاری عاطفی، چالشگری و حیاتی بودن را در خود جمع کرده است."

ریچارد لینکلیتر

۵۴ ساله، آمریکایی

به خاطر فیلم پسربچگی که داستان سالهای پایان دوران کودکی و نوجوانی یک پسر است و فیلمبرداری و ساخت آن ۱۲ طول کشیده است. در این فیلم ماجراهای زندگی این پسربچه به نام الار کولترین از سن ۶ سالگی تا ۱۸ سالگی دنبال می شود. ایتان هاک و پاتریشیا آرکت (که هر دو نامزد اسکار شده‌اند) نیز نقش پدر و مادر او را بازی می کنند.

پیشینه در اسکار: ریچارد لینکلیتر تاکنون دو بار به خاطر نوشتن فیلمنامه نامزد شده است. او در سال ۲۰۰۴ به خاطر فیلم پیش از غروب برای بهترین فیلمنامه اورژینال نامزد شد.

هر دو هنرپیشه آن فیلم یعنی ایتان هاک و جولی دلپی نیز در بخش بهترین بازیگران نامزد شده بودند. در اسکار سال ۲۰۱۳ نیز این دو بازیگر به خاطر بازی در فیلم پیش از نیمه شب که ادامه فیلم قبلی ریچارد لینکلیتر بود دوباره نامزد شدند.

نظر منتقدان: یپتر بردشاو منتقد فیلم روزنامه گاردین پسر بچگی را "یکی از بهترین فیلم های دهه" توصیف کرد و نوشت :"ریچارد لینکلیتر یک پسربچه را برگزیده و در پایان داستان یک مرد را به بیننده تحویل می دهد."

منتقد روزنامه گاردین در ادامه می افزاید:"او با این کارش فیلمی ساخته که من بیش از آنکه بتوانم در موردش حرف زنم آن را دوست دارم و شاید بهترین کاری که یک فیلم می تواند انجام دهد ایجاد همین احساس علاقه و عشق در بیننده است."

بنت میلر

۴۸ ساله، آمریکایی

به خاطر فیلم فاکسکچر که بر اساس داستان واقعی رابطه حیرت انگیز و در نهایت تراژیک یک میلیونر به نام جان دو پان با بازی استیو کارل، با دو کشتی گیر و قهرمان المپیک یعنی برادران شولتز ساخته شده و که نقش آنها را چنینگ تیتوم و مارک رافالو بازی می کنند.

پیشینه در اسکار: بنت میلر در سال ۲۰۰۶ به خاطر فیلم کاپوتی در بخش بهترین کارگردان نامزد شد. فیلیپ سیمور هافمن هنرپیشه فقید آمریکایی در همان سال به خاطر ایفای نقش این نویسنده آمریکایی جایزه اسکار برای بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.

فیلم بعدی بنت میلر مانی بال که موضوع آن نیز ورزش بود در سال ۲۰۱۲ در شش بخش نامزد جوایز اسکار بود.

نظر منتقدان: رابی کالین منتقد فیلم روزنامه دیلی تلگراف نوشت: "بنت میلر یک رویداد خبری عجیب در اواسط دهه نود میلادی را انتخاب کرده و آن را به یک حکایت اخلاقی و پرپیچ و خم از مناسبات اجتماعی در آمریکا بدل کرده است. این یک فیلم مهم و تاریخی در بررسی نفوذ پول و ثروت در جامعه مدرن آمریکاست."

مورتن تیلدام

۴۶ ساله، نروژی

به خاطر فیلم بازی تقلید که براساس حوادث واقعی در طول جنگ جهانی دوم ساخته شده و تلاش یک ریاضی دان بریتانیایی به نام آلن تورینگ با بازی بندیکت کامبربچ را به تصویر می کشد که تلاش می کند رمز پیامهای محرمانه آلمان موسوم به انیگما را کشف کند.

پیشینه در اسکار: این کارگردان نروژی که از فیلمهای قبلی او می توان به فیلم اکشن هدهانترز محصول مشترک سوئد و نروژ اشاره کرد، تاکنون در جوایز اسکار نامزد نشده است.

نظر منتقدان: تاد مک کارتی یک منتقد بریتانیایی فیلم بازی تقلید را "جذاب، با بافتی زیبا ولی تراژیک" توصیف کرده است.

ریچارد کورلیس منتقد فیلم مجله تایم نیز نوشت: "منتقدان برای انتخاب این فیلم که یکی از هوشمندانه ترین فیلمهای سال و در عین حال سرشار از احساسات واقعی است، به کامپیوترهای رمز شکن نیازی ندارند."


comment نظرات ()
جشنواره فیلم فجر؛ 'رخ دیوانه' برنده بهترین فیلم سال شد
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳

طناز طباطبایی در نمایی از رخ دیوانه

سی و سومین جشنوراه فیلم فجر با اهدای جوایز به برگزیدگان بخش‌های مختلف به کار خود پایان داد.

در این دوره، فیلم "رخ دیوانه" از سوی هیئت داوران به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد.

در بخش بهترین کارگردانی، ابوالحسن داوودی٬ کارگردان این فیلم سیمرغ بلورین گرفت و دیپلم افتخار به بهرام توکلی برای فیلم "من دیه گو مارادونا هستم" اهدا شد.

"رخ دیوانه" داستان چند جوان است که در یک قرار اینترنتی با یکدیگر آشنا می‌شوند و به دنبال یک شوخی و شرط‌بندی در مسیری پیچیده و دلهره‌آور قرار می‌گیرند.

جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را سعید آقاخانی برای فیلم "خداحافظی طولانی" گرفت و جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را باران کوثری برای فیلم "کوچه بی‌نام" دریافت کرد.

در این بخش لیلا زارع برای فیلم "شیفت شب" دیپلم افتخار گرفت.

در بخش بهترین بازیگران نقش مکمل، سحر دولت‌شاهی برای "عصر یخبندان" و هومن سیدی برای "من دیه گو مارادونا هستم" جایزه گرفتند.

عبداله اسکندری (طراح چهره‌پردازی)، محمد بزرگ نیا (کارگردان)، عزیز ساعتی (مدیر فیلمبرداری)، علیرضا شجاع نوری (بازیگر و تهیه کننده)، جواد طوسی (منتقد فیلم) و مهتاب نصیرپور (بازیگر) اعضای هیئت داوران بخش سودای سیمرغ را تشکیل می‌دادند. ریاست این هیئت را مجید مجیدی برعهده داشت.

مراسم اهدای جوایز که اجرای آن را محمدرضا شهیدی‌فر بر عهده داشت٬ در برج میلاد تهران برگزار شد.

اهدای جوایز بخش "سودای سیمرغ" که مسابقه سینمای ایران است پس سخنان حجت‌الله ایوبی٬ رئیس سازمان سینمایی آغاز شد.

فیلم‌های "دوران عاشقی" (کارگردان: علیرضا رئیسیان)، "من دیه‌گو مارادونا هستم" (کارگردان: بهرام توکلی)، "رخ دیوانه" (کارگردان: ابوالحسن داوودی) هر کدام با نامزدی در ۱۰ رشته در صدر فهرست دریافت جوایز بودند.

این سه فیلم همراه با فیلم‌های "مزار شریف" و "خداحافظی طولانی" نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم بودند.

"رخ دیوانه" همچنین با به دست آوردن بیشترین آرا، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را گرفت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بخش‌های فرعی

در بخش سینمای مستند "آتلان" به تهیه‌کنندگی و کارگردانی معین کریم‌الدینی به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد و مهدی گنجی برای مستند "من می‌خوام شاه بشم" جایزه بهترین کارگردانی را گرفت.

در بخش نگاه نو که مسابقه فیلم‌های نخست کارگردانان ایرانی است٬ تندیس بهترین فیلم به تهیه کننده فیلم "چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت" داده شد.

وحید جلیلوند کارگردان این فیلم هم سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را گرفت.

جایزه ویژه هیئت داوران هم به امیر حسین عسگری برای فیلم "بدون مرز" داده شد.

تندیس بهترین فیلم بخش هنر و تجربه به فائزه عزیزخانی برای کارگردانی فیلم "روز مبادا" تعلق گرفت.

نامزدها و برندگان بخش سودای سیمرغ

*نامزدهای جایزه بهترین فیلم

۱- فرزاد موتمن و علی حضرتی برای تهیه کنندگی فیلم خداحافظی طولانی

۲- علیرضا رئیسیان برای تهیه کنندگی فیلم دوران عاشقی

۳- بیتا منصوری برای تهیه کنندگی فیلم رخ دیوانه (برنده)

۴- منوچهر شاهسواری برای تهیه کنندگی فیلم مزار شریف

۵- جواد نوروز بیگی برای تهیه کنندگی فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین کارگردانی

۱-فرزاد موتمن برای کارگردانی فیلم خداحافظی طولانی

۲-علیرضا رئیسیان برای کارگردانی فیلم دوران عاشقی

۳-ابوالحسن داوودی برای کارگردانی فیلم رخ دیوانه (برنده)

۴-مصطفی کیایی برای کارگردانی فیلم عصر یخبندان

۵-حسن برزیده برای کارگردانی فیلم مزار شریف

۶-بهرام توکلی برای کارگردانی فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین فیلمنامه

۱-اصغر عبد اللهی برای فیلمنامه فیلم خداحافظی طولانی (برنده)

۲-رویا محقق برای فیلمنامه فیلم دوران عاشقی

۳-محمد رضا گوهری برای فیلمنامه فیلم رخ دیوانه

۴-بهرام توکلی برای فیلمنامه فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن

۱-فاطمه معتمد آریا برای فیلم بهمن

۲-لیلا حاتمی برای فیلم دوران عاشقی

۳-طناز طباطبایی برای فیلم رخ دیوانه

۴-لیلا زارع برای فیلم شیفت شب (دیپلم افتخار)

۵-مهتاب کرامتی برای فیلم عصر یخبندان

۶-باران کوثری برای فیلم کوچه بی نام (برنده)

۷-گلاب آدینه برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد

۱-سیامک صفری برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۲-محسن تنابنده برای فیلم ایران برگر

۳-سعید آقاخانی برای فیلم خداحافظی طولانی (برنده)

۴-شهاب حسینی برای فیلم دوران عاشقی

۵-حسین یاری برای فیلم مزار شریف

*نامزدهای جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن

۱-میترا حجار برای فیلم خداحافظی طولانی

۲-سحر دولتشاهی برای فیلم عصر یخبندان (برنده)

۳-مینا ساداتی برای فیلم عصر یخبندان

۴-فرشته صدرعرفایی برای فیلم کوچه بی نام

۵-پانته آ پناهی ها برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

۱-عباس غزالی برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۲-بهمن زرین پور برای فیلم حکایت عاشقی

۳-فرهاد اصلانی برای فیلم دوران عاشقی

۴-ساعد سهیلی برای فیلم رخ دیوانه

۵-محسن کیایی برای فیلم عصر یخبندان

۶-هومن سیدی برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم (برنده)

*نامزدهای جایزه بهترین فیلمبرداری

۱-تورج منصوری برای فیلم ایران برگر

۲-علیرضا برازنده برای فیلم دوران عاشقی (برنده)

۳-فرشاد محمدی برای فیلم رخ دیوانه

۴-مهدی جعفری برای فیلم عصر یخبندان

۵-علیرضا زرین دست برای فیلم مزار شریف

*نامزدهای جایزه بهترین تدوین

۱-ژیلا ایپکچی برای فیلم خداحافظی طولانی

۲-هایده صفی یاری برای فیلم دوران عاشقی

۳-بهرام دهقانی برای فیلم رخ دیوانه

۴-نیما جعفری جوزانی برای فیلم عصر یخبندان (برنده)

۵-بهرام دهقانی برای فیلم من دیه گومارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین موسیقی متن

۱-ستار اورکی برای فیلم دوران عاشقی

۲-کارن همایون فر برای فیلم رخ دیوانه

۳-فردین خلعتبری برای فیلم شکاف

۴-بهزاد عبدی برای فیلم مزار شریف (برنده)

*نامزدهای جایزه بهترین صدا

۱-حسن زاهدی صدابردار و محمود موسوی نژاد صداگذار برای فیلم ایران برگر

۲- مهران ملکوتی صدابردار و صداگذار برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۳-نظام الدین کیایی صدابردار و بهمن اردلان صداگذار برای فیلم رخ دیوانه (بهترین صداگذاری)

۴- حسن زاهدی صدابردار و بهمن اردلان صداگذار برای فیلم مزار شریف

۵-محمود سماک باشی صدابردار و علیرضا علویان صداگذاربرای فیلم من دیه گو مارادونا هستم (برنده بهترین صدابرداری)

*نامزدهای جایزه بهترین طراحی لباس و صحنه

۱-محسن نصراللهی و رعنا امینی برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من (برنده بهترین طراحی صحنه)

۲-اصغر نژاد ایمانی برای فیلم ایران برگر

۳-جهانگیر میرزاجانی برای فیلم خداحافظی طولانی (برنده بهترین طراحی لباس)

۴-مجید میرفخرائی برای فیلم دوران عاشقی

۵-کیوان مقدم برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین چهره پردازی

۱-مهرداد میر کیانی برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۲-مهین نویدی برای فیلم ایران برگر (برنده)

۳-ایمان امیدواری برای فیلم کوچه بی نام

۴-سعید ملکان برای فیلم مزار شریف

۵-محسن دارسنج برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه جلوه های ویژه میدانی و جلوه های بصری

هیئت داوران در این بخش برای جلوه های ویژه میدانی نامزدی را معرفی نکرده است و نامزدهای جلوه های بصری به شرح زیر هستند :

۱-جواد مطوری برای فیلم بهمن

۲-وحید قطبی زاده برای فیلم رخ دیوانه (برنده)

۳-فرهاد یوسفی برای فیلم طعم شیرین خیال

۴-امیررضا معتمدی برای فیلم مزار شریف



comment نظرات ()
چشم انداز سینمای مستند ایران در جشنواره فیلم فجر
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳

بخش سینما حقیقت جشنواره فیلم فجر یا بخش مسابقۀ فیلم های مستند بلند، یکی از بخش های بی سر و صدا و کم حاشیۀ جشنواره فجر است که به دلیل ماهیت ذاتی اش، تحت الشعاع بخش های پرحاشیه جشنواره مثل بخش مسابقه یا بخش نگاه نو است و این در جشنواره ای که مخاطبان عام دارد طبیعی به نظر می‌رسد.

امسال ۱۱ فیلم در بخش سینما حقیقت شرکت دارند که از میان آنها فیلم های آتلان ساخته معین کریم الدینی،بختک ساخته محمد کارت، من می خوام شاه بشم ساختۀ مهدی گنجی، آزاد راه ساختۀ محسن خانجهانی وسفر به آمادای ساختۀ فرشاد افشین پور، مورد توجه هیئت داوران این بخش که اعضای آن را مستندسازان شناخته شده ای مثل محمدرضا اصلانی، حبیب احمدزاده، مهرداد اسکویی، محمدعلی فارسی و مانی میرصادقی، تشکیل می دهند، قرار گرفته و نامزد دریافت جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شده اند.

فیلم آتلان(ساختۀ معین کریم الدینی) که به عنوان بهترین فیلم جشنواره سینما حقیقت انتخاب شد و الان هم نامزد دریافت جایزۀ بهترین کارگردانی در جشنوارۀ فجر است، روایتگر زندگی پرفراز و نشیب یک سوارکار ترکمن و اسب اوست. آتلان، بدون توسل به مصاحبه و از دید اول شخص (مربی ترکمن)، رابطۀ بین انسان و اسب را در ساختاری داستانی بیان می کند.

کریم الدینی دربارۀ ساخته شدن این فیلم مستند می گوید: "پژوهش این فیلم از بهمن سال ۹۰ آغاز شد که تصمیم گرفتم از یک مربی اسب و اسبش مستند بسازم. با نزدیک به ۳۵ مربی مصاحبه کردم تا به مربی موردنظر رسیدم. تولید از آذرماه آغاز شد و تا مردادماه ادامه پیدا کرد و یک ماه پیش هم کار آماده نمایش شد. زمانی که فیلم آغاز شد می توانستم یک مستند محض بسازم و یا به سمت پررنگ کردن ارزش های دراماتیک بروم. سلیقه ام به روایت داستانی نزدیک تر بود و از ابتدا می دانستم می خواهم داستان تعریف کنم اما می دانستم نباید بازسازی کنم."

فیلم من می خوام شاه بشم، ساختۀ مهدی گنجی، نیز مستندی مشاهده گر و روانکاوانه دربارۀ مرد روستایی جاه طلبی به نام عباس برزگر است که همۀ عمر، دلش می خواسته شاه شود و ناگهان یک شب، شانس در خانه اش را می زند و همۀ رویاهایش به واقعیت مبدل می شود.

مهدی گنجی با نگاهی تیزبینانه، برش هایی از زندگی خصوصی و شخصیت پیچیدۀ این مرد حریص را که برای موفقیت و رسیدن به ثروت و مقام، بسیاری از ارزش های اخلاقی و خانوادگی را زیر پا می گذارد، به ما نشان می دهد.

محمد کارت در فیلم بختک (نامزد جایزه بهترین کارگردانی)، همچون فیلم قبلی اش خونمردگی، دوربینش را به یکی از محله‌هایِ فقیرنشین و پر از خشونت و اعتیاد شیراز در حاشیهٔ مقبرهٔ سعدی می برد و با رویکردی مشاهده گرانه و انتقادی، به نمایش تاثیرِ فقر بر زندگی زنان آسیب‌دیده و خانواده های محروم این محله می پردازد.

فیلم دوم او با رویکردی مشابه ادامهٔ منطقی اولی است. بختک، روی زندگی سه زن متمرکز می شود که یکی از آنها در فیلم خونمردگی هم حضور داشته است.

محمد کارت دربارۀ بختک که رامبد جوان بازیگر سرشناس سینمای ایران آن را تهیه کرده می گوید: "سعی کردیم در بختک غیر از نشان دادن ناهنجاری‌های جنوب شهری، تلنگر به افرادی که در هر مسند اجرایی هستند بزنیم و به واسطه این افراد، مشکلات و معضلات جامعه جنوب شهری را حل کنیم."

اغلب فیلم های مستند حاضر در جشنواره فجر پیش از این در جشنواره سینما حقیقت که جشنواره تخصصی سینمای مستند و در واقع گردهماییِ سالانهٔ مستندسازان ایرانی است و در ماه آذر هر سال برگزار می شود، به نمایش درآمدند.

بر مبنای شواهد موجود و به استناد نوشته های برخی پژوهش‌گران سینمای مستند ایران، می‌توان گفت که در سال‌های اخیر، سینمای مستند ایران رشد چشمگیری داشته و فیلم های مستند متنوع بسیاری در سینمای ایران ساخته شده که بیانگر تنوع رویکردها و شیوه های مستندسازی در ایران و دور شدن آن از سبک غالب مستندسازی دهه های چهل و پنجاه در سینمای ایران است.

به گفته مهدی باقری، مستندساز جوان و سازندۀ فیلم های مستندی چون پیر پسر و اهالی خیابان یک‌طرفه، مستندسازی دهۀ ۴۰، اجازه تدوین خرده‌تاریخ‌های ۳۰ سال اخیر را نمی‌دهد.

به اعتقاد باقری، "بدون‌شک سینمای مستند ایران دوران درخشانی را در دهه ۴۰ سپری کرده است که نسل امروز بسیار از آثار آن آموخته و خواهد آموخت اما چه اتفاقی می‌افتد این است که دهه ۴۰ به تاریخ قالب تبدیل می‌شود و اجازه نمی‌دهد تاریخ‌های دیگری برای سینمای مستند ایران نوشته شود و می‌بینیم که ۳۵ سال است تاریخ تحلیلی برای سینمای مستند ایران نوشته نشده است."

سینمای دولتی، معضل مستندسازی

نگاهی به مستندهای تولید شده در سال های اخیر نشان می دهد که سینماگران مستند ایرانی، با آگاهی و شناخت بهتر و دقیق تری نسبت به گذشته فیلم می سازند و دیگر به سینمای مستند به عنوان پله یا سکویی برای جهش به سمت سینمای داستانی نگاه نمی کنند. این سینما طیف گسترده ای دارد و در میان آنها می توان تازه ترین و جسورانه ترین فرم ها و رویکردهای مستندسازی از مستندهای بی واسطه نظاره گر تا مستندهای خودبیانگر (self reflective) و اینتراکتیو را مشاهده کرد.

به گفتۀ مهدی باقری، در ۵ سال گذشته، جنبشی در سینمای مستند ایران شکل گرفته است که همۀ آن را هم‌نسلان او به وجود آورده‌اند. به گفتۀ این مستندساز جوان، در این سال‌ها، اتفاقات عجیبی در سینمای مستند ایران افتاده که هیچ کجا ثبت نشده است: "مثلا برای نخستین بار در ۵ سال اخیر جریانی به نام "خودبیانگری" در سینمای مستند شکل گرفته و محصول آن فیلم‌هایی هستند که در آنها موضوع فیلم، خود فیلم‌ساز است... این‌ها تجاربی است که قصد ندارند با تجارب کلاسیک مقابله کنند بلکه تنها برای بیان بی‌کم و کاست سوژه تلاش می‌کند."

امروز برخلاف گذشته، به مدد تکنولوژی دیجیتال و آسان تر و کم هزینه تر شدن پروسۀ فیلمسازی، وابستگی مستندساز ایرانی به نهادهای دولتی مثل مرکز سینمای مستند و تجربی یا صدا و سیما و نهادهای دولتی مشابه، به نحو چشمگیری کاهش یافته و همین امر، باعث افزایش جسارت فیلمسازان در مواجهه با سوژه های ملتهب، حساس و چالش برانگیز به ویژه در زمینۀ مسائل اجتماعی شده است. سینمای مستند امروز ایران، نسبت به گذشته، صراحت بیشتری دارد و میل آن به واقع گرایی، حقیقت جویی، نقد اجتماعی و سیاسی و نشان دادن زوایای پنهان و دیده نشده زندگی و ذهنیت و رفتار ایرانی قابل تحسین است.

بدون شک آگاهی و شناخت مستندسازان ایرانی و رشد کیفی فیلم های مستند ایرانی تا حد زیادی محصول رشد فرهنگ سینمای مستند در ایران، افزایش مطالعات فیلم مستند، انتشار کتاب هایی دربارۀ سبک ها، ژانرها و شیوه های سینمای مستند و معرفی تئوری های نظریه پردازان جدید سینمای مستند به ویژه بیل نیکولز بوده است.

اگرچه سینمای مستند مستقل و غیر دولتی در ایران، یک واقعیت انکار ناپذیر است، با این حال بخش مهمی از تولیدات سینمای مستند ایران را تولیرات مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تشکیل می دهد. طبق گزارش منتشر شده در وب سایت این مرکز، در سال ۹۳ ، هفتاد و چهار طرح مستند کوتاه و بلند در سینمای تجربی تصویب شده که تولید بیشتر آنها به پایان رسیده است.

به گفتۀ محمد مهدی طباطبایی‌نژاد، مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، سینمای مستند ایران، در بخش فیلم‌های مستند کوتاه و نیمه‌بلند، وضعیتی متوسط و حتی رو به پایین داشته اما در بخش فیلم‌های مستند بلند، کیفیت قابل توجه و چشمگیری داشته است.

آقای طباطبایی، یکی از معضلات جدی سینمای مستند ایران را بازاریابی و عرضۀ جهانی مستندهای ایرانی می داند. به اعتقاد او سینمای مستند ایران اگر نتواند راهی برای فروش آثارش پیدا کند باید تا ابد وابسته به دولت باقی بماند.

با همۀ این احوال و به رغم تمام مشکلات و موانعی که در زمینۀ تولید و عرضۀ فیلم های مستند ایرانی در سطح داخلی و خارجی وجود دارد، مستندسازان ایرانی مایوس نشده و با شوق و شور وصف ناپذیری به فعالیت در این عرصه ادامه می دهند.


comment نظرات ()
نامزدهای 'سودای سیمرغ' جشنواره فیلم فجر معرفی شدند
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳

هیئت داوران بخش "سودای سیمرغ" سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر نامزدهای دریافت جوایز بهترین‌های هر رشته را معرفی کرد.

سودای سیمرغ یا مسابقه سینمای ایران که مهمترین بخش این جشنواره است به بررسی عملکرد یک ساله سینمای ایران می‌پردازد.

فیلم‌های "دوران عاشقی" (کارگردان: علیرضا رئیسیان)، "من دیه‌گو مارادونا هستم" (کارگردان: بهرام توکلی)، "رخ دیوانه" (کارگردان: ابوالحسن داوودی) هر کدام با نامزدی در ۱۰ رشته در صدر فهرست دریافت جوایز هستند.

این سه فیلم همراه با فیلم‌های مزار شریف و خداحافظی طولانی نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم هستند.

فیلم‎ مزار شریف (عبدالحسن برزیده) که به ماجرای گروگان‌گیری و ترور دیپلمات‌های ایرانی در مزار شریف می‌پردازد‌، با نامزد شدن در هشت رشته در جایگاه بعدی قرار دارد.

فیلم‌‌های خداحافظی طولانی و عصر یخبندان با نامزدی برای هفت جایزه و اعترافات ذهن خطرناک با نامزد شدن در پنج رشته نامزد رده‌های بعدی را به خود اختصاص داده اند.

عبداله اسکندری (طراح چهره‌پردازی)، محمد بزرگ نیا (کارگردان)، عزیز ساعتی (مدیر فیلمبرداری)، علیرضا شجاع نوری (بازیگر و تهیه کننده)، جواد طوسی (منتقد فیلم) و مهتاب نصیرپور (بازیگر) اعضای هیئت داوران سودای سیمرغ را تشکیل می‌دهند. ریاست این هیئت را مجید مجیدی برعهده دارد.

برندگان جوایز بخش "سودای سیمرغ" یا مسابقه سینمای ایران در مراسم اختتامیه جشنواره که ۲۲ بهمن است٬ معرفی می‌شوند.

بیشتر بخوانید: ده فیلمی که در جشنواره فیلم فجر باید دید

نامزدهای بخش سودای سیمرغ

*نامزدهای جایزه بهترین فیلم

۱- فرزاد موتمن و علی حضرتی برای تهیه کنندگی فیلم خداحافظی طولانی

۲- علیرضا رئیسیان برای تهیه کنندگی فیلم دوران عاشقی

۳- بیتا منصوری برای تهیه کنندگی فیلم رخ دیوانه

۴- منوچهر شاهسواری برای تهیه کنندگی فیلم مزار شریف

۵- جواد نوروز بیگی برای تهیه کنندگی فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین کارگردانی

۱-فرزاد موتمن برای کارگردانی فیلم خداحافظی طولانی

۲-علیرضا رئیسیان برای کارگردانی فیلم دوران عاشقی

۳-ابوالحسن داوودی برای کارگردانی فیلم رخ دیوانه

۴-مصطفی کیایی برای کارگردانی فیلم عصر یخبندان

۵-حسن برزیده برای کارگردانی فیلم مزار شریف

۶-بهرام توکلی برای کارگردانی فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین فیلمنامه

۱-اصغر عبد اللهی برای فیلمنامه فیلم خداحافظی طولانی

۲-رویا محقق برای فیلمنامه فیلم دوران عاشقی

۳-محمد رضا گوهری برای فیلمنامه فیلم رخ دیوانه

۴-بهرام توکلی برای فیلمنامه فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن

۱-فاطمه معتمد آریا برای فیلم بهمن

۲-لیلا حاتمی برای فیلم دوران عاشقی

۳-طناز طباطبایی برای فیلم رخ دیوانه

۴-لیلا زارع برای فیلم شیفت شب

۵-مهتاب کرامتی برای فیلم عصر یخبندان

۶-باران کوثری برای فیلم کوچه بی نام

۷-گلاب آدینه برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد

۱-سیامک صفری برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۲-محسن تنابنده برای فیلم ایران برگر

۳-سعید آقاخانی برای فیلم خداحافظی طولانی

۴-شهاب حسینی برای فیلم دوران عاشقی

۵-حسین یاری برای فیلم مزار شریف

*نامزدهای جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن

۱-میترا حجار برای فیلم خداحافظی طولانی

۲-سحر دولتشاهی برای فیلم عصر یخبندان

۳-مینا ساداتی برای فیلم عصر یخبندان

۴-فرشته صدرعرفایی برای فیلم کوچه بی نام

۵-پانته آ پناهی ها برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

۱-عباس غزالی برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۲-بهمن زرین پور برای فیلم حکایت عاشقی

۳-فرهاد اصلانی برای فیلم دوران عاشقی

۴-ساعد سهیلی برای فیلم رخ دیوانه

۵-محسن کیایی برای فیلم عصر یخبندان

۶-هومن سیدی برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین فیلمبرداری

۱-تورج منصوری برای فیلم ایران برگر

۲-علیرضا برازنده برای فیلم دوران عاشقی

۳-فرشاد محمدی برای فیلم رخ دیوانه

۴-مهدی جعفری برای فیلم عصر یخبندان

۵-علیرضا زرین دست برای فیلم مزار شریف

*نامزدهای جایزه بهترین تدوین

۱-ژیلا ایپکچی برای فیلم خداحافظی طولانی

۲-هایده صفی یاری برای فیلم دوران عاشقی

۳-بهرام دهقانی برای فیلم رخ دیوانه

۴-نیما جعفری جوزانی برای فیلم عصر یخبندان

۵-بهرام دهقانی برای فیلم من دیه گومارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین موسیقی متن

۱-ستار اورکی برای فیلم دوران عاشقی

۲-کارن همایون فر برای فیلم رخ دیوانه

۳-فردین خلعتبری برای فیلم شکاف

۴-بهزاد عبدی برای فیلم مزار شریف

*نامزدهای جایزه بهترین صدا

۱-حسن زاهدی صدابردار و محمود موسوی نژاد صداگذار برای فیلم ایران برگر

۲- مهران ملکوتی صدابردار و صداگذار برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۳-نظام الدین کیایی صدابردار و بهمن اردلان صداگذار برای فیلم رخ دیوانه

۴- حسن زاهدی صدابردار و بهمن اردلان صداگذار برای فیلم مزار شریف

۵-محمود سماک باشی صدابردار و علیرضا علویان صداگذاربرای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین طراحی لباس و صحنه

۱-محسن نصراللهی و رعنا امینی برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۲-اصغر نژاد ایمانی برای فیلم ایران برگر

۳-جهانگیر میرزاجانی برای فیلم خداحافظی طولانی

۴-مجید میرفخرائی برای فیلم دوران عاشقی

۵-کیوان مقدم برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه بهترین چهره پردازی

۱-مهرداد میر کیانی برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

۲-مهین نویدی برای فیلم ایران برگر

۳-ایمان امیدواری برای فیلم کوچه بی نام

۴-سعید ملکان برای فیلم مزار شریف

۵-محسن دارسنج برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم

*نامزدهای جایزه جلوه های ویژه میدانی و جلوه های بصری

هیئت داوران در این بخش برای جلوه های ویژه میدانی نامزدی را معرفی نکرده است و نامزدهای جلوه های بصری به شرح زیر هستند :

۱-جواد مطوری برای فیلم بهمن

۲-وحید قطبی زاده برای فیلم رخ دیوانه

۳-فرهاد یوسفی برای فیلم طعم شیرین خیال

۴-امیررضا معتمدی برای فیلم مزار شریف


comment نظرات ()
نامزدهای بخش‌های فرعی جشنواره فیلم فجر معرفی شدند
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳

نامزدهای بخش‌های "نگاه‌ نو"٬ "سینما حقیقت" و "هنر و تجربه" که از بخش‌های فرعی جشنواره فیلم فجر هستند٬ معرفی شدند.

در بخش نگاه نو که مسابقه فیلم‌های نخست کارگردانان ایرانی است٬ فیلم‌های "چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت"٬ "جامه‌دران" و "بدون مرز" نامزد دریافت بهترین فیلم شدند.

در رشته بهترین کارگردانی این بخش امیرحسین عسگری (بدون مرز)٬ حمیدرضا قطبی (جامه‌دران)٬ وحید جلیلوند (چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت) و مصطفی احمدی (نزدیکتر) نامزد دریافت جایزه شده‌اند.

محمدمهدی عسگرپور، حسن بلخاری، رضا مقصودی، فرشته طائرپور و همایون اسعدیان اعضای هیئت داوران بخش نگاه نو سی و سومین جشنواره فیلم فجر هستند.

در بخش هنر و تجربه امیرحسین ثقفی (مردی که اسب شد)٬ یلدا جبلی (داره صبح میشه)٬ بهتاش صناعی‌ها (احتمال باران اسیدی)٬ فائزه عزیزخانی (روز مبادا) و صفی یزدانیان (در دنیای تو ساعت چند است) فهرست نامزدان دریافت جایزه را تشکیل می‌دهند.

در این بخش به دو فیلم جایزه اعطا می‌شود.

سینما حقیقت

در بخش "سینما حقیقت" که مسابقه سینمای مستند ایران است٬ سه فیلم "آتلان"٬ "آزادراه" و " سفر به آمادای" نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم شده‌اند.

حبیب احمدزاده، مهرداد اسکویی، محمدرضا اصلانی، محمدعلی فارسی و مانی میرصادقی اعضای هیئت داوران این بخش هستند.

نام برندگان جوایز این بخش‌ها٬ همراه با برندگان بخش "سودای سیمرغ" یا مسابقه سینمای ایران که مهمترین بخش این جشنواره است در مراسم اختتامیه جشنواره که ۲۲ بهمن است٬ اعلام می‌شود.

مجید مجیدی رئیس هیئت داوران بخش مسابقه است.

در فهرست ۲۲ فیلم معرفی شده از سوی هیئت انتخاب فیلم‌ها برای بخش سودای سیمرغ٬ کارگردانانی همچون کمال تبریزی با "طعم شیرین خیال"، بهروز افخمی با "روباه"، مسعود جعفری جوزانی با "ایران برگر"، علیرضا رئیسیان با "دوران عاشقی"، نیکی کریمی با "شیفت شب"٬ ابوالحسن داودی با "رخ دیوانه" و عبدالحسین برزیده با "مزار شریف" حضور دارند.


comment نظرات ()
جوایز بفتا:‌ جولین مور و ادی ردمین بهترین بازیگران سال
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳

ادی ردمین به خاطر بازی در فیلم "تئوری همه چیز" درباره زندگی استفان هاوکینگ، و جولین مور بازیگر فیلم "هنوز آلیس" درباره بیماری آلزایمر عنوان بهترین بازیگران سال را در جوایز سینمایی بفتا ازان خود کرده اند.

ردمین پس از دریافت این جایزه گفت که "این یکی از بهترین شب های زندگی اش است."

فیلم "تئوری همه چیز" همچنین جایزه "برجسته ترین فیلم سال بریتانیا" را گرفت و جایزه دیگری هم به خاطر فیلمنامه اش برد.

"پسربچگی" که طی یک دوره ۱۲ ساله فیلمبرداری شده به عنوان بهترین فیلم سال انتخاب شد و ریچارد لینکلیتر جایزه بهترین کارگردان را برای این فیلم دریافت کرد.

پاتریشیا آرکت هم جایزه بهترین نقش دوم زن را به خاطر بازی در همین فیلم گرفت.

خانم آرکت هنگام دریافت جایزه اش در ستایش لینکلیتر گفت: "تو قوانین سینما را شکستی .... و از یک داستان عادی یک فیلم فوق العاده ساختی."

مراسم اهدای جوایز بفتا در رویال اوپرا هاس لندن برگزار شد و استفان فرای مجری مراسم بود.

جولین مور جایزه بهترین هنرپیشه زن را برای بازی در فیلم "هنوز آلیس" درباره استاد دانشگاهی که در مراحل اولیه بیماری آلزایمر است گرفت.

فیلم "هتل بزرگ بوداپست" اما بیشترین جوایز امشب را برد؛ در مجموع پنج جایزه از جمله برای بهترین طراحی لباس، طراحی تولید، گریم و موسیقی بدیع.

وس اندرسون کارگردان هتل بزرگ بوداپست جایزه بدیع ترین فیلمنامه را برای این فیلم گرفت.

فیلم ویپلش هم برنده سه جایزه شد؛ برای تدوین، صدا و بهترین هنرپیشه مکمل مرد.

یکی از شگفتی های این شب به فیلم "بازی تقلید" درباره زندگی الن تورینگ دانشمند بریتانیایی و نقش فوق العاده او در شکستن کد سیستم پیام های رمزی نازی ها در جنگ جهانی دوم مربوط می شد.

این فیلم در نه رشته نامزد دریافت جایزه بود اما حتی یک جایزه هم نگرفت.

فیلم "بردمن" با درخشش مایکل کیتون در نقش یک هنرپیشه از مد افتاده فیلم های قهرمانانه فقط در رشته بهترین فیلمبرداری - امانوئل لوبزکی -برنده جایزه شد.

آقای لوبزکی سال گذشته هم برای فیلم "گرانش" (Gravity) برنده همین جایزه شده بود.

فیلم لهستانی "آیدا" - درباره یک زن جوان که برای راهبه شدن آموزش می بیند - جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را دریافت کرد.

"فیلم لگو" هم که علیرغم انتظار نامزد اسکار نشده است جایزه بهترین انیمیشن بفتا را گرفت.

فهرست نامزدهای بفتا به ترتیب زیر بود:

بهترین فیلم

بردمن (Birdman)

پسربچگی (Boyhood)

هتل بزرگ بوداپست (The Grand Budapest Hotel)

بازی تقلید (The Imitation Game)

تئوری همه چیز (The Theory of Everything)

بهترین فیلم بریتانیایی

71'

بازی تقلید

پدینگتون

غرور (Pride)

تئوری همه چیز

زیر پوست (Under The Skin)

بهترین کارگردانی

وس اندرسن- هتل بزرگ بوداپست

دیمین چزل - (ویپلش Whiplash)

الخاندرو گونزالس ایناریتو- بردمن

ریچارد لینکلتر - پسربچگی

جیمز مارش- تئوری همه چیز

بهترین بازیگر مرد نقش اول

ریف فاینس (هتل بزرگ بوداپست)

بندیکت کامبربچ (بازی تقلید)

جیک جیلنهال (شب رو - Nightcrawler)

مایکل کیتون (بردمن)

ادی ردمین (نظریه همه چیز)

بهترین بازیگر زن نقش اول

ایمی آدامز (چشم های بزرگ)

فلیسیتی جونز (نظریه همه چیز)

جولین مور (هنوز آلیس- Still Alice )

رزاموند پایک (دختر گمشده)

ریس ویدرسپون (وحشی)

بهترین فیلم خارجی

ایدا (Ida)

لویاتان (Leviathan)

ظرف ناهار (The Lunchbox)

آشغال (Trash)

دو روز، یک شب (Two Days, One Night)


comment نظرات ()
شصت و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳

شصت و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین، برلیناله، شب گذشته، پنجشنبه ۵ فوریه، با نمایش "هیچ کس شب را نمی‌خواهد" ساخته ایزایل کوشِت افتتاح شد.

در مراسم افتتاحیه شصت و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم برلین، مونیکا گروتز ، وزیر فرهنگ آلمان از تلاش دیتر کاستلیک مدیر این جشنواره برای حضور جعفر پناهی در جشنواره تقدیر کرد.

او با اشاره به عدم حضور آقای پناهی برای نمایش فیلم تازه اش "تاکسی" به دلیل ممنوع الخروج بودن و ممنوعیت کار برای او در ایران، بر ضرورت فعالیت آزادانه هنرمندان تاکید کرد.

"تاکسی" سومین فیلم آقای پناهی پس از محکومیتش به بیست سال فیلم نساختن

فیلم "هیچ کس شب را نمی خواهد" که محصول مشترک اسپانیا، فرانسه پرتغال است و ژولیت بینوش هنرپیشه فرانسوی برنده اسکار در آن بازی کرده در بخش مسابقه رقابتی سخت برای دریافت جایزه خرس طلایی را در پیش خواهد داشت.

ملکه بیابان، تازه ترین ساخته ورتر هرتزوگ، فیلمساز سرشناس آلمانی با بازی نیکول کیدمن، و فیلم هایی از ترنس مالیک آمریکایی و پیتر گرین وی بریتانیایی از جمله فیلم هایی هستند که برای کسب جایزه اول برلیناله با یکدیگر رقابت می کنند.

ایران در برلین

نمایی از فیلم "پریدن از ارتفاع کم"

علاوه بر فیلم "تاکسی"، دو فیلم دیگر نیز از ایران به نام های "پریدن از ارتفاع کم" و "مادر قلب اتمی" به بخش های مختلف راه جشنواره فیلم برلین راه یافته اند.

تاکسی ساختاری مستندگونه دارد و داستان آن در یک تاکسی در تهران می‌گذرد که رانندگی آن را خود جعفر پناهی بر عهده دارد.

تاکسی سومین فیلم آقای پناهی پس از محکومیتش به بیست سال فیلم نساختن است.

فیلم سینمایی "پریدن از ارتفاع کم" محصول مشترک ایران و فرانسه، ساخته حامد رجبی و به تهیه کنندگی مجید برزگر، نیز به این دوره از جشنواره فیلم برلین راه یافته است. این فیلم داستان زنی است که در چهارماهگی حاملگی، می‌فهمد که جنین در شکمش مرده، اما سکوت می‌کند و تصمیم می‌گیرد که به کسی در این باره چیزی نگوید.

فیلم"مادر قلب اتمی"

"مادر قلب اتمی"، از دیگر فیلم های ایرانی است که به جشنواره برلین راه یافته است. این فیلم دومین ساخته علی احمدزاده و به تهیه‌کنندگی امیر سیدزاده است و داستان آن با مهمانی کامی آغاز می‌شود که قصد دارد ایران را برای همیشه به مقصد تونس ترک کند.

شصت‌ و پنجمین جشنواره فیلم برلین تا ۱۵ فوریه ادامه دارد. در جشنواره امسال ۱۶۰۰ میهمان خارجی و داخلی شرکت کرده اند.

ریاست هیئت داوران بخش مسابقه امسال را دارن آرنوفسکی٬ کارگردان آمریکایی و سازنده فیلم‌هایی چون قوی سیاه و نوح بر عهده دارد.



comment نظرات ()
در جهنم آشویتس: بازسازی مستند گمشده هیچکاک
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩۳

از اردوگاه‌های مرگ آشویتس صدها فیلم و هزاران عکس در دسترس است، اما هنوز هم تصویرهایی به دست می‌آید که ابعادی تازه از آن جهنم عظیم را در برابر نگاه‌های دهشت‌زده و ناباور آشکار می‌کنند.

این روزها که هفتاد سال از بسته شدن اردوگاه "آشویتس" می‌گذرد، سخن از فیلم مستندی است که آلفرد هیچکاک در تولید آن نقش داشت، اما فیلم چنان متأثرکننده بود که هرگز به نمایش در نیامد.

گاه گمان می‌رود هیچ چیز ناگفته‌ای باقی نمانده، اما هنوز هم وحشتی که از هولوکاست برمی‌خیزد و ماتمی که بر دل می‌نشیند، از هر شرح و توصیفی فراتر می‌رود. شاید این تنها موردی باشد که نه تنها زبان، بلکه تصویر هم در بیان و انتقال آن همه خشونت و بیداد ناتوان است.

در عکس آن رنج و شیون پیدا نیست و در فیلم آن دود نیست که از کپه اجساد بلند می‌شد، یا آن تعفن دامن‌گیر که چنان سنگین و سمج بود که هنوز پس از هفتاد سال از مشام بازماندگان و نخستین سربازانی که به اردوگاه گام گذاشتند، بیرون نرفته است.

تصویر بر سطح پیکرها حرکت می‌کند و به درد و رنج پنهان دسترس ندارد: لاشه‌های نحیف، یک پوست و استخوان، صورت‌های پریشیده، پشته‌های اجساد، کومه چمدان‌ها، عینک‌ها، جامه‌ها، موها و دندان‌ها... اشباحی در میان مردگان آهسته تکان می‌خورند، لرزان سر بر می‌دارند، با نگاه بی‌فروغ چشم می‌گردانند، با پاهای سست به سوی نجات‌دهندگان گام برمی‌دارند، خود را به پای آنها می‌اندازند و بر دست آنها بوسه می‌زنند.

گواهی بر شقاوت

با ورود امریکا به جنگ جهانی دوم، بسیاری از سینماگران هالیوود با دستگاه‌های اطلاعات و تبلیغات نظامی همکاری کردند و برخی از آنها حتی به جبهه جنگ رفتند. می‌توان از فرانک کاپرا، جان فورد، بیلی وایلدر، ویلیام وایلر، آناتولی لیتواک و جان هیوستون نام برد.

آلفرد هیچکاک در چند فیلم سینمایی مانند "خبرنگار خارجی"، "قایق نجات" و "خرابکار"، در قالب داستانی به جنگ جهانی دوم پرداخته است اما همکاری او در تهیه فیلم‌های مستند زیاد شناخته نیست.

در زمان جنگ هیچکاک در هالیوود کار می‌کرد. در روزهای پایانی جنگ در مه ۱۹۴۵ سیدنی برنستاین، از دوستان او در لندن که از مقامات دایره اطلاعات ارتش بریتانیا بود، به او اطلاع داد که در ستاد ارتش فیلم‌های خبری جالبی گرد آمده که می‌توان از آنها یک یا چند فیلم مستند ساخت.

او تأکید کرده بود که فیلم‌های فراهم‌شده، چنان بی‌نظام و پراکنده هستند که شاید تنها کارگردانی باتجربه و ماهر بتواند آنها را به فیلمی دیدنی تبدیل کند.

هیچکاک که خود تدوین‌گری زبردست بود، ابراز آمادگی کرد که هرچه زودتر خود را به لندن برساند. او در فیلم می‌گوید: "از آمریکا به لندن آمدم تا سهم خود را در جنگ ادا کنم. حس می‌کردم باید به نحوی به میهنم خدمت کنم."

هنگامی که او در اواخر ژوئن ۱۹۴۵ به انگلستان رسید، در استودیویی در لندن با فیلم‌هایی روبرو شد که اکیپ‌های عکاسی و فیلمبرداری ارتش‌های متفقین، آمریکا و بریتانیا و اتحاد شوروی، هنگام آزادسازی اردوگاه‌های رژیم نازی در برگن‌بلزن، آشویتس و داخاو فیلمبرداری کرده بودند.

از اوایل سال ۱۹۴۵ که نیروهای متفقین به نخستین اردوگاه‌های کار اجباری یا "اردوهای تمرکز" رسیدند، همیشه عده زیادی از فیلمبرداران بریتانیایی و آمریکایی و روس آنها را همراهی می‌کردند.

سیدنی برنستاین در فیلم "شب فرا می‌رسد" می‌گوید: "در اردوگاه به فیلمبردارها دستور دادم از همه چیز فیلم بگیرند، تا یک روزی بتوانیم ثابت کنیم چنین چیزهایی در عالم واقع روی داده است."

هیچکاک تصمیم گرفت از شش حلقه فیلمی که در اختیارش گذاشته شده بود، فیلمی به نام "مروری مستند بر اردوگاه‌های آلمانی" بسازد. او یادداشت‌های زیادی نوشت، فیلم‌ها را دسته‌بندی کرد، اولین تدوین فیلم را به پایان رساند و از آن یک "نسخه خام" فراهم کرد.

هیچکاک در جایی با مراجعه به نقشه‌ها نشان می‌دهد که رژیم آلمان نازی در سرزمین‌های پراکنده دهها اردوگاه تأسیس کرده بود و در آنها میلیون‌ها انسان بی‌گناه را در سخت‌ترین شرایط به اسارت نگه داشته بود تا روزی خاکستر آنها را به باتلاق‌های پرتعفن بریزد. گفته‌اند که او در زمان بازدید فیلم‌ها پشت میز مونتاژ بارها حالش دگرگون شد.

اما به دلایل گوناگون فیلمی که هیچکاک ساخته بود نه به تدوین نهایی رسید و نه هرگز نمایش داده شد. صحنه‌های فیلم از سویی زیاده دلخراش و متأثرکننده بودند. از سوی دیگر در حال و هوای پس از جنگ، زمامداران بر آن بودند که "وحشت و نکبت رایش سوم" هرچه زودتر فراموش شود، تا آنها بتوانند با خیال آسوده به سوی "جنگ سرد" بروند.

بدین ترتیب حلقه‌های فیلم به همراه تمام یادداشت‌های هیچکاک به زودی به آرشیوهای مخفی سپرده شدند و دهها سال دور از دسترس ماندند، حتی گفته شد که برخی یا تمام آنها گم شده‌اند.

بازسازی یک پروژه بازیافته

بخش پژوهشی "موزه جنگ بریتانیا" (Imperial War Museum) در سال ۲۰۱۳ فیلم‌ها را از انبار بیرون کشید و به کارشناسان سپرد.

فیلم‌ها از هر آنچه درباره اردوگاه‌های مرگ دیده شده بود، مؤثرتر بودند. نخستین وظیفه بازسازی و مرمت فنی آنها بود که به زودی انجام گرفت.

آندره سینگر، مستندساز بریتانیایی با همکاری شماری از تدوین‌گران ماهر، موفق شد نسخه ابتدایی را که هیچکاک فراهم کرده بود بازسازی کند و با افزودن موادی تازه، از جمله گفت‌وگو با آخرین بازماندگان اردوگاه‌ها، با تصاویر و توضیحات بیشتر گسترش دهد.

مستند ۷۵ دقیقه‌ای به نام "شب فرا می‌رسد" برای نخستین بار سال گذشته (فوریه ۲۰۱۴) در دوره پیشین جشنواره سینمایی برلین به نمایش در آمد. این فیلم به مناسبت هفتادمین سالگرد آزادی آشویتس، در شامگاه ۲۶ ژانویه به طور همزمان از شبکه تلویزیونی چند کشور، از امریکا و بریتانیا (کانال چهار) تا لهستان و هنلد و آلمان و نروژ پخش شد.


comment نظرات ()
جشنواره فیلم گوتنبرگ؛ از سه نسل زنان ایرانی تا 'در آغوش تو'
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳

در آغوش تو داستان عاشقانه ظریفی را در یک فضای تلخ پی می گیرد و قصد ندارد با پایان خوش دل تماشاگرانش را به دست بیاورد

سی و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم گوتنبرگ که قدیمی ترین و مهمترین جشنواره سینمایی کشورهای اسکاندیناوی محسوب می شود، دوشنبه شب، دوم فوریه به کار خود پایان داد.

امسال حدود پانصد فیلم از هشتاد و یک کشور در این جشنواره یازده روزه نمایش داده شد.

جوایز جشنواره

جایزه جشنواره که "اژدها" نام دارد- و به قول برگزار کنندگان جشنواره بزرگ ترین جایزه نقدی در جشنواره های سینمایی جهان است؛ یک میلیون کرون سوئد (بیش از صد هزار یورو) هر ساله به بهترین فیلم کشورهای اسکاندیناوی تعلق می گیرد.

امسال هشت فیلم برای دریافت این جایزه رقابت کردند: دلتنگ (آن سویتسکی- نروژ)، در آغوش تو (سامانو آچچ سالستروم- دانمارک و آلمان)، آینه خانه کلیدی (مایکل نوئر- دانمارک)، خواهر استخوانی من (سانا لنکن- سوئد و آلمان)، پاریس شمال (هافستین گونار سیگوروسون- ایسلند، فرانسه، دانمارک)، آنها گریخته اند(جوکا پکا والکیپا- فنلاند و هلند)، تو سری خور (رونی ساندال- سوئد) و زنان در لباس های مردانه بزرگ(اینگویلد اسوه فلیک- نروژ).

از این میان هیئت داوران فیلم در آغوش تو ساخته سامانو آچچ سالستروم را به عنوان فیلم برگزیده سال انتخاب کرد.

فیلم داستان مرد جوانی را روایت می کند که قدرت حرکتش را از دست داده و حالا پرستارش با او همسفر می شود تا او را به کلینیک های ویژه ای که برای خودکشی بیماران در سوئیس وجود دارد برساند.

در آغوش تو داستان عاشقانه ظریفی را در یک فضای تلخ پی می گیرد و قصد ندارد با پایان خوش دل تماشاگرانش را به دست بیاورد؛ برعکس موقعیت گریزناپذیری را ترسیم می کند که در آن شخصیت های فیلم- که قهرمان نیستند- چاره ای جز پذیرش واقعیت زندگی ندارند.

فیلمساز به طرز حساب شده ای بر شخصیت زن فیلم متمرکز می شود و تنهایی او را از ورای اتفاقی که جریان دارد می کاود. به شکلی پرستار خود به بیماری بدل می شود که این سفر به پیشواز مرگ، شاید بتواند درهای زندگی را به روی او باز کند.

جایزه اژدهای بهترین مستند اسکاندیناوی هم به جاشوا اوپنهایمر برای فیلم نگاه سکوت رسید: یک مستند درخشان دیگر از سازنده فیلم نامزد اسکار "عمل کشتن"، در ادامه پرداختن به قتل وحشیانه یک میلیون انسان در اندونزی دهه شصت که این بار فیلمساز، برادر یکی از قربانیان را که به طرز فجیعی کشته شده در برابر قاتلان قرار می دهد؛ قاتلانی که برخی هنوز قهرمان تلقی می شوند و مقام های دولتی دارند.

جایزه اینگمار برگمان که هر ساله به بهترین فیلم از سراسر جهان ساخته یک استعداد تازه تعلق می گیرد امسال به فیلم درس ساخته پتار والچانوف و کریستینا گروزوا از بلغارستان رسید: جایی که یک معلم مدرسه در یک شهر کوچک به دلیل بحران مالی در یک برزخ اخلاقی قرار می گیرد.

داوری مریم مقدم

مریم مقدم بازیگر ایرانی- سوئدی که پس از بازی در فیلم پرده ساخته جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی در جشنواره برلین شرکت کرد، پس از بازگشت به ایران، با مشکلاتی روبرو شد و به مدت یک سال و نیم اجازه خروج از کشور را نیافت.

مساله ممنوع الخروجی یک بازیگر سوئدی در ایران، بازتاب بسیار گسترده ای در سوئد داشت و سال گذشته همزمان با جشنواره گوتنبرگ، اعتراضاتی در این زمینه صورت گرفت و هنرمندان نامه هایی را در محکومیت این عمل امضا کردند.

و بالاخره این بازیگر به تازگی اجازه خروج از کشور را یافت و به عنوان یکی از پنج داور اصلی جشنواره گوتنبرگ برای انتخاب بهترین فیلم سال، در این شهر حضور داشت.

سینمای ایران

دختر مادر دختر، ساخته پناه برخدا رضایی، تنها فیلم ایرانی ساخت داخل کشور در جشنواره گوتنبرگ امسال بود؛ فیلمی که سعی دارد تصویری از سه نسل زنان را ترسیم کند در تصاویری که قیلمساز می گوید در ستایش طبیعت و نور است.

گل سرخ ساخته سپیده فارسی که اولین بار در جشنواره تورنتو نمایش داده شده بود، در جشنواره گوتنبرگ با حضور فیلمساز به نمایش گذاشته شد: فیلمی جسورانه درباره رابطه یک دختر دانشجو با مردی به نام علی که در قبال شورش هایی که در خیابان در سال ۱۳۸۸ در حال رخ دادن است بی توجه به نظر می رسد.

فیلم که در آتن فیلمبرداری شده، به تمامی در یک آپارتمان می گذرد و نماهای خارجی در واقع تصاویر اینترنتی از وقایع خرداد سال ۱۳۸۸ است.

فیلمساز می گوید قصد داشته فیلمی در آزادی کامل بسازد، از این رو عشقبازی این دونفر هم در چند صحنه به تصویر کشیده شده؛ تصاویر عریانی که در فیلمی به زبان فارسی کمتر مشابهی دارد.

زندگی شاید ساخته مشترک مانیا اکبری و مارک کازینز دنیا و زندگی شخصی مانیا اکبری را از خلال نامه هایی که با مارک کازینز، منتقد و فیلمساز بریتانیایی رد و بدل می شود دنبال می کند، به شیوه "سینما- مقاله" که شیوه مورد علاقه کازینز برای مستندسازی است.

مردان اولین فیلم بلند بتین قبادی تنهایی و خاطرات تلخ را با عشق ناگفته امروز در کردستان عراق می آمیزد و در فضایی شبه وسترن شخصیت های تنهای خود را پیش می برد.

ایرانی ساخته مهران تمدن هم مستندی است که دیالوگ های فیلمساز با چند روحانی را درباره اسلام و خدا دنبال می کند، جایی که فیلمساز سعی دارد از موضع یک ناباور با مهمان های مذهبی خود حرف بزند و تماشاگر شاهد دیالوگ هایی است که از دو موضع متضاد رد و بدل می شود در حالی که همسران روحانیون اجازه حضور در بحث را ندارند.


comment نظرات ()
دهن‌کجی آکادمی؛ ده مورد بزرگی که در اسکار نادیده گرفته شدند
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳

نامزدان جوایز اسکار امسال اعلام شده و به زودی برندگان مشخص خواهند شد. اما در روزهایی که صنعت فیلم به خصوص در آمریکا، در حال و هوای جایزه و جشن است، بسیاری از منتقدان بیشتر از آنکه به نامزدان بپردازند مشغول تجزیه و تحلیل مواردی هستند که امسال آکادمی اسکار آنها را نادیده گرفته است.

از نمونه های برجسته نادیده گرفته شدن در جوایز اسکار امسال دیوید ایلوو بازیگر نقش مارتین لوترکینگ در فیلم سلما و همینطور آوا دوورانی کارگردان این فیلم هستند. مورد دیگر فیلم لگولند است که ستایش منتقدان را به همراه داشت ولی دربخش انیمیشن بلند نامزد نشده است.

اما اگر به تاریخ سینما دقت کنیم می بینیم که آکادمی اسکار در نادیده گرفتن آثار و هنرنمایی های با ارزش سابقه طولانی دارد.

ده موردی را که در این مطلب گنجانده شده اند شاید بتوان مهمترین موارد از فیلمها، کارگردانان، بازیگران و سازندگان موسیقی دانست که توسط آکادمی اسکار نادیده گرفته شده و برای دریافت هیچ جایزه ای نامزد نشدند.

روشنایی های شهر ۱۹۳۱ و عصر جدید ۱۹۳۶

 

این دو اثر مهم چارلی چاپلین در فهرست آثاری که توسط اسکار نادیده گرفته شده اند باید درصدر قرار بگیرند.

هر دو فیلم اکنون به عنوان شاهکارهای مهم سینما تلقی می شوند اما هیچیکدام در زمان تولید حتی نامزد جایزه اسکار نشدند.

فیلم روشنایی های شهر سال ۱۹۳۱ و یا عصر جدید سال ۱۹۳۶، رقیب فیلم هایی بودند که امروزه هیچکس آنها را به یاد نمی آورد. در آن زمان شاید خیلی ها فکر می کردند که فیلم های چارلی چاپلین که همچنان به شکل صامت ساخته می شدند، از مد افتاده اند. اما گذشت زمان ثابت کرد که این آثار دقیقا به خاطر اینکه به زمانه مشخصی وابسته نیستند، جاودانه اند.

بت دیویس در فیلم از اسارت بشری سال ۱۹۳۴

آکادمی اسکار همیشه به قدردانی ازایفای نقش های آمیخته با شرارت و سنت شکنی علاقه زیادی نشان داده است. اما یکی از استثناهای مهم در این سنت، نادیده گرفتن بازی بت دیویس در نقش پیشخدمتی در فیلم از اسارت بشری بود.

بازی بت دیویس در آن زمان ستایش گسترده منتقدان و بسیاری از بازیگران را برانگیخت که می گفتند او به خوبی توانسته است وجه پلید و تاریک شخصیت انسان را به نمایش بگذارد.

با این همه در آن سال او در میان نامزدان جایزه بهترین بازیگر زن قرار نگرفت. تعداد زیادی از اعضای آکادمی از این تصمیم چنان به خشم آمدند که به جای برگزیدن یکی از نامزدهای اعلام شده، نام بت دیویس را روی برگه رای خود نوشتند. به همین خاطر آکادمی اسکار از سال بعد رای کتبی با ذکر نام نامزد مورد نظر را ممنوع کرد.

با وجود کارزار گسترده به نفع نامزدی بت دیویس، او به فهرست نامزدان اسکار آن سال راه نیافت. ولی درست یک سال بعد او به خاطر بازی در فیلم خطرناک جایزه اسکار را دریافت کرد که از نظر بسیاری در حقیقت جبران نادیده گرفتن بازی او در فیلم از اسارت بشری بود.

اورسن ولز در فیلم خانواده اشرافی امبرسون، سال ۱۹۴۲

خانواده اشرافی امبرسون (امبرسون‌های باشکوه) در حقیقت ادامه همان شیوه و ژانری بود که اورسون ولز چند سال قبل در فیلم همشهری کین آن را باشکوه و موفقیت تمام نشان داده بود.

اما استودیوی فیلمسازی تهیه کننده آن به خاطر جنجال هایی که فیلم همشهری کین به پا کرده بود، این فیلم اورسون ولز را بارها تدوین کرده و تغییر دادند. با این وجود نتیجه کار یک اثر سینمایی عالی، بازیهای خوب و تاثیر گذار و یک فیلمبرداری عمیق و ماندگار بود.

شخصیت های اصلی این داستان و نگاه انتقادی آنها چنان قوی بود که در آن سال آکادمی اسکار تصمیم گرفت اورسون ولز را سر جای خود بنشاند و به جای اعطای جایزه بهترین کارگردانی به او فیلم هایی را برگزید که امروزه کاملا فراموش شده اند.

آلفرد هیچکاک و فیلم سرگیجه، سال ۱۹۵۸

در سال ۲۰۱۲ در نظرسنجی که توسط مجله سینمایی سایت اند ساوند انجام شد، فیلم سرگیجه آلفرد هیچکاک توسط منتقدان و کارشناسان به عنوان عظیم ترین اثر سینمایی تاریخ برگزیده شد. اما پس از اکران آن در سال ۱۹۵۸ آکادمی اسکار به آن توجهی نکرد و این فیلم در بخش بهترین فیلم نامزد نشد.

جیمز استوارت نیز به خاطر بازی در این فیلم و خود آلفرد هیچکاک هم به عنوان بهترین کارگردان نامزد نشدند. فراموش نکنیم که آلفرد هیچکاک هیچگاه به خاطر فیلم های خود جایزه اسکاری دریافت نکرد تا اینکه در سالهای آخر عمرش جایزه یک عمر دستاورد سینمایی اسکار به او اهدا شد.

آنتونی پرکینز در فیلم روانی، سال ۱۹۶۰

دو سال پس از عدم توجه آکادمی اسکار به فیلم سرگیجه، یک فیلم دیگر آلفرد هیچکاک به نام روانی (در ایران: روح) که بسیاری آن را یک شاهکار می دانند، باز هم به فهرست نامزدان اسکار راه نیافت. اما شاید مهمترین وجه از نادیده گرفتن این فیلم متوجه بازیگر اصلی آن آنتونی پرکینز شد که در نقش نورمن بیتس توانست یک شخصیت منفی بسیار اصیل با پیچیدگی های روانی بسیار شدیدی را خلق کند.

فیلم روانی پس از اکران در میان تماشاچیان موفیقیت فراوانی کسب کرد اما این نکته که آلفرد هیچکاک آن را با بودجه بسیار ناچیز و با کادر فنی مجموعه تلویزیونی خود ساخته بود، ممکن است باعث دلخوری صنعت سینما شده باشد.

در عین حال باید این نکته را هم یادآوری کرد که روانی یک فیلم ترسناک بود و چه در آن زمان و چه امروزه از نظر بسیاری از دست اندرکاران هالیوود فیلم های ترسناک جزو ژانرهای کم ارزش تلقی می شوند و به همین خاطر این ژانر هیچگاه در اسکار موفقیت چندانی کسب نکرده است.

انیو موریکونه و فیلم روزی روزگاری در غرب، سال ۱۹۶۹

موسیقی متن این فیلم که از آثار برجسته سرجیو لئونه استاد وسترن اسپاگتی است، خیلی آرام شروع می شود و تمام ده دقیقه اول فیلم که سه ششلول بند در یک ایستگاه خلوت و خاکی منتظر از راه رسیدن قطار هستند، ادامه می یابد. اما وقتیکه این موسیقی گرم می شود و اوج می گیرد واقعا اوج می گیرد.

به یک سوم داستان که می رسیم موسیقی متن این فیلم به قله می رسد. سازهای اصلی آن یک ویلون و یک سازدهنی هستند که هر یک از آنها برای فهم داستان نقش مهمی دارند. این اثر انیو موریکونه یک شاهکار جاودانه است. اما آکادمی اسکار به آن توجهی نکرد و حتی به فهرست نامزدان بهترین موسیقی متن راه نیافت.

دنیس هاپر در فیلم مخمل آبی، سال ۱۹۸۶

این فیلم دیوید لینچ به محض اکران به یکی از فیلم های سنت گذار تاریخ سینما بدل شد. شاید یکی از دلایل اصلی این موفقیت بازی درخشان نیس هاپر در نقش شخصیت روانی فیلم به نام فرانک بوت بود.

پس از سالها دوری از سینما و یا ایفای نقش های نه چندان مهم، این اولین بازگشت درخشان دنیس هاپر به پرده سینما بود. دنیس هاپر که شخصیت جنجالی داشت حتی تا آنجا پیش رفت که یکبار گفت:"من خود فرانک بوت هستم." اما آکادمی اسکار به جای فیلم مخمل آبیترجیح داد که همان سال دنیس هاپر را به خاطر بازی در یک فیلم خانوادگی با عنوان هوزیری‌ها نامزد جایزه اسکار کند.

استنلی کوبریک و فیلم درخشش ، سال ۱۹۸۰

حتی پس از ۲۰ سال که از نادیده گرفتن فیلم روانی می گذشت، هنوز هم برخورد تبعیض آمیز آکادمی اسکار با فیلم های ترسناک ادامه داشت.

استنلی کوبریک از زمان ساختن فیلم دکتر استرنجلاو در سال ۱۹۶۴ هر سال که فیلمی می ساخت در جوایز اسکار نامزد می شد.

تا اینکه نوبت به فیلم ترسناک درخشش رسید و آکادمی اسکار به آن هیچ توجهی نشان نداد. در تمام سی و چهار سالی که از نادیده گرفتن فیلم درخشش می گذرد هنوز هم آکادمی اسکار از هیچ کارگردانی برای ساختن یک فیلم ترسناک قدردانی نکرده است.

کار درست را انجام بده، سال ۱۹۸۹

این فیلم به کارگرداین اسپایک لی، یک پرداخته کاملا نوآورانه و سنت شکنانه از مناسبات نژادی در آمریکا و یک تحلیل طنز آمیز و روانشناسانه از اهالی یک محله فقیر نشین بود.

ولی در عین حال جنجالی و بحث برانگیز شد و حتی برخی از منتقدان می گفتند که اسپایک لی در این فیلم شورش های نژادی را تشویق کرده است.

شاید به این خاطر از سوی آکادمی اسکار برای جایزه بهترین فیلم سال نامزد نشد. هر چند بسیاری از منتقدان برجسته فیلم آن را جزو ده اثر سینمایی شاخص دهه هشتاد میلادی قلمداد می کنند.

جالب این است که در همان سال فیلم رانندگی برای خانم دیزی که باز موضوع آن مناسبات نژادی ولی کمتر تحریک آمیز است، جایزه اسکار برای بهترین فیلم سال را دریافت کرد.

رابرت ردفورد در فیلم همه چیز از دست رفته است، سال ۲۰۱۳

رابرت رد فورد به عنوان یک کارگردان، در گذشته بحث و جنجال فراوانی را برانگیخته است. او در سال ۱۹۸۰ به خاطر فیلم مردم معمولی در رقابت با فیلم گاو خشمگین به کارگردانی مارتین اسکورسیزی، جایزه اسکار برای بهترین کارگردان را دریافت کرد. این همان سالی بود که آکادمی اسکار فیلم درخشش به کارگردانی استنلی کوبریک را کاملا نایده گرفت.

اما ۳۳ سال بعد او به خاطر بازی در فیلم همه چیز از دست رفته است قربانی سهل انگاری آکادمی اسکار شد. او تنها بازیگر این فیلم است که بدون به زبان آوردن حتی یک کلام نقش قایقرانی را که در دریا سرگردان شده و با خطر مرگ روبرو است، با یک پرداخت کاملا احساسی اما با لطافت و فروتنی کامل ایفا می کند.

آکادمی اسکار به جای رابرت ردفورد ترجیح داد که بروس درن یک هنرپیشه سالخورده دیگر را برای فیلمنبراسکا نامزد کند.


comment نظرات ()
عکس‌هایی از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳

                 

                 

                 

                 

                 

                 

                 

                 

                     


comment نظرات ()
وزارت ارشاد:ستاره‌های ایرانی می‌تواننددر تبلیغ محصولات داخلی حضور یابند
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳

حسین انتظامی، معاون امور مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت ارشاد، می‌گوید که ضوابط مربوط در تبلیغات تغییر کرده و ستاره‌های مطرح هنری و ورزشی اجازه دارند در تبلیغات تجاری محصولات ایرانی حضور پیدا کنند.

آقای انتظامی گفته است که به این ترتیب از ظرفیت هنرمندان و ورزشکاران سرشناس برای کمک به "توسعه بازار صنایع ملی" استفاده می‌شود.

او البته تاکید کرده است که تبلیغات نباید با "فرهنگ اسلامی و ایرانی" تعارضی داشته باشند.

این مقام وزارت ارشاد گفته است: "در ضوابط جدید و با توجه به ضرورت رعایت حقوق کودکان، از این نوع تبلیغات برای محصولاتی که مصرف کننده آن عمدتا کودکان هستند نمی‌توان استفاده کرد."

یکی از بندهای قانون مطبوعات ایران "استفاده ابزاری از افراد (اعم از زن و مرد) درتصاویر و محتوا، تحقیر و توهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات و تجملات نامشروع و غیرقانونی" را منع می‌کند.

در سال ۱۳۸۹ وزارت ارشاد با استناد به این بخش از قانون اعلام کرد که "نظر به شان و جایگاه هنرمندان و ورزشکاران کشور، همچنان استفاده ابزاری از تصاویر ایشان در تبلیغ کالاها ممنوع است."

البته پیش از آن شماری از چهره‌های سرشناس در تبلیغات شهری و تلویزیونی حاضر می‌شدند. در یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌ها حسین رضازاده، قهرمان سابق وزنه‌برداری ایران، در تبلیغات معاملات املاک در دوبی حاضر شد که این کار او انتقادهای زیادی را در پی داشت.

پس از اعلام ممنوعیت حضور هنرمندان و ورزشکاران در تبلیغات شماری از آنان از این مساله انتقاد کرده بودند.


comment نظرات ()
پایان کار جشنواره روتردام؛ از رضا میرکریمی تا ای مثل ایران
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳

آخرین ساخته رضا میرکریمی، "امروز"، از سوی ایران برای اسکار فرستاده شده بود

چهل و چهارمین دوره جشنواره جهانی فیلم روتردام در هلند، جمعه شب،سی ام ژانویه با اهدای جوایز به کار خود پایان داد.

در جشنواره امسال ۲۱۰ فیلم بلند و ۲۳۳ فیلم کوتاه طی دوازده روز به نمایش درآمد.

جوایز جشنواره

داوران جایزه ببر جشنواره امسال که از سال ۱۹۹۵ به این جشنواره اضافه شده و به آن شکلی رقابتی برای کشف استعدادهای تازه داده است، از بین سیزده نامزد دریافت این جایزه، طبق روال هر ساله سه فیلم را با ارزش یکسان به عنوان برنده انتخاب کردند.

پروژه قرن ساخته کارلوس ام. کوئینتلا محصول مشترک آرژانتین، کوبا و آلمان یکی از این برندگان بود.این فیلم در یک شهر هسته ای می گذرد که از پروژه های بزرگ شوروی و کوبا محسوب می شد و قرار بود اولین پایگاه هسته ای در کارائیب باشد، اما فرو پاشیدن شوروی همه چیز را متوقف کرد. فیلمساز با دسترسی به گنجینه تلویزیون کوبا تصاویر واقعی را با تصاویر تخیلی آمیخته است.

ویدئوفیلیا (و یک بیماری ویروسی دیگر) ساخته خوان دانیل اف. مولرو از پرو دیگر برنده این جایزه بود که سعی دارد به نقش اینترنت و مضرات آن در دنیای امروز بپردازد.

نقطه ناپدید شدن ساخته جاکراوال نیلتامرونگ از تایلند آخرین برنده این جایزه بود: فیلمی که با صحنه تصادف والدین کارگردان آغاز می شود، اما خیلی زود با داستانی تخیلی درباره قتل در جنگل ادامه می یابد.

جایزه فیپرشی(انجمن بین المللی منتقدان فیلم) هم که از بین بیست و پنج فیلم بخش "آینده درخشان" انتخاب می شود، به فیلم نبردها ساخته ایزابل تولنر محصول مشترک بلژیک و هلند تعلق گرفت؛ فیلمی که رد پای جنگ ها را در کشورهای مختلف دنبال می کند.

امروز و رضا میرکریمی

آخرین ساخته رضا میرکریمی، "امروز"، در سه نوبت با حضور فیلمساز به نمایش درآمد و عکس العمل های متفاوتی را در پی داشت:از مرد هلندی عصبانی ای که تالار سینما را با فریاد "تبلیغات آیت الله ها" ترک کرد، تا رای های تماشاگران که فیلم را در روزهای اول جشنواره به رده سوم محبوب ترینها برده بود.

فیلم میرکریمی (که از سوی ایران برای اسکار هم ارسال شده بود، اما موفقیتی در این زمینه نداشت)، راه را برای تاویل های گوناگون باز می گذارد؛ از این رو هم می تواند فیلمی جسور و پیشرو قلمداد شود( آن طور که جعفر پناهی در یادداشتی از آن حمایت کرد) و هم برعکس فیلمی که بغض فروخورده فرماندهان سپاه را به نمایش می گذارد.

ده دقیقه ابتدایی فیلم، بسیار حساب شده و درگیر کننده است و حکایت از فیلم خوش ساختی دارد، اما بعدتر با شکل گیری روند ماجرا، سکوت این راننده تاکسی، چندان توجیه پذیر نیست و در منطق فیلم جا نمی افتد.

پایان جسورانه فیلم اما مورد انتقاد تندروهاست: بچه به گمان آنها ناخلفی که حالا عضوی از خانواده است و می تواند نمادی از نسل بعد محسوب شود.

گفت و گوی فیلمساز و منتقد

حشنواره روتردام در یک اقدام جالب گفت و گوی فیلمساز/ منتقد را در برابر تماشاگران برای برخی فیلم ها تدارک دیده بود که اولین آنها گفت و گوی میرکریمی بود با جف اندرو، منتقد انگلیسی.

اندرو که به سینمای ایران علاقه زیادی دارد و از هواخواهان عباس کیارستمی است( و کتابی هم درباره فیلم ده دارد) درباره ایده اولیه فیلم پرسید و میرکریمی در جواب گفت که نمی داند ایده اولیه فیلم هایش چطور و کجا شکل می گیرند. او گفت می خواسته قهرمانی متفاوت داشته باشد که قضاوت دیگران برایش مهم نیست و در برابر او زنی را قرار دهد که مدام به قضاوت دیگران فکر می کند و نمایش این تناقض برای او جالب است.

میرکریمی در پاسخ به پرسشی درباره فرستاده شدن فیلمش به اسکار از سوی ایران گفت البته از این امر خوشحال شده اما در هر حال هر کشوری فیلمی را می فرستد و در نهایت افتخاری در آن نیست. اندرو اشاره کرد که تا به امروز سه بار فیلم های میرکریمی از سوی ایران برای اسکار فرستاده شده اند.

سینمای ایران

"نقطه ناپدید شدن" ساخته جاکراوال نیلتامرونگ از تایلند یکی از برندگان این دوره جشنواره بود

فیلم سی دقیقه ای حذف اضطراری ساخته پیمان نعیمی و فهیمه آقاحسنی در فضای یک خوابگاه دخترانه سعی دارد تصویری از اجتماع امروز ایران و وضعیت زنان ارائه کند، اما به رغم چند صحنه حذاب، به عمق نمی رود و در سطح می ماند.

ای مثل ایران ساخته ساناز آذری از بلژیک از ضعیف ترین فیلم های جشنواره بود: فیلمساز دوربین را در جایی ثابت قرار می دهد تا معلم اش را که در حال یاد دادن الفبای فارسی به اوست ثبت کند. دوربین تا انتهای فیلم ثابت می ماند و تنها در میانه آن گاه تصاویر صفحات کتاب اول دبستان( و بعدتر تصاویر آرشیوی) را می بینیم و در تمام این مدت این معلم ضمن درس دادن، درباره ایران حرف می زند؛ حرف هایی که به مانند فرم فیلم خام هستند و بعید می دانم که حتی نکته تازه ای برای تماشاگر غیرایرانی داشته باشند.

دختری در شب تنها به خانه می رود ساخته آنا لیلی امیرپور فیلمساز ساکن آمریکا هم پس از نمایش در چند جشنواره، در روتردام هم موفق بود: یک فیلم سیاه و سفید با ترکیب بندی بصری قوی درباره یک خون آشام چادری.


comment نظرات ()
ده فیلمی که باید در جشنواره فیلم فجر امسال دید .
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۳

سی و سومین جشنواره فیلم فجر از ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه برگزار می شود و ۲۲ فیلم برای حضور در بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) به نمایش در می‌آیند

فهرست ده‌تایی زیر از بین فیلم‌هایی که قرار است در سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش دربیایند انتخاب شده، فهرستی است که برای حدس‌ها، امیدها و نظرها شکل گرفته است.

این‌ها ده فیلمی از جشنواره امسال هستند که به دلایل مختلف بهانه‌هایی برای تلنگر زدن به بیننده دارند: تولید جنجالی یا پرحاشیه‌ای داشته‌اند، استعدادهای اصلی سینمای ایران در تولید آن دخالت داشته‌اند، سفرهای جشنواره‌ای آینده سینمای ایران از دل آن‌ها بیرون خواهد آمد و یا شانس‌های گیشه‌ای سال پیش رو محسوب می‌شوند.

بهمن

کارگردان: مرتضی فرشباف. نویسنده: فرشباف و نسیم مرعشی. بازیگران: فاطمه معتمدآریا، احمد حامد، فریده اسماعیلی، مریم شیرازی، شیرین یزدان‌بخش.

اقتباسی از یک داستان کوتاه آمریکایی در فضایی خلوت و با کاراکترهای محدود، قصه پرستاری را روایت می‌کند که پیشنهاد مراقبت از خانم مسنی را می‌پذیرد.

مرتضی فرشباف نماینده نسل پنجم سینمای ایران است که اولین فیلمش "سوگ" بی‌مجوز ساخته شد و برای همین در ایران به نمایش درنیامد، ولی در سطح جهانس به یمن حمایت جعفر پناهی درخشید و فرشباف فرصت یگانه‌ای پیدا کرد تا در ورک شاپ‌های فستیوال ساندنس زیر نظر نام‌داران فیلمنامه‌نویسی روی قصه‌ای کار کند که نتیجه‌اش اکنون به نام "بهمن" در جشنواره فجر رقابت خواهد کرد.

چرا باید دید: فیلم در فضایی برفی که تماماً با جلوه‌های ویژه ساخته شده، روایتی از گذشته و زندگی شخصیت زن را در لوکیشن ثابت خانه و بیمارستان پیش می‌برد و همین طرح یک خطی کافی‌ست تا به این نتیجه برسیم که "بهمن" بسیار متکی به حضور و بازی فاطمه معتمدآریاست، بازیگری که این روزها دوره اوج دیگری را در کارنامه بازیگری‌اش تجربه می‌کند و در این فیلم با همسرش احمد حامد همبازی شده است.

اعترافات ذهن خطرناک من

نویسنده و کارگردان: هومن سیدی. بازیگران: نگار جواهریان، سیامک صفری، عباس غزالی، چکامه چمن‌ماه، امیر جعفری، رؤیا نونهالی.

سیدی علاقمند داستانِ تبهکاران خرده‌پا و جوان‌های ته خط رسیده علاف تهران است و تا حالا روایت‌گر خوبی برای افسردگی‌ها و پوچی محض و گاه فانتزی زندگی‌شان بوده است.

این بازیگر سابق سریال‌های تلویزیونی با چند فیلم کوتاه و اولین فیلم بلند مستقل و ارزانی که به صورت ویدئویی و به کمک چند دوست همراه ساخت، ناگهان چهره تازه‌ای از خودش نشان داد.

کارگردان خوش‌ذوق و متفاوتی که قالب‌ها و الگوهای جریان سینمای آلترناتیو روز دنیا را دنبال کرده و با تاثیرات آشکار از کوئنتین تارانتینو و گای ریچی و سبک تصویرسازی خاص کلیپ‌های ام تی وی می‌خواهد در سینمای کم هیجان ایران چیز تازه‌ای به تماشاگران نشان دهد.

چرا باید دید: خلاصه داستان تک خطی‌اش که می‌گوید "روایت عجیب یک روز زندگی مردی که چیزی را به یاد نمی‌آورد، حتی این را که ظاهراً مدت‌ها پیش مرده است"؛ روایت غیرخطی، فضاسازی کلیپ‌وار، ضرباهنگ تند و خشونتی که از سینمای محافظه کار ایران کمتر سر می‌زند؛ تجربه‌گرایی و سرزند‌گی سیدی؛ حضور متفاوت سیامک صفری.

خانه دختر

کارگردان: شهرام شاه حسینى. نویسنده: پرویز شهبازى. بازیگران: حامد بهداد، باران کوثرى، پگاه آهنگرانى، رعنا آزادى‌ور، بابک کریمى، بهناز جعفری، محمدرضا هدایتى، نسیم ادبى، رویا تیموریان.

می‌گویند داستان فیلم جنجالی و خط قرمزی هم هست و به همین دلیل چیزی از جزئیاتش به بیرون درز نکرده. خانه دختر نه فقط به دلیل نامش که به استناد گفته‌های عواملش فیلمی است زنانه است که موقعیت خاص و پیچیده دختران جوان امروزی را موضوع داستان قرار داده است.

چرا باید دید: به دلیل فیلمنامه شهبازی؛ حضور بازیگران مطرح یک نسل؛ امیدهایی که به گیشه موفق سال آینده‌اش بسته شده و بیش از همه به امید و احتمال یک غافلگیری، از جایی که انتظارش را نداریم.

کوچه بی‌نام

نویسنده و کارگردان: هاتف علیمردانی. بازیگران: فرهاد اصلانی، فرشته صدرعرفایی، امیر آقایی، باران کوثری، پانته‌آ بهرام، ملیسا ذاکری، ستاره پسیانی، محمدرضا غفاری، علیرضا استادی.

داستان دو خانواده مذهبی و سنتی‌ که در همسایگی هم در جنوب تهران زندگی می‌کنند و تفاوت‌های فکری آن‌ها باعث تنش و سپس بحرانی پیچیده می‌شود. بحرانی که از دل یک عشق ممنوع و رازهای اطراف آن شروع می‌شود به فاجعه می‌رسد.

عجالتاً چیزهایی که جلب نظر می‌کنند یکی گروه بازیگران متنوع و کنجکاوی برانگیز فیلم هستند و بعد، حضور دوربین در جغرافیایی از شهر تهران که سینمای ایران کمتر سری به آن جا زده است، حتی اگر کارهای قبلی عاتف علیمردانی نوید کارگردانی صاحب سبک را نداده باشند.

چرا باید دید: به خاطر ردگیری و رصد مسیر تازه سینمای اجتماعی ایران و نفوذ سینمایی اصغر فرهادی؛ به امید تماشای بازی‌های خوب؛ به احترام توجه فیلم به جنوب شهر و آدم‌های خاصش در روزگاری که سینماگران ایرانی اغلب ترجیح می‌دهند دوربینشان را از میدان ونک پایین‌تر نبرند.

عصر یخبندان

نویسنده و کارگردان: مصطفی کیایی. بازیگران: مهتاب کرامتی، بهرام رادان، آنا نعمتی، سحر دولتشاهی.

موضوع اعتیاد و فاجعه‌ای که در پس آن می‌آید، پتانسیل بالقوه تاثیرگذاری در سینمای ایران داشته است. این فیلم این روایت آشنا را با گروه بازیگران مطرح و روایتی پر تعلیق در آمیخته است.

این سومین حضور پیاپی کیایی در جشنواره فجر است که دو فیلم قبلی‌اش، "ضد گلوله" و "خط ویژه" کم و بیش هم مقبول جشنواره و منتقدان بودند و هم گیشه موفقی داشتند، اما عصر یخبندان اولین تجربه او در فضای غیر کمدی است.

چرا باید دید: باز هم از گوشه و کنار نام اصغر فرهادی و تاثیرش بر روایت و اجرای فیلم شنیده می‌شود و از قرار معلوم شوک میانه داستان قرار است بینندگان را میخکوب کند و دست آخر اشک‌شان را درآورد. عصر یخبندان را باید دید؛ به این خاطر که بدانیم کدام از این گمانه‌زنی‌ها درست بوده و کدام جو سازی.

روباه

نویسنده و کارگردان: بهروز افخمی. بازیگران: حمید گودرزی، بابک حمیدیان، جلال فاطمی، آرش مجیدی، مرجان شیرمحمدی.

مسائل امنیتی و جاسوسی و موضوع انرژی هسته‌ای داستان اصلی این فیلم را می‌سازند. توجه سینما به سوژه داغ ترور دانشمندان هسته‌ای در این دوران پر تنش و پیچیده نشان می‌دهد که افخمی هنوز از سویۀ سیاسیِ شخصیتش دور نشده و از آن مهم‌تر این که هنوز چهره موجه و مقبولی در لایه‌های بالای فضای سیاسی دارد.

صرف نظر از مقبولیت و توفیق نسبی فیلم "آذر، شهدخت، پرویز و دیگران"، سال‌هاست حضور افخمی در صدر خبرها بیشتر به حاشیه مربوط است تا متن. اما روباه یک تریلر سیاسی و جاسوسی و بازگشت او به فضا و ژانری‌ست که بسیار دوست دارد و پیش‌تر در آن "روز شیطان" را بر اساس داستانی از فردریک فورسایت و با توجه ویژه وزارت اطلاعات ساخت.

چرا باید دید: در شرایطی که راه رفتن جواد ظریف در خیابان در حین مذاکرات اتمی به جنجالی خبری بدل می‌شود چطور می‌توان انتظار داشت که روایت سینمایی مذاکرات و ترور دور از جنجال بماند؟ کافی‌ست بدانیم که چند بازیگر فیلم حتی با وجود قرارداد بستن از حضور در پروژه انصراف دادند و نخواستند نام و چهره‌شان را با چنین موضوع پر خطری به دردسر بیندازند؛ امید تماشای تریلری سرگرم‌کننده و استاندارد.

ایران برگر

کارگردان: مسعود جعفری جوزانی. نویسنده: جوزانی و محمد هادی کریمی. بازیگران: علی نصیریان، محسن تنابنده، احمد مهران‌فر، حمید گودرزی، گوهر خیراندیش، نیوشا ضیغمی.

ماجرای اهالی روستایی که با برگزاری انتخابات به جان هم می‌افتند و حکایتی شوخ و شنگ و کاریکاتوری از شخصیت‌های که با حرص و طمع خواستار کسب قدرت بین اهالی روستا هستند.

مسعود جعفری جوزانی آن قدر فیلم نساخت که دیگر به نظر می‌رسید عطای سینمای این سال‌ها را به لقایش بخشیده باشد. چند سال را صرف ساخت سریال سنگین و تاریخی "در چشم باد" کرد و حاصلش هیچ نسبتی با عظمت موضوع و هیاهوی تولید و بودجه چند میلیاردی اش نداشت.

جوزانی که سال‌های اخیر را به عنوان مشاور سیاسیون و دولتمردان و متولیان سینما این جا و آن جا گذراند و عضو شورای عالی سینما در زمان محمود احمدی نژاد بود، حالا با تغییر شرایط به فکر هجو آن روزگار برآمده و کمدی فانتزی ایران برگر قرار است روایتی نمادین از ظهور دولتمردان دهه اخیر ایران و طعنه به اوضاع سیاسی اجتماعی این سال‌ها باشد.

چرا باید دید: حضور محسن تنابنده و احمد مهران‌فر زوج کمدی محبوب و مطرح این سال‌ها؛ به دلیل این که کارگردانش زمانی امیدهای زیادی برانگیخته بود؛ موضوع انتخابات که خود بخود می‌تواند هر چیزی را در ایران ملتهب و پر حاشیه و کنجکاوی برانگیز کند.

من دیگو مارادونا هستم

نویسنده و کارگردان: بهرام توکلی. بازیگران: گلاب آدینه، سعید آقاخانی، هومن سیدی، ویشکا آسایش، بابک حمیدیان، جمشید هاشم پور، صابر ابر.

شنیده‌ها می‌گوید داستان فیلم تازه توکلی حول درگیری‌های کمیک چند نفر از اعضای یک خانواده عجیب و غریب از اقشار فرودست جامعه شکل گرفته و ساخته‌ای به کل متفاوت و دور از توقع و شناخت ما از سازنده‌اش خواهد بود.

حضور بهرام توکلی در جشنواره فجر که به سنت غیر قابل تغییر این سال‌ها تبدیل شده است در این اواخر کمی مأیوس کننده شده بود. او سال گذشته با فیلم "بیگانه" خیلی‌ها را ناامید کرد و این تصور را به وجود آورد که کیفیت "این جا بدون من" در کارنامه او اتفاقی بوده است.

تا پیش از این، صِرفِ علاقه و توجه توکلی به ادبیات و مقوله اقتباس ویژگی و تشخصی به فیلم‌هایش می‌داد، اما پس از ناکامیِ اقتباس "اتوبوسی به نام هوس"، او عجالتاً ادبیات را کنار گذاشته و خودش دست به کار نوشتن زده است.

چرا باید دید: تا قضاوتمان در مورد توانایی و استعداد بهرام توکلی را تا حد زیادی شفاف، دقیق و واقعی کنیم؛ سیاهه پرشمار بازیگران مطرح فیلم.

مرگ ماهی

نویسنده و کارگردان: روح‌الله حجازی. بازیگران: نیکی کریمی، علی مصفا، طناز طباطبایی، بابک حمیدیان، پانته‌آ بهرام.

در این فیلم جمع شدن اعضای خانواده به دلیل مرگ مادربزرگ فامیل زمینه‌ساز و بهانه مواجهه چند شخصیت با گذشته‌های مشترک است.

روح الله حجازی، که مسیرش را از تحصیل حوزوی به سینما کج کرد، با سه فیلم سینمایی و چند تله فیلم برای خودش نامی دست و پا کرده و از چهره‌های مطرح سینمای این سال‌های ایران بوده است. دو فیلم مطرح و موفق اخیرش با حواشی زیادی همراه بود و سایه توقیف و ممیزی و کنار گذاشته شدن از جشنواره همیشه همراه او و فیلم‌هایش بوده است.

چرا باید دید: یکی از پرکاراکترترین فیلم‌های سال‌های اخیر برای فیلمسازی که در تمام آثار قبلیاش با شخصیت‌های معدود و لوکیشن‌های محدود کار کرده؛ کنار رفتن مهناز افشار از فهرست بازیگران فیلم حاشیه ساز بود و باعث شکایت و جدل رسانه‌ای فیلمساز و بازیگر هم شد و حضور نیکی کریمی به عنوان بازیگر جایگزین افشار یکی از فرامتن‌های دیگری‌ست که تماشای فیلم را جذاب‌تر کرده است؛ فیلم‌برداری محمود کلاری.

رخ دیوانه

کارگردان: ابوالحسن داودی. نویسنده: محمدرضا گوهری. بازیگران: بیژن امکانیان، صابر ابر، نازنین بیاتی، گوهر خیراندیش، طناز طباطبایی، ساعد سهیلی.

داستان چند جوان که در یک قرار اینترنتی با یکدیگر آشنا شده و به دنبال یک شوخی و شرط‌بندی در مسیری پیچیده و دلهره‌آور قرار می‌گیرند.

کمدی ساز موفق و پولساز دهه ۶۰ و ۷۰ ایران ناگهان با تغییر مسیری عجیب سراغ طرح مسائل و معضلات نسل جوان در قالب فیلم‌هایی تلخ و پر تنش رفت. داودی که همیشه آشکارا از کم قدر بودن طنز و بی‌اعتباری این ژانر گفته، خیلی علاقه دارد تا به عنوان سینماگری با دغدغه‌های اجتماعی تربیتی و دل‌نگران نسل آینده شناخته شود، بدون این که در نمونه‌هایش از این سینما، "تقاطع" و "زادبوم"، به عمقی در خور رسیده باشد.

چرا باید دید: از قرار معلوم رخ دیوانه داستان جذابی دارد و فیلمنامه‌نویس کاربلدی هم آن را نوشته؛ اگر داودی با اصرار جذابیت را فدای پیام نکرده باشد، می ‌شود امیدوار بود که در سینمای بی‌داستان و کم رمق این سال‌ها فیلمی پر کشش و درگیرکننده ساخته باشد.


comment نظرات ()
اعضای هیئت داوران بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر معرفی شدند
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳

علیرضا رضاداد، دبیر جشنواره فیلم فجر نام اعضای هیئت داوران بخش "سودای سیمرغ" سی و سومین دوره این جشنواره را اعلام کرد.

عبداله اسکندری (طراح چهره‌پردازی)، محمد بزرگ نیا (کارگردان)، عزیز ساعتی (مدیر فیلمبرداری)، علیرضا شجاع نوری (بازیگر و تهیه کننده)، جواد طوسی (منتقد فیلم) و مهتاب نصیرپور (بازیگر) اعضای هیئت داوران سودای سیمرغ خواهند بود.

سودای سیمرغ یا مسابقه سینمای ایران که مهمترین بخش این جشنواره است به بررسی عملکرد یک ساله سینمای ایران می‌پردازد و به بهترین‌های هر رشته جایزه می‌دهد.

پیشتر مجید مجیدی به عنوان رئیس هیئت داوران این دوره معرفی شده بود.

بیشتر بخوانید: جشن سینمای ایران و غیبت بزرگان

در بخش سودای سیمرغ این دوره ۲۲ فیلم از سوی هیئت انتخاب اعلام شده است که در میان آنها آثار تعدادی از کارگردانان شناخته شده سینمای ایران به چشم می خورند.

در فهرست ۲۲ فیلم معرفی شده از سوی هیئت انتخاب فیلم ها، کارگردانانی همچون کمال تبریزی با "طعم شیرین خیال"، بهروز افخمی با "روباه"، مسعود جعفری جوزانی با "ایران برگر"، علیرضا رئیسیان با "دوران عاشقی"، ابوالحسن داودی با "رخ دیوانه" و عبدالحسین برزیده با "مزار شریف" حضور دارند.

در هیئت انتخاب امسال محمد احسانی، احمد امینی، محمدعلی باشه آهنگر، بهنام بهزادی،‌ مجید رضابالا، رسول صدر عاملی و حسین کرمی حضور داشتند.

در گزارش این هیئت تاکید شده که معرفی فیلم های جشنواره پس از بازبینی ۸۸ فیلم در مدت ۴۰ روز انجام شده است و "ای کاش" هیئت مجاز ‏‌بود بیش از ۱۱ فیلم در بخش "نگاه نو" و بیش از ۲۲ فیلم در بخش سودای سیمرغ برگزیند.


comment نظرات ()