کانون سینماگران جوان

هنر : سینما و ادبیات

جشنواره فیلم کارلووی واری؛ از مهاجرت تا امیر نادری
نویسنده : بهروز قلمی - ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤
"میزانسن با آرتور پن(یک مکالمه)" ساخته امیر نادری

جشنواره بین المللی فیلم کارلووی واری، شنبه شب، یازدهم ژوئن، با اهدای جوایز به بهترین ها به کار خود پایان داد.

کارلووی واری به فاصله حدود صد کیلومتری پراگ، مرکز جمهوری چک، شهری است تاریخی، ته یک دره زیبا که با آب و هوای تابستانی دلچسب اش برای پنجاهمین بار میزبان این جشنواره بین المللی بود؛ جشنواره ای که روزهای تلخ و سیاهی را پشت سر گذاشته (تا آنجا که در دوران شوروی سابق مجبور بودند فیلم های سیاسی و تبلیغاتی به نمایش بگذارند و جایزه ها بنا به دستورات بود) و امروز، از نظر کمیت و کیفیت، یکی از مهمترین جشنواره های سینمایی اروپاست.

انتخاب فیلم ها در بخش های مختلف امسال نشان از حسن دقت برگزار کنندگان دارد و در مجموع سال پرباری را برای این جشنواره رقم زد؛ جشنواره ای که به نظر می رسد کمتر از دیگر جشنواره های پرسر و صدا تحت تاثیر تهیه کنندگان و پخش کنندگان فیلم است و از سوی دیگر برخلاف بسیاری از جشنواره ها، چندان در پی گرد آوردن نام های بزرگ نیست.

کارلووی واری در عین حال که از کشورهای مختلف جهان فیلم انتخاب می کند و امسال ۲۲۶ فیلم را از کشورهای گوناگون به نمایش گذاشت، محل بسیار مناسبی است برای تماشای فیلم های اروپای شرقی؛ کشورهایی که این روزها سینمای شگفت انگیزی را عرضه می کنند و در جشنواره های مختلف اروپا پیشتازند.

جوایز جشنواره

با این حال جایزه اصلی جشنواره امسال به یک فیلم آمریکایی تعلق گرفت: جایزه بیست و پنچ هزار دلاری بهترین فیلم بخش مسابقه به "باب و درختان" ساخته دیه گو اونگارو رسید.

اونگارو که یک فیلمساز فرانسوی است، پیشتر فیلم کوتاهی به همین نام درباره باب تاراسوک، مردی که در آمریکا علاقه زیادی به درختان و طبیعت دارد، ساخته بود و حالا با همین موضوع و همین نام، اولین فیلم بلند خود را عرضه کرده که سعی دارد شخصیتی جذاب را در رابطه با طبیعت به تصویر بکشد.

اما جایزه بهترین کارگردان، به یکی از دیدنی ترین فیلم های امسال رسید: بابا ساخته ویزار مورینا، محصول مشترک آلمان، کوزوو، مقدونیه و فرانسه.

فیلم با محور مهاجرت- یکی از مسائل و مشکلات اصلی اروپا در چند دهه اخیر- می توانست به فیلمی شعاری بدل شود، اما نگاه فیلمساز و نحوه روایت، یک اثر انسانی دلچسب را تصویر می کند که بیش و پیش از هر چیز درباره رابطه عاطفی یک پسر ده ساله و پدرش است و جایی را روایت می کند که پدر در راه مهاجرت به آلمان، او را با خانواده برادرش رها می کند، اما پسر که دنیا را تنها در محبت وآغوش پدر می بیند، به تنهایی به دنبال او به راه می افتد.

null"بابا" ساخته ویزار مورینا، محصول مشترک آلمان، کوزوو، مقدونیه و فرانسه.

فیلم در لبه غرق شدن در احساسات متوقف می شود و با فاصله به شخصیت هایش نگاه می کند، در نتیجه جهان آنها بسیار درگیرکننده تر از یک ملودرام است؛ با پایانی شگفت انگیز که یک رویای ترسناک را با جهان واقعی می آمیزد.

سینمای ایران

جشنواره کارلووی واری هر سال توجه خاصی به سینمای ایران داشته، اما امسال سال پر رونقی برای سینماگران ایرانی نبود. شنیده ها حاکی است که دو فیلم تازه از داخل ایران برای بخش های غیر از مسابقه این جشنواره پذیرفته شده بودند، اما تهیه کنندگان آنها ترجیح داده اند تا بخت خود را برای شرکت در بخش مسابقه لوکارنو و ونیز- که طی دو ماه آینده برگزار می شوند- امتحان کنند.

هنگامه پناهی، تهیه کننده شناخته شده ایرانی، امسال یکی از داوران بخش اصلی این جشنواره بود. پناهی طی سال ها با فیلمسازانی چون جعفر پناهی، ژاک اودیار، ژیا ژانگکه،الکساندر سوخوروف و مارکو بلوچیو کار کرده است.

در بخش "شش برخورد نزدیک"، شش فیلمساز، شش فیلم را برگزیده اند و انتخاب مارک کازینز، مستندساز و منتقد فیلم، "نون و گلدون" ساخته محسن مخملباف بود که تنها فیلم ایرانی جشنواره محسوب می شد.

اما آخرین ساخته امیر نادری هم در جشنواره نمایش داشت: "میزانسن با آرتور پن(یک مکالمه)". این فیلم سه و نیم ساعته تنها ضبط ویدئویی گفت و گوی نادری با آرتور پن است، بی آن که تدوین شده باشد و فیلمساز تلاشی برای تبدیل آن به "فیلم" ارائه کند. خود نادری می گوید به اصرار دوستان اش این فیلم را عرضه کرده تا این گفت و گو در تاریخ سینما بماند.

nullجام بلورین جشنواره امسال به ریچارد گیر تعلق گرفت

هرچند آرتور پن فیلمساز جذابی است اما دوربین و نمای ثابت بسیار طولانی به سرعت تماشاگر را خسته می کند، به ویژه که نادری، با زبانی نه به طور کامل قابل فهم، اصرار دارد که گاه هر چند ثانیه یک بار در میانه حرف های پن چیزی به تائید بگوید یا سوال تازه ای مطرح کند. برخی از این سوالات جذاب اند اما برخی دیگر- مثل پرسیدن نام همسر او و بعد به تاکید پرسیدن نام فامیل همسر او، باضافه پرسیدن درباره جزئیات بسیار ریزی از داستان های کودکی- کمکی به درک دنیای آرتور پن نمی کند.

تقدیرها

جام بلورین این جشنواره که هر سال به دستاورد هنری عمر یک هنرمند تعلق می گیرد، امسال به ریچارد گیر رسید. او با حضور خود در مراسم افتتاحیه، شب پرسر وصدایی را رقم زد و صفحات اول روزنامه های چک را به خودش اختصاص داد.

اما لاریسا شپتکو، یکی از معروف ترین زنان سینماگر جهان که دهه هاست در بین ما نیست، یک مرور آثار نادر و شگفت انگیز داشت: نمایش پنج فیلم او که یکی از آنها گمان می رفت برای همیشه نابود شده و در کنار آن، نمایش شاهکارش، عروج(۱۹۷۶) بر روی پرده سینما به شکل سی و پنج میلی متری که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. همه نمایش ها با مقدمه و توضیحات جذابی از پسر او، آنتون کلیموف،همراه بود؛ حاصل ازدواج شپتکو با دیگر فیلمساز سینمای شوروی، الیم کلیموف.

شپتکو که در سن چهل و یک سالگی در یک تصادف رانندگی به همراه چهار نفر از گروهش جان خود را از دست داد، با دولت شوروی مشکلات زیادی داشت. آنتون کلیموف در پاسخ به سوالی، احتمال ساختگی بودن این تصادف را بعید دانست.


comment نظرات ()