کانون سینماگران جوان

هنر : سینما و ادبیات

تحریم گسترده جشنواره فیلم استانبول در واکنش به حذف یک فیلم
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤

خشایار جنیدی

 استانبول

فیلم شمال در اردوگاه های شبه نظامیان حزب کارگران کردستان (پ ک ک) فیلم برداری شده است

سازندگان ۲۲ فیلم تهیه شده در ترکیه در اعتراض به حذف به یک فیلم مستند مربوط به شبه نظامیان کرد از شرکت در سی و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم استانبول انصراف داده اند.

تهیه کنندگان این فیلم ها و گروه دیگری از فیلم سازان در ترکیه با انتشار بیانیه ای ضمن متهم کردن برگزارکنندگان این جشنواره به "سانسور" اعلام کردند تا زمانی که فیلم مستند "شمال" به نمایش گذاشته نشود، به این جشنواره بر نخواهند گشت.

در واکنش به این اقدام، دبیرخانه جشنواره بین المللی فیلم استانبول با برگزاری یک کنفرانس خبری در صبح دوشنبه از لغو رقابت ها در بخش های سینمای داخلی، بین المللی و فیلم مستند و همین طور مراسم اختتامیه فستیوال خبر داده است.

جشنواره فیلم استانبول از ده روز پیش آغاز به کار کرده بود و ۴۹ فیلم داخلی و خارجی در بخش های پنج گانه آن رقابت می کردند.

فیلم شمال به کارگردانی چایان دمیرل و ارطغرل ماویوغلو در اردوگاه های شبه نظامیان حزب کارگران کردستان (پ ک ک) فیلم برداری شده است.

این فیلم مستند قرار بود یکشنبه اکران شود، اما برگزارکنندگان جشنواره به خاطر عدم صدور مجوز نمایش تجاری این فیلم از اکران آن جلوگیری کردند.

پیش از این دریافت این مجوز تنها برای نمایش عمومی فیلم در سینماها ضرورت داشت ولی از ابتدای امسال این مجوز برای هر گونه اکران فیلم الزامی شده است.

سازندگان فیلم شمال می گویند علاوه بر فیلم آنها، یک فیلم مستند و ۵ فیلم کوتاه نیز فاقد این مجوز بودند ولی از نمایش آنها جلوگیری به عمل نیامده است. به گفته آنها، این نشانه سیاسی بودن حذف فیلمشان است.

برگزارکنندگان جشنواره فیلم استانبول می گویند دریافت مجوز نمایش تجاری از نظر آنها برای شرکت در رقابت های این جشنواره ضروری نیست. به گفته آنها اداره کل سینمای وزارت فرهنگ و جهانگردی ترکیه در آخرین لحظات با هشدار به دبیرخانه جشنواره مانع از پخش فیلم شده است.

عزیزه تان، مدیر جشنواره بین المللی فیلم استانبول می گوید برگزارکنندگان این جشنواره این مقررات را دست و پاگیر می دانند.

او گفت:‌‌ "امیدوارم این رخداد با گردهم آوردن سینماگران و تلاش آنها برای تغییر این قوانین به یک فرصت تبدیل شود. فکر می کنم ضوابط جدیدی باید جایگزین شود تا تضمین کننده آزادی نمایش فیلم ها در جشنواره ها باشد."

همزمان، نشریه الکترونیک رادیکال که حامی مالی بخش جایزه ویژه مخاطبان جشنواره استانبول است، کناره گیری خود را از این جشنواره اعلام کرده است.

جم ارجییس، مدیر مسئول نشریه رادیکال با اعلام این خبر گفت:‌ "در زمانی که حکومت در سینما تداخل می کند و ساز و کارهای سانسور احیا می شوند، سینماگران، هنرمندان، بینندگان فیلم و کل جامعه باید از خود واکنش نشان دهند."



comment نظرات ()
از اصناف تا اقوام؛ اعتراض به 'اهانت' تصویری
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤

مهران مدیری در در حاشیه

حواشی سریال "در حاشیه" که از پنجم فروردین روی آنتن تلویزیون رفته است هنوز ادامه دارد. اگرچه پزشکان تلویزیون را تهدید به برگزاری تجمعی چندهزار نفری علیه این سریال کرده‌اند، تلویزیون می‌گوید تماس‌های مردم با سازمان نشان از استقبال آنها از سریال تازه مهران مدیری دارد.

طرف دیگر ماجرا مردم هستند که - در شبکه‌های اجتماعی- می‌توان به وضوح دید این سریال را دنبال می‌کنند اما در عین حال برآورده نشدن توقعاتشان در زمینه کیفیت را نیز کتمان نمی‌کنند.

اعتراضاتی از این دست اگرچه در مقابل فیلم‌ها و سریال‌های مختلف در صنف پزشکان بارها تکرار شده اما مختص به این صنف و حتی سایر اصناف نیست و -گاهی به حق، گاهی به ناحق- گریبان بسیاری فیلمسازان را تاکنون گرفته است.

نگاهی می‌کنیم به تعدادی از گروه‌ها، اصناف و اقوامی که طی سالهای اخیر علیه یک فیلم یا سریال به میدان آمده‌اند.

شوکران (۱۳۷۷)

فیلمِ بهروز افخمی شاید بیش از هرچیز چوب تابوشکنی در مورد مسئله ازدواج موقت یا "صیغه" را خورد. در این فیلم هدیه تهرانی در نقش پرستاری اغواگر ظاهر شد که علیرغم علم به تاهل مردی (با بازی فریبرز عرب‌نیا)، با او وارد رابطه و باردار می‌شود و در نهایت به مرگی تراژیک جان می‌سپارد.

پرستاران چنان بابت نقش هدیه‌ تهرانی و انتساب او به صنف خود برآشفته شدند که نه تنها بیانیه‌ای تند و تیز صادر کردند، بلکه به نشانه اعتراض چند شب را هم تا صبح در مقابل ساختمان وزارت ارشاد تجمع کردند.

از آنجا که فیلم از محصولات حوزه هنری بود، با برگزاری چند جلسه بین معترضان و مدیران حوزه در نهایت ماجرا ختم به خیر شد. جنجال رسانه‌ای ایجاد شده نه تنها ضرری متوجه فیلم نکرد بلکه به فروش بیشتر آن هم انجامید؛ زیرا اعتراضات بسیاری را واداشت برای دیدن فیلم به سینما بروند و موضوع دعوا را با چشم خودشان ببینند.

خانه‌ای روی آب (۱۳۸۰)

شخصیت "بی بند و بار" دکتر رضا سپیدبخت، یکی دیگر از موارد متعددی بود که صدای پزشکان را به اعتراض بلند کرد. دکترِ فیلم -با بازی رضا کیانیان- الکل می‌نوشید، با زنان متعددی در ارتباط بود، خانواده‌ای از هم پاشیده و فرزندی درگیر با مواد مخدر داشت و احساس پوچی می‌کرد.

نسبت دادن این ویژگی‌ها -که در هر قشری ممکن است بروز کند- به یک پزشک، توسط گروهی از آنها "توهین" تلقی شد تا آنجا که بعضی رسانه‌ها نوشتند که پزشکان قصد دارند بهمن فرمان‌آرا، کارگردان را به دلیل اهانت به خود به دادگاه بکشانند.

این فیلم که در کنار "بوی کافور، عطر یاس" و "یک بوس کوچولو"، جزو آثار سه‌گانه کارگردانش درباره "مرگ" به شمار می‌آید، به دلیل نقدهای تلویحی و آشکارش به جامعه و حکومت نیز مورد انتقاد محافظه‌کاران قرار گرفت اما هم جوایز مهمی در جشنواره بیستم فجر به خود اختصاص داد و هم اکران نسبتا موفقی داشت.

مارمولک (۱۳۸۲)

پرویز پرستویی در مارمولک

اگرچه امروز حضور روحانیان در سینما از پیش عادی‌تر شده و حتی فیلم‌هایی مثل "رسوایی" را هم می‌شود در میان تولیدات سینما یافت؛ تا همین چند سال پیش فیلم، آن هم کمدی، ساختن در مورد این قشر قدرتمند تقریبا غیرقابل تصور بود.

این تابو را کمال تبریزی شکست و یک خلافکار زندانی (پرویز پرستویی) را در فیلمش به تصویر کشید که در نقش یک روحانی فرو می‌رود تا از زندان فرار کند اما در همین مسیر متحول می‌شود.

فیلم با تاخیر اکران و به سرعت پرفروش شد زیرا شوخی با حاکمان هنوز به شدت برای مخاطبان سینمای ایران تازگی داشت. کم‌کم امامان جمعه شروع به انتقاد از فیلم کردند و به تدریج در چند شهر از جمله مشهد و اصفهان اکران آن متوقف شد.

هرچند مدتی طول کشید تا فیلم در تهران هم از روی پرده پایین بیاید در این مدت آنقدر از تریبونهای مختلف و در رسانه‌ها از آن حرف زده شد که به حق می‌توان "مارمولک" را یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های سینمای ایران دانست؛ فیلمی که خط قرمزهای بسیاری را به بازی گرفت و جابجا کرد و درست به همین دلیل مخاطبان بسیاری یافت.

او یک فرشته بود (۱۳۸۴)

این سریال که در ماه رمضان و با کارگردانی علیرضا افخمی روی آنتن رفت، داستانی مذهبی-ماورایی را پیگیری می‌کرد که در آن شیطان در قامت زنی جوان سر راه مردی معتقد و متاهل ظاهر می‌شد تا خانواده‌اش را از هم بپاشد.

در کنار شخصیت "فرشته" (بهاره افشاری)، وکیلی به نام سرابی (مرتضی ضرابی) نیز در فیلم حضور داشت که ظاهرا تجلی دیگرِ شیطان و دومین شخصیت منفی محوری داستان بود و همانطور که می‌توان حدس زد بعضی از اعضای صنف وکلا را به اعتراض واداشت.

این سریال که در ژانر خود جزو اولین‌ها به شمار می‌آمد با دلهره و تعلیقی که ایجاد کرد پربیننده شد و در نهایت شخصیت اصلی داستان به کمک روحانی محل و با ایمان به خدا از شر وسوسه شیطان خلاص شد؛ اما بازیگر آن چند سال بعد در مصاحبه‌ای گفت اگرمیدانست مردم تا سالها بعد او را در خیابان "شیطان" صدا خواهند زد هرگز در این سریال ظاهر نمی‌شد.

حلقه سبز (۱۳۸۶)

ابراهیم حاتمی کیا و حمید فرخ نژاد پشت صحنه حلقه سبز

دومین سریال تلویزیونی ابراهیم حاتمی‌کیا -اگرچه بر خلاف معمولِ آثار او ارتباطی به جنگ ایران و عراق نداشت- اما صدا و سیما برای ساخت و پخش آن سنگ تمام گذاشت.

در این سریال که به موضوع اهدا عضو می‌پرداخت، حمید فرخ‌نژاد نقش روحی سرگردان -حسن- را بازی می‌کرد که پس از مرگ مغزی، با موضوع اهدا اعضای بدنش درگیر بود. چنان که انتظار می‌رود، این سریال پرطرفدار بنا بود مردم را به اهدا عضو و کمک به همنوع تشویق کند اما "انجمن اهدا عضو" اعلام کرد این سریال باعث نگرانی مردم و کاهش تمایل آنها به اهدا عضو عزیزانشان شده است؛ زیرا شخصیت اصلی داستان راضی به پیوند قلبش به بدن دیگری نیست.

بعضی رسانه‌ها در همان زمان نوشتند بسیاری از افرادی که در وبسایت اهدا عضو ثبت‌نام کرده بودند پس از پخش این فیلم عضویت خود را لغو کرده‌اند. به علاوه علیرغم بهره‌بردن از مشاوران پزشکی، پزشکان نیز بابت آنچه "اشتباهات فاحش پزشکی" در این سریال می‌خواندند به آن معترض شدند.

در نهایت این سریال تا قسمت آخر روی آنتن رفت و عوامل فیلم نیز در جواب انتقادات به انتشار جوابیه‌ای بلند و بالا در روزنامه همشهری اکتفا کردند.

چارخونه (۱۳۸۶)

اولین تجربه کارگردانی سروش صحت، در مرکز خود دوشخصیتِ افغان با نام‌های "شنبه" و "چهارشنبه" - با نقش‌آفرینی جواد رضویان و رضا شفیعی‌جم- داشت که افغانهای ساکن ایران را به شدت رنجاند.

بارزترین ویژگی این شخصیت‌ها -خصوصا "شنبه" که نقش کارگر/سرایدار را ایفا می‌کرد- دروغگویی، دغلکاری و سودجویی آنها بود و تقلید عجیب و تمسخرآمیز لهجه مردم افغانستان توسط آنها.

این سریال به سرعت پربیننده شد و شخصیت "شنبه" و لهجه او برای مدتی تبدیل شد به سمبل اهالی افغانستان در ذهن مردم در نتیجه بسیاری از روشنفکران افغان ساکن ایران نسبت به آن واکنش نشان دادند.

یکی از آنها در مقاله‌ای از "رنجی" نوشت که افغانهای ایران هر شب از پخش این سریال می‌برند و یادآوری کرد کسی در افغانستان اسم فرزندش را "شنبه" و "یکشنبه" نمی‌گذارد.

او افزود زیر ضرب گرفتن لهجه و زبان یک ملت، حمله به هویت آنهاست. رایزن فرهنگی سفارت افغانستان در ایران نیز در این اعتراض با سایر هموطنانش هم‌آواز شد اما نارضایتی این اقلیت محروم -مهاجران افغان- به جایی نرسید و سریال آقای صحت در ۱۰۷ قسمت از شبکه سوم پخش شد و به پایان رسید.

مرد هزارچهره (۱۳۸۷)

مهران مدیری پشت صحنه مرد هزار چهره

شخصیت اصلی این سریال نوروزی، مسعود شصت‌چی کارمند بی‌دست و پای اداره ثبت احوال شیراز (با بازی مهران مدیری) بود که او در موقعیت‌های مختلف با افرادی از اصناف مختلف دمخور می‌شد و موقعیت‌های طنزآمیزی می‌آفرید.

اگرچه هیچ صنف و گروهی -از پزشکان گرفته تا شاعران- از شوخی‌های این سریال در امان نماند اما اصلی‌ترین شکایت مربوط به اداره کل ثبت احوال استان فارس بود که این سریال را توهینی به خود و کارمندانش دید و ضمن به خدمت گرفتن یک وکیل، به خاطر "لطمه معنوی" وارده از عوامل سریال درخواست غرامتی ۲.۱ میلیارد تومانی کرد.

مواردی که این اداره کل بابت آنها از عوامل سریال شکایت کرده بودند عبارت بود از:‌"انتصاب شخصیت اصلی داستان به عنوان شخص کلاهبردار شیاد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شیراز، ارائه فضای بی نظم و خارج از شان اداری در ثبت احوال شیراز و القای سو استفاده از موقعیت شغلی توسط کارکنان اداره کل ثبت احوال شیراز" .

گرچه بعید است چنین مبلغی پرداخت شده باشد اما این سریال ۱۵ قسمتی، در نهایت در ۱۳ قسمت به پایان رسید تا سر و صداها بخوابد و در فصل دوم آن نیز دیگر اشاره‌ای به هیچ یک از زیرمجموعه‌های اداره ثبت‌احوال نشد.

پایتخت (۱۳۹۰)

محوریت این سریال نوروزی با یک خانواده مازندرانی صاف و ساده بود که قصد داشتند از شمال کشور به تهران مهاجرت کنند؛ در نتیجه به وفور می‌شد آداب و سکنات زندگی و لهجه مردمان شمال کشور را در آن دید.

اما از آنجا که سریال سیروس مقدم در ژانر کمدی ساخته شده بود،‌ همزمان با رسیدن این سریال به فصل سوم و استقبال گسترده مردم از آن، بعضی از اهالی شمال کشور این سریال را به خاطر "تمسخر مازندرانی‌ها" مورد حمله قرار دادند.

از جمله این مخالفان می‌توان به نمایندگان چند شهر استان مازندران در مجلس و معاون سیاسی و امنیتی وقت استانداری مازندران اشاره کرد. پایتختی‌ها هم در مقابل دوربین به دست به میان مردم مازندران رفتند تا نشان بدهند اعتراضِ مدیران استان، ربط چندانی به مخالفت مردم این خطه با سریال ندارد و مازندرانی‌ها ازینکه سریالی در مورد آنها ساخته شده دلگیر نیستند.

هرچند اعتراضات به این سریال به صحن علنی مجلس هم رسید؛ اما در نهایت زور مردمِ مشتاق چربید و باوجود وقفه‌ای که در تولید "پایتخت۴" ایجاد شد، آقای مقدم و تیمش امسال ساخت قسمت جدید این سریال پرطرفدار را آغاز کردند.

سرزمین کهن (۱۳۹۲)

اعتراضات به قدری بود که پخش سرزمین کهن متوقف شد

آخرین اثری که کمال تبریزی برای تلویزیون ایران ساخت،‌ منسوبان به ایل بختیاری را به شدت رنجاند. در این سریال که به وقایع سیاسی-اجتماعی دهه ۲۰ ایران می‌پرداخت، در بخشی از دیالوگ‌ها بختیاری‌ها و در راس آنها سردار اسعد بختیاری -از سیاستمداران مشروطه‌خواه عصر قاجار- به سرسپردگی به بریتانیا متهم می‌شوند.

اگرچه عوامل فیلم بعد از بالا گرفتن ماجرا هم از ارادت خود به مردمان بختیاری حرف زدند و هم از نقش موثر و مثبت آنها در تاریخ معاصر ایران، پخش سریال باعث شد مردم شهرهای الیگودرز، دزفول و مسجد سلیمان و اهواز دست به اعتراض بزنند و خواستار توقف پخش این سریال و عذرخواهی صدا و سیما شوند.

نمایندگان این شهرها، استاندار خوزستان و برخی ائمه جمعه هم علیه سریال موضع گرفتند و بخش‌هایی از آن را "توهین" به مردمان بختیاری دانستند؛ نماینده مردم دزفول حتی گفت بناست "پرونده" این سریال به شورای عالی امنیت ملی ارسال شود.

درنهایت نه توضیحات عوامل موثر واقع شد،‌ نه تمهیدات و نامه‌های صدا و سیما و نه اصلاحات صورت گرفته؛ ساخت و پخش "سرزمین کهن" نیمه کاره ماند، مدیر گروه سریال شبکه سه برکنار شد و کمال تبریزی با دلخوری رو به شبکه نمایش خانگی آورد.

پژمان (۱۳۹۲)

صرف اینکه یک ستاره سابق فوتبال در سریالی در مورد این ورزش پرطرفدار نقش ایفا کند احتمالا خیلی از علاقمندان به فوتبال را پای تلویزیون خواهد نشاند؛ خصوصا اینکه سریال کمدی باشد و نام برادران قاسمخانی را هم به عنوان نویسنده یدک بکشد.

اما شخصیت بی‌دست و پا و نه چندان فرهیخته پژمان جمشیدی -که در این سریال در نقش خودش، ستاره پیشین تیم پرسپولیس ظاهر شد- به مزاق خیلی از اهالی فوتبال خوش نیامد.

خداداد عزیزی از جمله فوتبالیست‌هایی بود که در این مورد اظهارنظر کرد و گفت این فیلم در مورد شخص "پژمان جمشیدی" است و نه فوتبال ایران و افزود خودش هرگز در نقش آدمی که مدام "پس‌گردنی" بخورد ظاهر نخواهد شد.

نیما نکیسا نیز یکی دیگر از ستاره‌های فوتبال بود که ضمن اعلام نارضایتی‌اش از این سریال به تحصیلات بالای خودش و تعدادی دیگر از چهره‌های فوتبالی کشور اشاره کرد و افزود همه فوتبالیست‌ها چنان که "پژمان" نشان می‌ٔهد نیستند.

در هرحال یا سمبه فوتبالی‌ها چنان که باید پر زور نبود و یا اعتراضشان چندان به چشم نیامد؛ چون ساخت "پژمان۲" هم کلید خورد و انتظار می‌رود امسال روی آنتن برود.


comment نظرات ()
بیش از سیصد فیلم در بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤

بیش از سیصد فیلم برای حضور در بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر فرستاده شده‌است .

دبیرخانه بخش بین‌الملل سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر گفته است که بیش از ۳۰۰ فیلم برای شرکت در این جشنواره تقاضا کرده‌اند.

بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر که هر سال به عنوان زیر مجموعه ای از این جشنواره همزمان با بخش‌های دیگر در بهمن برگزار می‌شد، امسال برای نخستین بار مستقلا در اردیبهشت (۵ تا ۱۲) برگزار خواهد شد.

نیما عباسپور، عضو هیئت انتخاب فیلم‌ها در این جشنواره در مورد علت جدا شدن بخش بین الملل از بخش اصلی گفت: "مدیران سینما به این نتیجه رسیده اند که تاکنون جشنواره فجر یک جشنواره بین المللی جدی نبوده، این جشنواره عنوان بین المللی داشت، اما در سطح یک جشنواره بین المللی جهانی برگزار نشده است."

او گفت: "در گذشته این بخش کمرنگ بود و متقاضی زیادی برای حضور بین المللی در جشنواره وجود نداشت و تحت تاثیر بخش ملی قرار می گرفت. اما این استقلال باعث می شود که مخاطبان فیلم های خارجی را نیز ببینند و آثار ایرانی نیز در کنار فیلم های خارجی دیده شود."

گفته شده است که فیلم‌ها در این جشنواره در دو بخش رقابتی و غیررقابتی حضور خواهند داشت.

بخش رقابتی شامل سینمای سعادت (سینمای جهان) و جلوه گاه شرق (سینمای آسیا و جهان اسلام) و جایزه هنر و تجربه است.

در بخش غیررقابتی چشم انداز سینمای روز چین،‌ چشم انداز سینمای روز ترکیه،‌ نمایش ویژه فیلم های روز جهان، سینما حقیقت،‌ آثار کوتاه، فرانچسکو روزی: منتقد و متعهد، نام آوران بین الملل سینمای ایران و کارگاه‌های تخصصی از جمله کارگاه‌های عباس کیارستمی برگزار می‌شود.

فیلم‌هایی از کشورهایی چون اتریش، آلمان،‌ سوئیس، فرانسه، بریتانیا، ایرلند، آمریکا، بلژیک، ایتالیا، ترکیه، هند، ژاپن، تاجیکستان، مالزی، کانادا، نروژ، فلسطین و بلغارستان در جشنواره امسال شرکت کرده اند.

به گزارش دفتر اطلاع رسانی این جشنواره سعی بر آن است تا در هر بخش ترکیبی از داوران ایرانی و خارجی به قضاوت فیلم‌ها بپردازند.


comment نظرات ()
از خانه دوست تا ماهی و گربه در جشنوارۀ ولز بریتانیا
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٤
 
خانه دوست کجاست/ عباس کیارستمی

هم‌زمان با آغاز سال نوی ایرانی، جشنوارۀ فیلم «وان ورلد» در ولز بریتانیا، در برنامۀ ویژه ای با عنوان فصل سینمای ایران، برخی از آثار برجستۀ سینمای پس از انقلاب ایران را به نمایش گذاشته است. در این برنامه که از روز ۲۱ مارس در شهر کاردیف ولز آغاز شده، ۹ فیلم از سینمای بعد از انقلاب ایران به نمایش درمی آید.

هدف از برگزاری این برنامه، معرفی فرهنگ و هنر ایرانی به مخاطبان بریتانیایی و نمایش برخی از آثار مهم تاریخ سینمای بعد از انقلاب ایران است. در این برنامه که با پشتیبانی مالی شورای فرهنگی بریتانیا(بریتیش کانسیل) تدارک دیده شده، فیلم هایی از بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی، محسن مخملباف و رخشان بنی اعتماد به نمایش درمی آید و همزمان جلسات بحث و گفتگو نیز با حضور برخی از صاحب نظران سینمای ایران در بریتانیا از جمله سعید زیدآبادی نژاد(از دانشگاه سواس لندن)، مریم قربان کریمی(از دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند) و احسان خوشبخت(منتقد سینما) برگزار می شود.

معمولا از فستیوال ها و مراکز سینمایی و فرهنگی غرب که برنامه های ویژه ای را با عنوان «مرور بر سینمای ایران» و یا «چشم انداز سینمای ایران» برگزار می کنند این انتقاد می شود که این مجامع فرهنگی، دید و تشخیص درستی از سینمای ایران نداشته و گزینش آنها غالبا با بی‌دانشی، غلفت و ناآگاهی از تاریخ و وضعیت دیروز و امروز سینمای ایران و افراد مؤثر در تحول آن همراه است. انتقاد دیگری که در این مورد مطرح است این است که کیوریترها(برنامه ریزها)ی سینمای ایران در فستیوال های غربی، معمولاً کسانی اند که شناخت دقیقی از سینمای ایران و تحولات آن ندارند و افرادی هم که در این زمینه به آنها مشاوره می دهند، افراد صاحب نظر و واجد صلاحیتی نیستند.

اما به گفتۀ دیوید گیلم، مدیر فستیوال وان ورلد ولز، وی در انتخاب این فیلم ها، از مشاوره و راهنمایی احسان خوشبخت، منتقد سینما برخوردار بوده که سال ها با مجلۀ سینمایی فیلم در ایران همکاری داشته و با سینمای ایران و تحولات آن از نزدیک آشناست.

معمولا از فستیوال ها و مراکز سینمایی و فرهنگی غرب که برنامه های ویژه ای را با عنوان «مرور بر سینمای ایران» و یا «چشم انداز سینمای ایران» برگزار می کنند این انتقاد می شود که این مجامع فرهنگی، دید و تشخیص درستی از سینمای ایران نداشته و گزینش آنها غالبا با بی‌دانشی، غلفت و ناآگاهی از تاریخ و وضعیت دیروز و امروز سینمای ایران و افراد مؤثر در تحول آن همراه است.

فیلم های باشو غریبه کوچک، خانه دوست کجاست، هامون، گبه، زیر پوست شهر، سیب، بچه های آسمان، زمانی برای مستی اسب ها و ماهی و گربه، از فیلم هایی است که برای نمایش در فصل سینمای ایران در جشنواره وان ورلد واز درنظر گرفته شده اند. این فیلم ها، عمدتاً مربوط به دهه های شصت و هفتاد سینمای بعد از انقلاب اند و برخی از آنها مثل هامون و باشو غریبۀ کوچک برای نخستین بار در بریتانیا به نمایش درمی آیند. دیوید گیلم، دربارۀ اینکه این فیلم ها بر چه اساسی انتخاب شده اند و چرا فقط این تعداد فیلم از سینمای پس از انقلاب در این برنامه گنجانده شده می گوید: " لیست اولیه بین ۱۲ تا ۱۵ فیلم بود اما بعد از مشورت با احسان خوشبخت، آن را محدودتر کرده و به ۸ فیلم رساندم. فیلم های زیادی بود که من دلم می خواست در این برنامه باشد از جمله رنگ خدا از مجید مجیدی که فیلم زیبایی است اما ما نتوانستیم کپی خوبی از آن پیدا کنیم. فیلم های دیگری هم بود اما قیمت هایی که تهیه کننده ها پیشنهاد می کردند فراتر از بودجه ما بوده است."

آقای گیلم در پاسخ به این سوال که آیا فیلم های انتخاب شده می تواند طیفی از سینمای بعد از انقلاب ایران باشد و تصویر نسبتاً همه جانبه ای از این سینما به تماشاگران غیر ایرانی این فستیوال ارائه دهد، می گوید:

" واقعا فکر نمی کنم بتوان با این تعداد اندک فیلم، تصویری همه جانبه از سینمای ایران به تماشاگران داد. حتی اگر ۴۰ یا ۵۰ فیلم هم می توانستیم در این برنامه بگنجانیم، باز هم تنها بخشی از غنای سینمای ایران بود. این برنامه تنها فیلم های خاصی است که من و احسان خوشبخت آنها را دیده و انتخاب کردیم. در این برنامه ما بیشتر روی دورۀ خاصی از سینمای ایران تمرکز کردیم، دوره ای که سینمای ایران در طی ۱۰ تا ۱۵ سال در سطح جهانی مطرح شد و فیلم های ایرانی موفق شدند جوایزی در فستیوال هایی مثل کن، لوکارنو، ونیز و غیره کسب کنند، دوره ای که با سینمای کیارستمی و مخملباف هدایت شد و دارای سبکی شبیه نئورئالیسم ایتالیا بود و برای تماشاگران بریتانیایی کاملا آشناست. اما من همچنین می خواهم به مجیدی اشاره کنم که فیلم هایش را پیش تر در فستیوال ولز نشان دادیم اما فیلم هایش کلاً در بریتانیا توزیع نشد. بنابراین جشنواره ها، تنها مکانی اند که این فیلم ها می توانند دیده شوند. همچنین فیلم هایی مثل باشو و هامون که قبلا هرگز در بریتانیا به نمایش درنیامدند."
 

ماهی و گربه/ شهرام مکری

از میان فیلم های ذکر شده، فیلم های خانه دوست کجاست، باشو غریبه کوچک، و بچه های آسمان، متعلق به ژانری موفق در سینمای ایران به نام سینمای کودکان است که در ادامه سنت سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در زمینه تولید فیلم هایی با محور شخصیت های کودک در پیش از انقلاب ساخته شد و دربردارندۀ عناصر و ویژگی های اصلی آن نوع سینما بود. سینمایی که بعد از انقلاب به خاطر برخی محدودیت های تحمیل شده به سینمای ایران از جمله محدودیت های مربوط به حجاب، نمایش سانسور نشدۀ تصویر زنان و ستاره سالاری، بسیار رونق یافت و به ژانر اصلی سینمای بعد از انقلاب در یک دوره تبدیل شد و موفقیت های زیادی در جشنواره های جهانی کسب کرد.

اما سینماگران ایرانی در بعد از انقلاب ایران، به تصویر کودکان بسنده نکرده و به تجربه در زمینه های دیگر مثل سینمای عرفانی، سینمای شاعرانۀ نمادگرا و سینمای اجتماعی-انتقادی پرداختند. فیلم های هامون(داریوش مهرجویی)، گبه(محسن مخملباف) و زیر پوست شهر(رخشان بنی اعتماد)، نمونه هایی از این گرایش ها در سینمای ایران اند که نسخه های خوبی از آنها که از طریق بنیاد سینمایی فارابی تامین شده، در این جشنواره نمایش داده می شود.

اما سینماگران ایرانی در بعد از انقلاب ایران، به تصویر کودکان بسنده نکرده و به تجربه در زمینه های دیگر مثل سینمای عرفانی، سینمای شاعرانۀ نمادگرا و سینمای اجتماعی-انتقادی پرداختند. فیلم های هامون(داریوش مهرجویی)، گبه(محسن مخملباف) و زیر پوست شهر(رخشان بنی اعتماد)، نمونه هایی از این گرایش ها در سینمای ایران اند که نسخه های خوبی از آنها که از طریق بنیاد سینمایی فارابی تامین شده، در این جشنواره نمایش داده می شود.

به گفتۀ مدیر جشنوارۀ ولز، بیشتر این فیلم ها به صورت دیجیتال(نسخه بلو رِی) نمایش داده می شوند و تنها کپی ۳۵ مربوط به فیلم سیب سمیرا مخملباف است که کپی خوب آن را از آرتیفیشال آی تهیه کرده اند. به گفته وی این فیلم ها ابتدا در شهرهای کاردیف، ابریستویث و سوانسی نشان داده می شوند اما بعد در شهرهای کوچک تر ولز نیز به نمایش درخواهند آمد:

"مثلا ما قصد داریم نوروز را در شهر کوچک کاردیگان که تنها ۵۰۰۰ نفر جمعیت دارد، جشن بگیریم اما این شهر تنها ۳ سینما دارد که فقط فیلم های هالیوودی را نشان می دهد. اما در میانشان تماشاگران آگاهی وجود دارند که کمتر فرصت پیدا می کنند تا این نوع فیلم ها(فیلم های ایرانی) را ببینند. اهالی لندن و ادینبرا، امکان تماشای طیف فوق العاده ای از فیلم هایی از سراسر جهان را دارند. هدف فستیوال ما این است که این امکان را برای مردمی که دور از شهرهای بزرگ زندگی می کنند فراهم کند تا این فیلم ها را ببینند. و در این زمینه، یک نوع تشنگی برای دیدن آثار متفاوت وجود دارد."

علاوه بر این هشت فیلم، فیلم ماهی و گربه ساخته شهرام مکری نیز که از نظر ساختار روایی و فرم سینمایی، اثر متفاوتی از سینمای معاصر ایران است، در برنامۀ اصلی این جشنواره، به نمایش درمی آید.

به گفتۀ مدیر جشنوارۀ ولز، "در نهایت باید قبول کنید که همۀ ما در بریتانیا، از برنامه ریزهای فستیوال ها گرفته تا منتقدان و تماشاگران، تنها بخشی از سینمای ایران را می بینیم و با این فصل سینمایی، ما تنها می توانیم کمی از آن را جبران کنیم."

اما فیلم های جشنوارۀ "وان ورلد" ولز تنها محدود به سینمای ایران نیست بلکه این جشنواره اختصاص به نمایش فیلم‌هایی از آسیا، خاورمیانه، آمریکای جنوبی و آفریقا دارد. فیلم های دختر ساختۀ آفیا ناتانیل، محصول مشترک نروژ و پاکستان، تیمبوکتو ساختۀ عبدالرحمان سیساکو از موریتانی و بتلهایم آزاد ساختۀ لیلا منصور از فلسطین، از جمله فیلم هایی است که در این جشنواره به نمایش درمی آیند.


comment نظرات ()